به نام ملت “فرمانروای دربند”

دی ۱۳, ۱۳۸۹

به نام ملت “فرمانروای دربند”


پاینده ایران

۱- با خبر شدیم، کارمندان حراست دانشگاه، سرور شاهین زینعلی را در آستانه ی امتحانات،از ورود به دانشگاه بازداشته و کارت دانشجویی ایشان را توقیف کرده و اعلام داشته اند:”بنا به دستورمقام عالی از این پس از ورود ایشان به دانشگاه جلوگیری خواهد شد”

به سرور شاهین زینعلی می گویم:این مدرک آزادگی و شرافت ِتواست که دردانشگاه ِایستادگی و شجاعتِ نجیبانه بدست آوردی. درود بر تو و بر همه ی کوشندگان راه سرفرازی ایران. در این مبارزه بزرگ درد ورنج بسیاراست، اجحاف و ستم بسیار به ناحق روا می دارند، ولی آنگونه که ما به آرمانها و رسالتهای خود می نگریم، از این مصائب چیزی جزلذت درنمی یابیم.همانگونه که بارها گفته ام ما درحال تجربه ی لذت مبارزه ایم.کارزاریست ومراحلی.این مراحل به عالی ترین مراتب معنای انسانی مرتبط است.کوره ایست که عیارعیان می کند وزبده برون می آورد.رنجش بیش می سازد تا تکامل به نهایتِ لازم هردوره ای نزدیک شود وآنگاه خورشید از دل شب فرازآید و صبح بدمد.ازاینکه دراین برهه ی تاریخ،با سینه ای پرازمهربه میهن وآرمانهای والا، با احساس رسالتی بزرگ چنین آماج ناملایمتی ها هستی،از آنجایی که گواه کوششهای راستین توست می بایست خشنود و راضی باشی و من شما را فرا می خوانم که از این مراحل توشه ها بیاندوزید برای مراحل بعد و بعدتر وخویش به کمال و تمام برای این امر خطیرمهیا و تکامل روحی و فکری خود، کامل دارید و همه ی پان ایرانیستها چنین باید. ۲-اما سخنی نیز با “مقام مسوول”دارم که یکی از خروجی های مهم کاریشان در سال همت و کار مضاعف که رو به پایان می باشد؛ بازداشتن یکی از بهترین هم میهنانشان ازادامه ی تحصیل بوده است.نخست پرسشی از شما دارم .چگونه اندیشیدید و چگونه صغری وکبری بر ِهم چیدید و به این نتیجه رسیدید که سرور شاهین زینعلی را از تحصیل بازدارید؟ شما که پرونده ای به ناحق برایش به راه انداخته اید و به زودی حکمش به اجرا در خواهید آورد، این چند روز آزادی و تحصیل ایشان چه مساله ی امنیتی و ضروری را سبب می شد که ضرب العجلی به کارهایتان بخشیده و توانتان را بسیجیده اید؟این تاکید بر اظهار “نظام خواهی”و”فتنه یابی”و دشمن ستیزی(!)که لابدهمه از سر سودای قربه الی الهی شما در سرست، نه از دریچه ی شوق طی مراحل در این آشفته بازار مدیریت، چه نسبتی با مصالح و منافع حقیقی این ملک و میهن و ملت دارد(؟!)در این شرایط خطیر که از شمال و جنوب و از شرق و غرب در باب ایران هر کس نقشه ای در سر دارد و از برکت وجود شما، چه بسا بازو به بازو داده و هم زور شوند، درداخل،عاشقان وبیداران ومدافعان این وطن را چه کسانی تاکید موکد دارند که با ممانعتی مضاعف و آرایشی تمام و حداکثرتوان، از کارها بازدارند وزمین گیرکنند. امروز اعلام می دارم این اقدامات شما برعلیه پان ایرانیستها، همه ی آن کارها که کرده اید وخود بهتر می دانید و تاریخ بهتر از شما، چیزی به مثابه قتل عام ارتش پیش از حمله ی رژیم بعثی و خلع سلاح نیروهای داخلی است! شگفتا هر که نزدیک بین و به خود بینی قرین، گوی به چوگان فرصت نامیمون و مهمیز برمرکب قدرت نامشروع تیزترمی زند.فعلا به شلتاق وعناد با هر چه حرف صلاح است درافتاده اید، گوشها زنبورک خانه کرده اید و دم گرم ما تنورسرد شما.این احوال و اوضاع، آب انبار شلوغ و چه کوزه ها که در آن میانه شکند. ۳-سخن پایانی:جوانان،زنان ومردان ِاین سرزمین را به مبارزه در راه سرفرازی ایران و پیوستن به صفوف مبارزاتی پان ایرانیستی فرا می خوانیم.شرایط دشواراست، بنابراین روی سخن با کسانی است که توانی متناسب با این شرایط و اوضاع و احوال دارند؛ خط مبارزاتی ما در این مرحله روشن است ما صدای ملت یعنی”فروانروای در بند” نیستیم اما بنام ملت می کوشیم این صدا شنیده شود.ما معتقدیم فرمانروای حقیقی این سرزمین “ملت”می باشد که اکنون نه غایب که در بند است.ما بنام این فرمانروای در بند و برای رهایی آن می کوشیم.مصالح و سود و زیان این سرزمین به سرپنجه ی این “فرمانروا”و شیوه های مدیریتی آن تدبیر خواهد شد.اکنون دست و پنجه ی این فرمانروا به کند و زنجیر است، نه تنها دست و پنجه ی حقیقی بلکه معنوی نیز هم و این مهمتر است.آنچه مربوط به محل ظهور اراده ی این فرمانرواست سخت سست و نمایشی و بیشترآهو گردانی و صحنه آرایست تا آنکه حقیقتی در آن باشد.تحمل وجودش از سر ناچاریست.مجلس یعنی آن “منارجنبان ناطق”را ببینید که هرچه آن منارجنبان تاریخی، تاریخ مند و منظم وبه آیین و به هنراست، این منارجنبان ،تاریخ ستیز و بی هنر است.به فریادی و به امرونهی چنان می لرزد و از جای می رود که به رقص می ماند و ضربش به اراده فرمانروا تنظیم می شود اما نه “فرمانروای دربند”که “ملت “باشد.ما می خواهیم فرمانروای حقیقی به مسند نشیند و صدایش در مجلس شنیده شود! ما از پس آموزه های یک تاریخ جهانی و دانسته های به محکِ تجربه خورده، انقلابی نمی اندیشیم بلکه می کوشیم ازراههای منطقی و بهره برداری از تمام ظرفیتهای موجود و خلق ارتقاء ظرفیتهای لازم و گسترش آگاهی های جمعی به آزادی اراده ی ملی این مولفه ی دوران ساز نائل شویم.این اشتیاق روحی ماست و در این راه چنان که بایسته و شایسته است خواهیم ایستاد. در پیام بعدی با هم میهنان بیشتر سخن خواهم گفت.

پاینده ایران

حجت کلاشی

۱۲ دیماه ۱۳۸۹ خورشیدی

تارنمای سازمان جوانان پان ایرانیست

Entry Filed under: نوشتارها. برچسب‌ها: , , , , , .



Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی