نگاهی به شکوه خوزستان

خرداد ۲۷, ۱۳۸۶

پاینده ایران
بسیاری از کسان که در سرزمین خوزستان زندگانی وروزگار خویش را از سر می گذرانند چه بسا که چندان آشنایی با ویژگی های تاریخی این کهن دیار ونیز گاهواره نخستین آفرینش های انسان دوران کهن نداشته باشند و خود را در غفلتی سخت رنج آور گرفتار ساخته اند. وبه گفته مولانا:اسارت نام آنان را ازبدیهیات غافل ساخته، هرگاه از خویشان ودوستان در این باره پرسش می کنیم، گاه به شوخی می گویند: هنوز گرسنگی نکشیده ای تا عاشق بودن را از یاد ببری. وقتی جامعه ای در چنین دورانی زندگی می کند واین چنین بر فقر خویش گواهی می دهد، شاید سخن گفتن از تاریخ، فرهنگ ویا میراث فرهنگی خود خواهی ویا نفهمیدن شرایط اجتماعی در شرایط کنونی توسط بسیاری تعبیر شود.
ولی به باور نگارنده هرچند آب ونان ونیاز های فیزیولوژیکی از بدیهی ترین نیاز زندگی کردن هر انسانی می باشد ولی آیا ما حق داریم تنهابه دلیل فقر معاش وگذران زندگی، خاک را فراموش کنیم ویا شناسنامه های خود را به بیگانه آن هم به بهای بسیار اندکی،حراج بگذاریم. نگارنده با درک این موضوع وبنا به مسوولیت هر فرد ایرانی که می بایست بر دوش خویش احساس کند، می کوشد فروغ ودرخشش فرهنگ ایرانی را تا آن جا که در توان وانبان اندیشه دارد، بیان نماید .
در اینجا نگاهی کوتاه به تاریخچه شهر اهواز خواهیم داشت.
سینه خواهم شرحه شرحه ازبیان تا بگویم رنج درد اشتیاق
هرکسی کو دورماند ار اصل خویش باز جوید روزگار وصل
********************************
یکی زآن شهرها اهواز ماندست
کش او آن گاه شهر رام خواندست ۱
نگاهی به تاریخ:
درباره چرایی نامیدن اهواز به این نام گفته گوناگون است ولی آن چه که بیش از همه تاریخ نگاران بر آن هم اندیشه اند وجود ناحیه ی به نام سوزیان(خوزان) در این سرزمین بوده است وگویا قومی با نام خوز در دوران های دور تاریخی در این ناحیه زندگی می کرده اند. در همین باره در فرهنگ معین ۲ در باره نام اهواز آمده است:ایرانیان این ناحیه را سوزیان (خوزیان) می نامیدند وآن همان ناحیه کهن ایلام بوده است ودر زمان شاهنشاهی ساسانیان ( هرمز اردشیر)، «رام شهر»،« شهر رام» نامیده می شده وبعد ها پس از یورش تازیان به اهواز برگردانده شد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار برای ارج نهادن به وی ویا شاید هم از روی جبر وقهر این شهر ناصری ویا ناصریه نامیده شد. در برهان قاطع۳ دراین باره چنین آمده: خوز به معنی نیشکر وخوزستان نام استان شکر خیز فارس است که پایتخت آن شهر شوشتر است و ولایتی را گویند که شکر خیز باشد ونیشکر زار وکارخانه شکر سازی را نیز گفته اند و هنوز پس از گذشت دوران های بسیار صنعت وکشت شکر وکارخانه های آن پویا هستند وخوزستان هنوز شکرستان است .روان شاد دکتر معین در همین باره گفته که: خوزستان در پهلوی«هوجستان » و«هوجستان» و«اجاز» یعنی بازار خوزستان نامیده می شد خوز یا هوز نام قومی است که در این سرزمین از گذشته های دور زندگی می کرده اند.
در نخستین سده های اسلامی اهواز اهیمت تارخی خود را نگاه داشته وهمچنان مرکز استان خوزستان به حساب می آمده وتا دوران خلیفه گری مامون عباسی یکی از شهرهای بزرگ خوزستان بوده وگاه تمام خوزستان را اهواز می گفته اند.* ۴ *حمداله مستوفی جغرافیا نویس قرن هشتم هجری بنای شهر اهواز را مربوط به اردشیر بابکان می داند *۵ *ولی مقدسی در این باره دیدگاه دیگری دارد وبنای شهر اهواز را مربوط به دوران شاپور ساسانی می داند ومی گوید: هنگامی که شاپور آن را در دوسوی رودخانه بساخت، یک سو را به نام خدا وسوی دیگر را به نام خودش نامید وهر دو را جمع کرد و هرمز دار اردشیر خواند*۶*، در همین باره در نوشتار های دوران باستان ایران آورده شده که شاپور در خوزستان دو شهر ساخت یکی را به نام خدا ودیگری را به نام خویش نامید. جمع این دو « هرمز داد شاپور» به معنی داده خدا به شاپور معنا شده است. بیشترین آسیبی که اهواز به خود دیده در فتنه زنج وبردگان در قرن سوم هجری بوده که این درگیری ها شورشیان با خلفای عباسی باعث گردید از آن شکوه وخجستگی شهر اهواز کاسته شود. این شهر بعد ها ودر دوران عضد الدوله دیلمی تا حدودی بازسازی شد ودوباره رونقی گرفت. گفتنی است نام اهواز گرفته شده از«اواز» و یا «اواجا» می باشد وآن به معنی نیک وپسندیده می باشد.
آثار تاریخی شهر اهواز:
خرابه ی شاپور، سد شادُروان اهواز، ویرانه های شهر قدیم اردشیر بابکان ، آرامگاه علی بن مهزیار اهوازی و…
در تمامی کتب های دوران اسلامی چه تاریخی وچه جغرافیایی نام سرزمین که در ان زندگی می کنیم را خوزستان آورده شده از جمله سفرنامه ی ابودلف(۳۴۱ هجری)، تاریخ بیهقی(۴۷۰ هجری) تاریخ سیستان (سده های ۵ و۶ هجری) کتاب ابن خرداد به (۲۵۰ هجری) تاریخ یعقوبی (۳۷۸ هجری) اصطخری(۳۴۰ هجری) تاریخ پیامبران وشاهان گرداورنده حمزه اصفهانی(درگذشته به سال ۳۶۰ هجری) صورت الرض ابن حوقل(۳۶۷هجری) کتاب حدود العالم(۳۷۲ هجری) سیر الملوک خواجه نظام ملک (۴۷۹ ـ۴۸۴ هجری) وفارس نامه ابن بلخی (۵۰۰ ـ۵۱۰ هجری) . در همه این کتاب ها که از سوی مورخین بزرگ جهان اسلام نگاشته شده ا ند هرجا از اهواز نام برده اند (هوجستان ـ اوژ) نام برده اند، مراد بخش خوزستان بوده است .
نتیجه آنکه با توجه به برهان ودلایل بسیار تاریخی خوزستان چونان نگینی در خشان بر چکاد فرهنگ واندیشه ایرانی نور می پراکند وهمچنان نقش تاریخی خود را در این دوران پر هیجان از تاریخی ایران زمین ایفا می نماید. باور واندیشه ایران خواهی را می بایست بر سراسر ای

Entry Filed under: Uncategorized. .



۵ Comments Add your own

  • 1.    اهواز پور  |  خرداد ۲۷ام, ۱۳۸۶ at ۹:۳۵ ب.ظ

    قابل توجه عرب های احمق که اهواز را عربستان می گویند

  • 2.    کسرا  |  خرداد ۳۱ام, ۱۳۸۶ at ۷:۴۲ ب.ظ

    پاینده ایران با درود بر تمامی ایران دوستان و ازادی خواهان ایرانی و سرور گرامی شاهین فراز دوست که ذره ذرات وجودش و تمام وجودش لب ریز و مالا مال از عشق به ایران است.قابل توجه تمامی تازیان سوسمار خور موجود در ایران و در هر جای دنیا که زیست میکنند . چو ایران نباشد تن من مباد تا زمانی که من و دوستانم نفس میکشیم نمیگذاریم وجبی از خاک ایران نه جدا و نه نام عربی بگیرد حال چه میخاهند اهواز را عربستان و یا حتی کعبه بخوانند . به نام ایران و ایرانی کسرا از اهواز ۳۱/۰۳/۸۶ پاینده ایران

  • 3.    مزدک  |  تیر ۵ام, ۱۳۸۶ at ۵:۰۷ ق.ظ

    پاینده ایرانکسرای گرامی حتما این چنین است

  • 4.    کاید  |  مرداد ۱۱ام, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۲ ب.ظ

    درود بر جوانان وطن پرست ایران زمین. موضوعات خوبی انتخاب کردی از صمیم قلب برایت آرزوی موفقیت می کنم.

  • 5.    نیما  |  شهریور ۹ام, ۱۳۸۶ at ۱:۴۴ ق.ظ

    درود بر شرفتاناعراب خوزستان(به غیر از جدایی طلبان مزدور)ایرانی و مسلمانندو با پانه کثیف جدایی خواهان در خوزستان تومنی چند تفاوت میکنندزنده باد ایران و ایرانیان

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی