Archive for مارس, 2010

چهارشنبه
سوری-استاد ابراهیم پورداود

برگرفته از کتاب آناهیتا رویه‌ی ۱۰۰ تا
۱۰۲

آتش‌افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین دیرین است و همه جشن‌های باستانی با
آتش که فروغ ایزدی است، پیشباز می‌شود‌. آن‌چنان‌که در اوستا آمده، فروردین (جشن
نوروز) هنگامی است که فرورهای نیاکان از برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود آیند
و ده شبانروز در خان و مان پیشین خود به سر برند‌. این ده روز‌، همان آخرین پنج روز
از آخرین ماه سال و پنج روزی است که به سال می‌افزودند تا سال خورشیدی، درست دارای
۳۶۵ روز باشد‌. این پنج روز را پنجه – پنجه دزدیده – پنجوه – بهیزک (وهیچک) – گاه -
اندرگاه – روزهای گاتها می‌گفتند‌. ناگزیر در روزی که از برای پیش‌آمد آغاز سال آتش
می‌افروختند‌ و شادمانی می‌کردند‌، بیرون ازین ده روز نبود‌. شک نیست که افتادن این
آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه ایرانیان شنبه و آدینه
نداشتند‌. هر یک از دوازده ماه نزد آنان بی‌کم و بیش سی روز بود و هر روز به نام
یکی از ایزدان خوانده می‌شد، چون هرمزروز- بهمن‌روز- اردیبهشت‌روز و جز اینها‌. روز
چهارشنبه یا یوم‌الارباع نزد عربها روز شوم و نحسی است‌. جاحظ در المحاسن و الاضداد
آورده «و الاربعاء یوم ضنک و نحس»(۱). شعر منوچهری گویای همین روز تنگی(ضنک) و سختی
و شومی است:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                       بسا تکین می
خور تا به عافیت گذرد
این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به
شب آخرین چهارشنبه انداختند تا با پیش‌آمد سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه
برکنار مانند‌.
در کهن‌ترین جایی‌که از آتش‌افروزی سوری یاد شده، در تاریخ
بخاراست‌، تالیف ابوجعفر نرشخی (۲۸۶-۲۴۸). این کتاب را
ابونصراحمدبن‌محمدبن‌نصرالقباوی در سال ۵۷۲ از عربی به فارسی برگردانیده
است‌.
درباره جشن سوری گوید: «وچون امیر سدید منصوربن‌نوح به ملک بنشست اندر ماه
شوال سال به سیصد و پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای‌ها را دیگر بار عمارت
کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل (کردند). آن‌گاه امیر سدید
(به سرای) بنشست‌. (هنوز) سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنان‌که عادت قدیم است،
آتشی عظیم افروختند‌. پاره آتش بجست و سقف سرای درگرفت و دیگرباره جمله سرای بسوخت
و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت …»(۲)
چنان‌که دیده می‌شود، در سخن از
آتش‌افروزی شب‌سوری گفته شده «عادت قدیم است‌.» دیگر اینکه گفته شده «شب‌سوری» بدون
چهارشنبه‌. شک نیست که این آتش‌افروزی در پایان‌ سال، همان جشن چهارشنبه‌سوری کنونی
است‌.
از اینکه این جشن در سه‌شنبه شب گرفته می‌شود، از اینروست که نزد
ایرانیان، چنان‌که نزد بسیاری ازگروه معروف به هندواروپایی ، شب پیش از روز به شمار
می‌رود‌ (۳) ، بسا در اوستا گفته شده:  در هنگام سه شب یا در هنگام نه شب به جای سه
روز و نه روز‌.
 
 
در بهرام نیایش در پاره ۱۶ آمده:
«بشود که رمه‌ای
از چهارپایان از آن تو شود و گروهی از مردان‌، بشود که از منش ورزیده برخوردار شوی،
بشود شاد زندگی کنی به شبهایی که خواهی زیست‌.»
در فروردین یشت پاره ۴۹ آمده:
«فرورهای نیک توانای پاکان در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاهان خود به سوی
زمین فرود آیند و ده شب پی در پی از برای آگاهی یافتن از بازماندگان درین جا به
سربرند‌.»
شنبه یا شنبد
به فال نیک و به روز مبارک
شنبد                               نبید گیر و مده روزگار خویش به
بد
منوچهری
یک واژه بابلی است به دستیاری تازیان به ایران رسیده است‌.
آن‌چنان‌که در آغاز گفتم، نزد ایرانیان‌، ماه به چهار هفته بخش نمی‌شده‌. شباتو
Shabbatu که در عربی، ثبت شده، روز پانزدهم (هرماه) و روز آسایش بود‌.(۴)
اما
سوری که به جای جشن به کار رفته، به این واژه چندین‌بار در اوستا برمی‌خوریم:
سوئیریه Suriya و به معنی چاشت به کار رفته در پهلوی و فارسی به معنی مهمانی بزرگ
گرفته شده:
در سور جهان شدم و لیکن                                        بس
لاغر بازگشتم از سور
زین سور زمن بسی بتر
رفت                                      اسکندر و اردشیر و شاپور
گر تو سوی
سور می‌روی رو                              روزت خوش باد و سعی مشکور    ( ناصر
خسرو )
سورنای، نایی است که در مهمانی و عروسی نوازند‌.
در پایان باید یادآور
شد: در جشن چهارشنبه‌سوری از روی شعلة آتش جستن و ناسزایی چون سرخی تو از من و زردی
من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود، آتش را نماینده
فروغ ایزدی نمی‌دانستند‌، آن‌چنان‌که در آتش‌افروزی جشن سده که به گفته گروهی از
پیشینیان، پرندگان و چارپایان را به قبر و نفت اندوده، آتش می‌زدند ، از روزگاران
پس از اسلام است‌.(۵)

۱- المحاسن و الاضداد، مصر ۱۳۵۰، ص ۲۷۷٫
۲- تاریخ
بخارا به اهتمام مدرس رضوی، تهران، ص ۳۲٫
۳- Ostiranische Kultur. Von with.
Geiger, Erlangen, 1882, 2,3,315.
4-  نگاه کنید به جلد اول یشتها‌،
ص۷۹‌.
۵- جشن سده ، نشریه انجمن ایرانشناسی ، تهران ۱۳۲۴‌،
ص‌۲۲‌.

برگرفته از:http://www.iranboom.ir/didehban/mirase-manavi/298-4shanbesori-pordavod.html


فیلم و عکس چهارشنبه سوری بزرگ پان ایرانیست ها در اهواز 


Be the first to comment

ابوالفضل عابدینی را آزاد کنید

http://www.gopetition.com/online/34522.html


این کلیپ کوتاه هم ساخته یکی از سروران برای ابوالفضل عابدینی است.

یاران ، هم
اندیشان و همه ایران دوستان مهر ورزیده و این درخواست نامه  را امضا کرده ، اگر تارنما دارند در تارنما قرار
داده و با ایمیل برای دیگران نیز بفرستند(روی پیند کلیک کنید، متن پارسی در پایان صفحه موجود است).
شاید بتوانیم با این کار کوچک  به ابوالفضل عابدینی یار
میهن پرست دربند ان یاری رسانیم. از یاران حزبی و دوستان غیر حزبی ایشان برای راه اندازی پتیشن
سپاس گزاریم.

پیوند در تارنمای رسی حزب: http://www.paniranist.org/abedini19.htm

دسته بندی جستاری: بخش سرور ابوالفضل عابدینی

Be the first to comment
هرانا؛ بازداشت وکیل دادگستری در اهواز

خبرگزاری هرانا – دکتر وحید احمد فخرالدین از وکلای پایه یک دادگستری در اهواز روز
چهارشنبه  نوزدهم  اسفندماه توسط اداره اطلاعات بازداشت شد.

به گزارش هرانا،
دکتر فخرالدین که از وکلای جوان دادگستری استان خوزستان که پیشتر وکالت پرونده های
فعالین کارگری و مطبوعاتی خوزستان برعهده داشت روز چهارشنبه نوزدهم اسفند ماه توسط
ماموران وزارت اطلاعات شهر اهواز به دلیل و اتهام نا مشخص بازداشت شد.

لازم
به ذکر است وی پیشتر وکالت  اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و
خبرنگار و فعال حقوق بشر ابوالفضل عابدینی را برعهده داشته است.
پبوند خبر


وقتی وکالت جرم می‌شود  (نامه سندیکای کارگران هفت تپه درباره بازداشت دکتر اولیایی فرد)

دسته بندی جستاری : اخبار روز – سرور ابوالفضل عابدینی

Be the first to comment

به نام خداوند جان و خرد

پاینده
ایران


دکتر محمد
اولیایی فرد،وکیل پایه یک دادگستری به دنبال احضار به دادگاه
انقلاب جهت پیگیری پرونده خودشان
،بازداشت گردید.ایشان از جمله وکلای میهن پرست
دادگستری است که در سالهای
اخیر،مسئولیت دفاع از یاران پان ایرانیست و بسیاری ازمیهن پرستان را به عهده داشت
.


سازمان
جوانان حزب پان ایرانیست ضمن ابراز تاسف از
بازداشت این وکیل خوشنام و وطن
پرست،خواهان آزادی هر چه زودتر ایشان می
باشد.


پاینده
ایران

سازمان
جوانان حزب پان ایرانیست

 18اسفند۱۳۸۸ خورشیدی


محمد اولیایی فرد وکیل سرور
ابوالفضل عابدینی بازداشت شد

گفتگوی صدای آمریکا با محمد اولیایی فرد وکیل
ابوالفضل عابدینی

دسته بندی جستاری: بیانیه های حزب پان
ایرانیست

Be the first to comment

از کوزه
همان برون تراود که در اوست

از :نکته
سنج

روزنامه
اعتماد سه شنبه ۲۷/۱۱/۱۳۸۸ شماره ۲۱۷۵ زیر عنوان «کسانی که شعار نه غزه نه لبنان
سر می دهعند بی غیرتند» نوشته بود:

«علی
لاریجانی با تاکید بر اینکه جدالها و ستیزهای بعد از انتخابات به ضرر انقلاب بود،
به شعار “نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران” معترضان به نتیجه انتخابات
اشاره کرد و گفت: این شعار،شعار منحرفان انقلاب ما محسوب می شود که از روی بی
غیرتی است.»

ابتدا بیان
این نکته ضروری است آنچه بر زبان انسان جاری می شود، نمودی از اندیشه، کردار و
تربیت فرهنگی اوست، خواه این انسان عنوانی چون مهندس دکتر و پروفسور را با خود به
یدک بکشند و بر جایگاهی سنگین تکیه داشته باشد، یا فردی کم سواد، بی سواد و بدون
جایگاه بلند اجتماعی باشد. به همین روی بیان صفت هایی چون فرزند نامشروع، اراذل و اوباش،
خس و خاشاک، بی غیرت و… که از سوی
حاکمیت جمهوری اسلامی به مردم داده می شود برای هر شنونده یا خواننده ای ضرب المثل
«از کوزه همان رون تراود که در اوست» را یادآور می شود و این خود جای تاسف و شگفتی
است که افرادی با عنوان هایی آنچنان  و
جایگاهی این چنین بی آنکه بخواهند چهره ی حقیقی شان را نمایان سازند، ادبیاتشان
رازهای ناگفته شان را آشکار می کند.

برآشفتن
بسیاری از دینمداران و دولتمردان حاکمیت جمهوری اسلامی از شعار «نه غزه نه لبنان،
جانم فدای ایران»، که گروهی از مردم میهن ما سردادند، نشان از نارضایی جامعه ی ما
از رفتار دوگانه حاکمیت در برخورد با رویدادهای جاری کشور است، اما دست اندرکاران
حاکمیت به جای آنکه از این شعارها بیاموزند پیش از اندیشیدن به مردم زیر ستم
سرزمین های دیگر، باید ستمی که بر مردم میهنمان روا می دارند چاره کنند، برمی
آشوبند که چرا مردم به انقلاب پشت کرده اند؟

جناب
لاریجانی، مردمی را که منحرفان انقلاب و بی غیرت نامیده اید، صاحبان دلسور و
دردکشیده انقلابند، آنان چون شما و دیگر دست اندرکاران از انقلاب سهم نخواسته اند
بلکه خواهان آنند که چون مردم غزه و لبنان مورد حمایت حاکمیت قرار گیرند؛ آنان می
گویند «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است». آنان خود را ایرانی می دانند و
جان باختن برای ایران را افتخار خویش.

اینان
فرزندان همان خانواده هایی هستند که هشت سال تمام با دل و جان برای آزادی و
سربلندی ایران با ارتش صدام جنگیدند، در حالیکه فلسطینیان و دیگر عربان که شما
سنگشان را به سینه می زنید، ارتش صدام را یاری می دادند و به دفاع از عرب بودن
خویش، ایرانی را مجوس و کافر می خواندند.

جناب
لاریجانی شرط انصاف نیست به منتقدان و آنانکه براه شما نیستند و رستگاری ملت ایران
را در راهی جز آنچه شما می اندیشید، جستجو می کنند، اینگونه بتازید و سخنان ناروا
بر زبان جاری سازید؛ باید اجازه داد همه ی گروه های جامعه عقاید خود را در کمال
آزادی بیان کنند بی انکه مورد اهانت قرار گیرند وگرنه انحصار طلبی و خودکامگی راه
به جایی نمی برد و پایانی ناخوش را به تصویر می کشد.

پاینده
ایران – اسفند ۱۳۸۸

دسته بندی:نوشتارهای پان ایرانیستی

Be the first to comment
به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

سالی سخت بر پان ایرانیستها گذشت

هنوز چند ساعتی از خبر آزادی مهندس رضا کرمانی و سرور فرهاد باغبانی در اهواز نگذشته بود ،که روزنامه نگار میهن پرست و آزادیخواه ،سرور ابوالفضل عابدینی ،در منزل پدری خود ،در شهر رامهرمز بازداشت شد.

این بازداشت که توسط یکی از نهادهای امنیتی و به نحوی خشن ،آنهم در نیمه های شب صورت گرفته است،بیانگر استمرار فشارهای وارده و شدت عمل در مورد دوستان و یاران پان ایرانیست می باشد.

ابوالفضل عابدینی مدتی پیش و به دنبال چندین ماه بازداشت ،از زندان آزاد شده بود و در طول این مدت به پیشنهاد دوستان خود از فعالیت های جدی سیاسی کناره جسته و صرفا به فعالیت های فرهنگی مشغول بود.با این گونه بازداشتها،این پرسش اساسی برای جامعه ی ما بوجود می آید که آیا به راستی ،میهن پرستی ،عشق به ایران و دغده ی تمامیت ارضی و استقلال ایران ،چنین عقوبتی به دنبال دارد؟ آیا پاداش توجه به منافع ملی ایران و حرکت در این مسیر ، زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی است؟

ما پان ایرانیستها، همچون یار دربندمان ،سرور ابوالفضل عابدینی ،در راه حرکت ایران بسوی اقتدار،امنیت،آبادانی وآزادی و تلاش ملت بزرگ ایران در راه نیل به آرمان هایشان و زندگی شایسته ای که حق آنان است،این گونه عقوبت ها و سختی ها را با آغوش باز استقبال می کنیم.

سالی که به آخر آن نزدیک می شویم ،اگر چه برای پان ایرانیستها سالی سخت و دشوار بود که در آن علاوه بر تهاجمات وسیع علیه حزب ،تعدادی از پیشکسوتان و اعضای سازمان جوانان به بهانه های گوناگون تحت بازداشت های موقت قرار گرفتند،اما باور داریم که این سال و سالهای پیش رو ،نقطه عطفی برای حرکت جدی جامعه ایرانی بسوی آرمان های نهضت پان ایرانیسم ،درک منافع ملی و زندگی شایسته ای برای ملت بزرگ ایران خواهد بود.

چونان همیشه امید داریم وخواهانیم، سرور ابوالفضل عابدینی، هر چه زودتر از زندان آزاد و به جمع یاران پان ایرانیست خود برگردد و در شرایطی آزاد و به دور از فشارها و تهدیدها به فعالیت های میهن پرستانه خود ادامه دهد;چرا که اعتقاد راسخ داریم جامعه ایران،در شرایط سخت پیش رو، به جوانان با ایمان و میهن پرستی چون ابوالفضل عابدینی، نیازی جدی و واقعی دارد.

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

۱۶ اسفند ۱۳۸۸ خورشیدی

۱ Comment. Join the Conversation