پاینده ایران
نگاهی گذرا به بررسی کاربردی واژه شوونیست
نخستین شخصى که بنظر مى رسد واژه شوونیسم را در ایران بکار گرفته سید حسن تقى زاده بود. او این واژه را در یک متن تحلیلى ـ انتقادى مورد استفاده قرار داده و این همان متنى است که در آن پیش فرض تقى زاده ، این بود که از سر تا پا باید غربى شد. بعدها در خطابه اى تقى زاده ادعا کرد که: “اینجانب در تحریض و تشویق به اخذ تمدن غربى در ایران پیش قدم بوده ام و چنان که اغلب مى دانند اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگى را در چهل سال پیش بى پروا انداختم که به مقتضیات و اوضاع آن زمان شاید تند روى شمرده شود.”
اما هیچگاه نتوانست منتقدین خود را راضى کند که او اول کسى بوده که این تند روى را کرده و اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگى را بى پروا انداخته. این گفته ى او نیز صحیح نبود که “اغلب این موضو ع را مى دانند.” بلکه بلعکس مورد قبول اغلب قرار نگرفت. این مقالات ـچند مقاله اى استـکه در دوران جوانى تقى زاده نوشته شده است و اگر چه به لحاظ نظرى ایراد دارد چرا که پیش فرض آن به اندازه ى کافى مبهم است و البته به لحاظ موازین جامعه شناختى مورد ایراد اما به اندازه ى کافى صمیمانه و صادقانه است، چیزى که بعدها کمتر از تقى زاده دیده شد، و تکاپوى اندیشیدن به ایران را توسط یک جوان که در کسوت روحانیت نیز بوده است، نشان مى دهد.
او در این مقالات نظر افرادى را که معتقد بودند گذشته ى ما درخشان بوده است و لذا نیازى نیست در تمامى امور تقلید از غرب کنیم، را شوونیستى مىداند چرا که گذشته را بیش از حد بزرگ و درخشان جلوه مىدهند! نقد این مطلب بکار ما نمى آید و این نکته را نیز مى افزاییم که این واژه را به درستى نمیتوان واژه اى دقیق براى وصف هیچ نظرى دانست، چنان که بعدها خود تقى زاده نیز از نظر قبلى خود عدول کرد و بسیارى از سخنانى را که روزگارى شوونیستى خوانده بود تکرار کرد. پس این واژه به شدت نسبى است و چیزى مثل واژه” افراطى بودن “به اندازه ى کافى مبهم.
اما در این جا پرسشى دیگر پیش مى آید، این واژه چگونه به ایران راه یافته و تقى زاده چگونه با آن آشنا شده بوده است؟ از آنجائى که بسیار دور از ذهن است که این واژه در کتب ترجمه شده ى آن دوره بوده باشد، حدسمان این است که آن را در یکى از روزنامه ها خوانده باشد و یا این که از حوزه ى قفقاز به ایران راه یافته باشد و در این صورت مى توان آن را پیش درآمد و حالت جنینى ادبیات چپ روسى ـقفقازى، علیه ناسیونالیسم و ملى گرایى دانست. این واژه به اندازه کافى توان این را دارد که پرخاش هاى سیاسى را رهبرى کند، همان طور که اپورتونیست، بورژوا و … این توان را دارند. به هر حال نحوه ى آشنایى تقى زاده با این واژه به اندازه ى کافى جالب است!
سالها بعد این واژه وصف حالى شد از افراد وطن پرست که چپ و راست در به کارگیرى آن شریک بودند. یکى از تاریخ نگاران انگلیسى که کتابش را با »تقدیم و اخلاص« به “سر ریدر بولارد” سفیر بداندیش در حق ایران تقدیم نموده در قضاوتى نسبت به امیرکبیر مى گوید »ایستادگى میرزا تقى خان در دفاع از حقوق حاکمیت ایران،در سیاست علیه دو دولت نیرومند روس و انگلیس جلوه گر است، گرچه گاه به تعصب در ملت پرستى و شوونیسم مىانجامد.
استاد فریدون آدمیت در تحلیل نظر این نویسنده ى انگلیسى سخنى جالب دارد:»انتقاد او]نویسنده انگلیسى[ از امیر از این رهگذر است که توسعه ى نفوذ انگلستان را در خلیج فارس سد کرده بود و به کشتى هاى انگلیسى اجازه تفتیش نمى داد. از این جهت البته اگر حقوق حاکمیت ایران را در طبق اخلاص تقدیم انگلستان ساخته بود مرد لیبرالى به شمار مى رفت.« این قضاوت تیزهوشانه و دقیق استاد آدمیت وجهه نظر نویسندگان و دولت مردان قدرت هاى بزرگ را بر علیه سیاستمداران ایرانى به خوبى نشان مى دهد. بنابراین مى بینیم که ایستادگى در دفاع از حاکمیت ایران مصداق شوونیسم است.
بالعکس تمام رجالى که در دفاع از حاکمیت ایران اصرارى نداشتند همان طور که استادآدمیت اشاره کرده است، به افرادى لیبرال موصوف شدند. مانند هویدا،بازرگان و …اگر این نویسنده انگلیسى کتاب خود را به »سر ریدر بولارد« تقدیم نمى کرد من به شبهه مى افتادم که نکند کار این نویسنده صادقانه شناسایى رگه هاى شوونیستى در رجال سیاسى ایران است؟! اما این امرمسلم است که از شگردهاى قدرت هاى بیگانه این بوده است که با این واژگان افراد وطن پرست و کسانى که تعصبى در دفاع از حقوق حاکمیت ایران داشته اند به حاشیه برانند و در موضعى دفاعى قرار دهند.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی
پاینده ایران