درپاسخ به پخش شب نامه و یاوه گویی های نژاد پرستان قوم گرای تجزیه طلب عرب

مرداد ۱۶, ۱۳۸۷

روز انتقام از نژاد پرستان قوم گرا، بیگانه خواهان و خائنین به ملت ایران در هر لباس و هر موقعیتی به زودی فرا خواهد رسید.


قبل از هر سخنی درود می فرستم به روان پاک شهدای هشت سال دفاع مقدس به ویژه شهیدان عرب زبان خطه ی تفتیده ی خوزستان، آنانکه تبلیغات مسموم رژیم سفاک بعثی بر وابستگی شان به ملت ایران و آب وخاک سرزمین اهورایی ایران، هیچ تاثیری نگذاشت آنان کمرهمت بستند تا درمرزهای آبی و خاکی این کهن دیارجان،مال،فرزندان وعزیزان خود را نثار این خاک مینوی کردند.هنوزچند سالی ازدلاورمردی های مردمان شهرهای هویزه،بستان،سوسنگرد ،آبادان وخرمشهر نمی گذرد وهنوز خاطره ی دلاورمردان و شیرزنانی که دراین شهرها با دست خالی به دفاع ازشرف وناموس ایرانی درمقابل سفاکان بعثی (که اینک درزباله دان تاریخ جای گرفته اند )ورد زبانها و نقل محافل است.همان های که در کنار دیگر قشرهای ملت ایران ،همه تیره ها ،ادیان ومذاهب برای دفاع از تمامیت ارضی ویگانگی ملت سربلند ایران ازسراسرکشوریک دل و یک صدا شده و در سرتاسر مرزهای غربی بویژه خوزستان حماسه ها آفریدند.ودرود می فرستم به شهدا و رزمندگان ایران زمین که درکناربرادران عرب زبان خود در شلمچه ، طلائیه، فکه،فاو،حلبچه،جزایرمجنون ،هورهای همیشه سبز وبستر خروشان اروند رود وخلیج همیشگی فارس آرام، تا ابد جاوید خفته اند، تا امروز ما بدانیم که اگر در کشوری واحد و ملتی یکپارچه در کنار هم زیست وزندگی می کنیم از برکت خون شهیدان همیشه جاوید در تاریخ ایران زمین است.همانان که با هر فرهنگ ، دین ، مذهب و تیره برای یکپارچگی و سرفرازی ملت ایران با دنیایی از دشمن در خاک و در خانه خود مظلومانه در خون خویش غلتیدند و امروز در هیچ گوشه ای از این سرزمین مقدس نیست که فردی از آن شهید ، معلول ،اسیر ومفقودالاثر نشده باشد و تا ابد بقایای پیکر پاک ومطهر شهدای خاک پاک ایران زمین گاه حتی بنام شهید گمنام در گوشه ای از این سرزمین به خاک می رود.
چندی پیش مطلبی را با عنوان “بمب گذاری که آزادانه در اهواز می گردد.” به دستم رسید وچند بار به دقت آن را مطالعه کردم، نویسنده مطلب با ارایه مطالبی به دور از واقعیت و با بکار بردن واژه هایی کذب و جعلی درمتن مقاله سعی درایجاد شبه و تفرقه بین مردم شریف خوزستان را داشت و انگشت اتهام را به سوی نگارنده روانه کرده بود.ابتدا به دلیل مضحک بودن گفته های نویسنده که از اوهام و تخیلات یک بیمار روانی سرچشمه می گرفت نیازی به پاسخ ندیدم چرا که هر انسان فهیم و دارای عقل سالم با مطالعه آن متوجه دروغ ها و خیال پردازی های پردازشگران آن مطلب می شود.ولی با توجه به ذکر نام پان ایرانیسم- نهضت همیشه سرافراز در تاریخ- بر خویش لازم دانستم تا نکاتی را به این اهریمن خویان تجزیه طلب و نژاد پرست یاد آور شوم.
در دیماه ۱۳۸۴توسط وزارت اطلاعات در دفتر شرکتم به نام نت گستران آریو برزن بازداشت شدم پس ازگذشت چند ماه که در سلول های انفرادی زندان های رجایی شهر واهوازبودم مرا به سلول عمومی بازداشت گاه اهواز منتقل کردند و با افرادی که نویسنده مقاله مذکور از آنان به عنوان دانشجویان و یا فعالان سیاسی عرب یاد می کند هم سلول شدم وبه واسطه این نزدیکی
ناخواسته از پشت پرده برخی از جریانات شوم تجزیه طلبانه که برایم بسیار رنج آور بود آگاهی پیدا کردم و از اینکه می دیدم در میان انبوهی از دشمنان ملت ایران مرا خواسته و یا ناخواسته هم سلول کردند در عذاب بودم .اگر منظور نویسنده و یا نویسندگان از دانشجویان همان افرادی است که قصد برهم زدن همایش خلیج همیشگی فارس که توسط موسسه مهر آیین در اهواز برگزار شده بود راداشتند،حتما کیف هایی که توسط آنان شبانه ازمناطق شکاره و کوت عبداله جابجا شد ، کتاب ها و جزوات دانشجویی بودند.ویا تماسهایی را که کتیبه ی (ج.ت) با طاهر موسوی در کانادا می گرفت برای نشان دادن همان صبر و متانت همیشگی بود نه برای گرفتن خط و آموختن یک عملیات تروریستی در مجتمع کارون .بد نیست اشاره ای هم به کتایب (م.آ.ن) کنم که به گفته ی همقطارانتان در این گروه، نا جوانمردانه و وحشیانه مردمی بی گناه را برای اثبات ماهیت پلید و اهریمنی شان به خاک و خون کشاندند.
و اما در خصوص پاسخ به مسایلی که مطرح کردید :
آقای اهوازی در همان آغاز مقاله خود دست به تحریف اخبارمنتشره در خبرگزاری ایرنا و مطبوعات می زند ( که حتا اصل خبر منتشر شده نیز سراسر دروغ بود ) و مدعی می شود (( یک خبرنگار در حین بمبگذاری در یک مرکز اقتصادی(که اشاره نکردند کدام مرکز اقتصادی) دستگیر شده واز خانه وی مقادیر زیادی بمب ومواد شدید الانفجار c4 کشف و ضبط شد))
اما درخبری که توسط خبرگزاری ایرنا منشترگشت،هرگزعنوان نشد که از خانه ی من مواد منفجره کشف و یا در حین بمب گذاری دستگیر شده باشم .متن کامل این خبر به شرح زیر بود:
دلیل بازداشت ابوالفضل عابدینی تلاش برای بمبگذاری در مراکز اقتصادی “خوزستان” بوده است

«یک مقام آگاه گفت:اتهام ابوالفضل عابدینی نصر تلاش برای بمبگذاری و ضربه زدن به مراکز اقتصادی “خوزستان” بوده است.وی که خواست نامش در خبر ذکر نشود افزود:عابدینی به این منظور مبالغی را از یک تشکل ضد انقلاب در خارج از کشور دریافت،و برای عملی شدن اهدافش با فریب چند نفر از دوستانش اقدام به یارگیری نموده است.این مقام آگاه گفت عابدینی چند سال پیش به یک تشکل ضد انقلاب مستقر در خارج کشور که دارای خط مشی مسلحانه می باشد وصل شد .

گفتنی است برخی رسانه های بیگانه تلاش دارند عابدینی را که اخیرا به دلیل اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد یک خبرنگار معرفی کنند.رئیس خانه مطبوعات “خوزستان” نیز اظهار داشت:عابدینی هیچگونه پرونده ای به عنوان خبرنگار یا روزنامه نگار در خانه مطبوعات “خوزستان” ندارد.ابراهیم افتخار افزود:این در حالی است که خبرنگاران “خوزستان” در خانه مطبوعات دارای پرونده هستند .
سردبیر هفته نامه بهارسبز نیز گفت:در مدت چهار سالی که بعنوان سردبیر این نشریه مشغول بکار بوده ام،ابوالفضل عابدینی هیچگونه همکاری خبری با نشریه نداشته است . محمد مالی افزود:عابدینی امسال حدود پنج ماه در کارهای اجرایی وجذب آگهی با این نشریه همکاری داشته است.وی اظهار داشت:با توجه به تعریفی که از خبرنگار وجود دارد،«عابدینی» از خبرنگاران این نشریه نبوده است.»
پس از آزادی مشروط با سپردن وثیقه در بهمن ماه ۸۶ متوجه انتشار این خبر کاملا دروغین توسط خبرگزاری ایرنا ومطبوعات سراسری و استانی شدم وبرای روشن شدن افکار عمومی نامه ای را خطاب به جامعه مطبوعاتی کشور واستان نوشتم که متاسفانه هیچ کدام از آنان برخلاف قانون مطبوعات حاضر به حتا کوچکترین اشاره به این نامه در نشریات و سایت های خود نشدند و ثابت کردند که اصول حرفه ای و ژورنالیستی دراندیشه شان جایگاهی ندارد .عده ای از آنان به عمد و با هماهنگی برخی از دستگاهها و عده ای دیگرنیزبه دلیل ترس ازدست دادن نان، شرافت حرفه ای شان را زیر پا گذاشتند.
آری مدیریت وابسته و تاسف بارجامعه مطبوعاتی ایران باعث شد تا فقط یک گزارش ، زندگی مرا وارد مرحله ای سخت و دشوار کند. مدیران مسوول و سردبیران مطبوعاتی با یک تماس ساده وبا یک نامه که در نیمه های شب به دفاترشان فکس شده بودو برای خود شیرینی و خوشایند رابطشان در فلان اداره، بدون در نظر گرفتن عواقب وبدون توجه به نام فرد ذکر شده درخبرو بدون تامل و تعقل درصحت متن آن صبح فردای دریافت آن خبر دروغین، تیتر نخست و یا خبر ویژه نشریه شان قرار گرفت.
ازگوشه وکنارطی هفته های گذشته زمزمه هایی ازبازداشت عده ای ازافراد مطرح دراستان خوزستان به اتهامهایی چون رشوه خواری، زمین خواری و فساد مالی به گوشمان رسیده است.جالب است همکاران و دوستان افرادی که خواستند نامشان در اخبار ذکر نشود امروز متهم به دریافت رشوه و زمین خواری می شوند ولی هیچ خبری از نامه های فکس شده درنیمه های شب به دفاتر مطبوعاتی نیست.
رسالت مطبوعاتی(!؟) مدیران مطبوعاتی ما ایجاب می کند که سکوت کنند در برابر ضرب و شتم وندای گرسنه ایم کارگران هفت تپه !سکوت کنند در مقابل سقوط پایه ها وبنیان های اخلاقی جامعه ! سکوت کنند در برابر فقر اقتصادی مردم ایران و فساد مالی برخی از مدیران! وسکوت کنند در برابر هزاران هزار واقعیت تلخ دیگر.!!! اما در مقابل بازداشت یک خبرنگار، جنجالی به پا کردند واتهاماتی مطرح کردند که هر گز موضوع کیفر خواست تنظیمی علیه من نبود. جهت آگاهی بد نیست بدانید در کیفر خواست صادر عیله من در پرونده سال ۸۴ ، به عضویت در احزاب مخالف نظام ونگارش نامه توهین آمیز به رهبری متهم شده بودم که با دفاعیات خویش درشعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز( بدون حضور وکیل به دلیل عدم کفایت مالی ) به یکسال حبس محکوم شدم. دومین پرونده ام درشعبه ی چهارم همان دادگاه متهم به تبلیغ علیه نظام بودم،که این دادگاه به دلیل عدم موارد و ادله های اثباتی برای اثبات جرم پس ازحدود ۵ ماه بازداشت حکم برائت صادرکرد.آخرین پرونده ی سیاسی من ادامه پرونده دوم ومربوط به اعتصابات کارگری در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه است که باز هم به تبلیغ عیله نظام متهم و هم اکنون با سپردن وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد می باشم و به همراه پنج نفر از کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکر هفت تپه منتظر صدور حکم توسط دادگاه انقلاب شهرستان دزفول هستیم .
آقای علی اهوازی در جریان این نامه سعی می کرد مرا به نژاد پرستی متهم کند، و همین موضوع باعث شد در این قسمت از نوشته ام به تلاش خود و دوتن از دوستانم برای گرفتن وکیل، قبل از بازداشتم در آبان ماه سال ۸۶ برای پرونده ی سال ۸۴ اشاره کنم.
پس از آنکه کانون وکلای خوزستان درخواست مرا برای قبول وکالت و معرفی وکیل برای حضور در دادگاه انقلاب رد کرد، توسط یکی ازهمکاران مطبوعاتی ام، آقای جواد طریری چهره ی نام آشنایی که برای کلیه متهمان حوادث اخیر خوزستان به خوبی شناخته شده است، برای اخذ وکالت پرونده ام معرفی شد. ایشان وکیل برخی از اعضای جبهه ی دمکراتیک خلق عرب اهواز و برخی از افرادی بود که در این دو ساله ی اخیر اعدام شدند. متاسفانه به دلیل بازداشت مجددم نتوانستم با ایشان برای بررسی و دفاع حقوقی از اتهامات وارده قرارداد ببندم. وی زمانی توانست به ملاقات من در زندان کارون بیاید که دادگاه برگزار شده و دیگرکاری از وی ساخته نبود.آقای علی اهوازی مرا به نژاد پرستی متهم می کند در حالی که از خود نمی پرسد چگونه یک فرد نژاد پرست حاضر می شود وکیل پرونده اش یک عرب زبان باشد آن هم پرونده ای با موضوع عضویت در احزاب ملی ؟
آقای علی اهوازی حتما بهتر از هر کسی می داند جریانات شوم تجزیه طلبانه چگونه به فریب جوانان این سرزمین می پردازند و حتما رهبران آنان را می شناسد و از مسافرت هایشان به کشورهای اروپایی و عربی اطلاع دارد ومی داند با چه اشخاصی وبا چه اهدافی دلارهای امریکایی و پوندهای انگلیسی را از اربابان خائن اهریمن صفتشان دریافت می کرده و
می کنند .شاید خالی از لطف نباشد این را نیز بدانید که دبیر کل یکی ازبه قول شما تشکیلاتی ترین جریانات خلقی در طول عمر زندگی ۴۰ ساله خویش هرگز زحمت آموختن حتا نوشتن و خواندن را به خود نداده و فقط در رویاهای خویش به دنبال تشکیل یک حکومت عربی بوده و برای نگارش توبه نامه خویش در زندان کارون ناچار می شود از دیگران کمک بگیرد. می گویند مشت نمونه خرواراست .آقای اهوازی یک سازمان به اصطلاح دمکراتیک در قرن بیست ویکم وعصر ارتباطات با داشتن چنین دبیر کلی نمونه چیست؟
بی شک پاسخی جز جهل و نادانی ، خیانت وتعصب کور قومی چیز دیگری نخواهد بود.
به خود بیایید و به جای پرداختن به این افکار شوم و اهریمنی نیم نگاهی به خاکهای زیر پایتان بیاندازید . خواهید دید که هنوز خون جوانان یزدی در حمیدیه خشک نشده و هنوز هر ساله پیرمردی از آذربایجان به شلمچه می آید تا فقط بویی از فرزند مفقود الاثرش را استشمام کند.وهنوز مادرانی در بوشهر، مشهد،کرمان،سیستان ،تهران وکرمانشاه چشم انتظار یک کیسه استخوان و ویا یک تکه پلاک فلزی برای در سینه نگه داشتن یاد و خاطره فرزندانشان هستند .
بیش از این نیازی به وارد شدن در جزییات و جواب یاوه ها و دروغ های نژاد پرستانه و قوم گرایانه ی این تجزیه طلبان خائن نمی بینیم ، زیرا همانگونه که در آغاز عنوان شد سطر به سطر آن نوشته مجعول به دور از هرگونه واقعیتی بوده است و با هدفی مشخص برای مظلوم نمایی و سر پوش نهادن بر جنایت های آمرین وعاملین حرکت های تروریستی جریانات تجزیه طلب، نژاد پرست قوم گرا در خوزستان قلب همیشه تپنده ایران زمین است.
اما در خصوص اینکه بیان کردید چگونه به عنوان یک پان ایرانیست آزادانه فعالیت می کنم باید پاسخ داده شود که اندیشه پان ایرانیسم چراغی است روشن و درخشان که ذره ذره ی پرتوهای آن برای اندیشه و فرهنگ ایران زمین است که از طریق آن مبنای اصول ومبانی زیست سرفراز ملت ایران را تشریح وکالبد شکافی می کند و از این که آزادانه وبدن هیچ گونه پروایی بر بی عدالتی ها ،ستم ها، فقر و تباهی هایی که بر سر جامعه کنونی ایران توسط هیات های حاکمه فاسد و عناصر بیگانه و بیگانه پرست آمده است هیچ گونه ترس و واهمه ای ندارد .
ندای حق طلبانه پان ایرانسیم اکنون در هر کوی و برزن جامعه بزرگ ایرانی وفلات مقدس ایران زمین به گوش می رسد .ما نه چونان شما که در تاریکی نشسته اید و تارهای عنکبوتی وپلید و نکبت باری برخود تنیده اید وبه شکار روشنایی می اندیشید ،عمل می نماییم.ما به عنوان یک نهضت سرفراز و سربلند در تاریخ سرزمین اهورایی این رسالت را بر خویش واجب می دانیم که در برابر هرگونه نوای شوم تجزیه طلبانه ورفتارهای نا بخردانه وضد ملی هیات های حاکمه فاسد بایستیم ،همانگونه که تاریخ مبارزات نهضت مقدس پان ایرانیسم به ویژه در ۶۰ ساله اخیر فعالیت های حزب پان ایرانیست همچون ماجرای شوم و توطئه جدایی بحرین از مام میهن با تلاش و کوششهای حق طلبانه ی پان ایرانیست ها هرگز جنبه قانونی به خود نگرفت و به روزگاری نه چندان دور و در هنگامه برپایی یک حاکمیت ملی بی گمان بازگشت بحرین را به مام میهن به همراه برادران بحرینی جشن خواهیم گرفت.اینک استوار و مقاوم وبا گامهایی پر طنین وقلب هایی آکنده و لبریز به عشق میهن این مسیر مبارزه را با تمام دشواری ها ، زندان ها ،تیرباران ها و اعدامهایی که در طول تاریخ بر سر مبارزان راستین آزادی ،دمکراسی و ایران خواهی آمده است ادامه خواهیم داد.
میان ما و شما عزلت جویان تاریک نشین، فروهر پاک جانباختگان نبرد شوم وهولناک قادسیه ، خون به ناحق ریخته ی جوانان و فرد فرد ملت ایران اعم از کرد ، بلوچ ، آذری، گیلکی ، عرب ،فارس،لر، تاجیکی وغیره …. در دفاع از وجب به وجب فلات مقدس ایران زمین بی گمان گواهی خواهند داد؛ به نقش و رسالت پان ایرانیست ها دراین هنگامه هولناک از تاریخ میهن .
خون جانباختگان راه ایران اکنون درخت ریشه در تاریخ پان ایرانیسم را تناورتر ساخته است.هرچند توفانهای پاییزی وسیل های زمستانی بسیاربر این درخت رفته ولی همچنان مقاوم و پا برجا در برابر تمامی این یورش ها وهجوم های اهریمنی وضد ملی ایستادگی کرده است. دیری نخواهد پایید که نهضت پان ایرانیسم تمامی این اندیشه های ضد ملی و انیرانی را به همان سیاه چاله ها و گورهای تاریکی که بودند،می فرستد.
دیر زمانی است که این جنگ مقدس در راه ایران به وسیله پیروان طریقت راستین پان ایرانیسم درکوهها، دشتها ،جنگل ها ، شهرها و روستاهای ایران زمین شروع شده است.اکنون درفش پان ایرانیسم کوبنده وپرطنین تر با گامهای آهنین سربازان جان بر کف راه پان ایرانیسم این نبرد مقدس را به پیش می برد.

پس بشنوید این نوای عظمت خواهی ، نیرومندی و شکوه غرورانگیز پان ایرانیست ها را :
به پا خواسته ایم برای درهم شکستن تمامی این توطئه های ضد ایرانی.
به پا خواسته ایم برای ویران کردن همه ی آن خرابی هایی که شما بیگانه پرستان بر این سرزمین به ناحق و به نیرنگ بر ما روا داشتید.
به پا خواسته ایم برای اعاده ی حاکمیت ملی و تعیین حق سرنوشت برای فرد فرد فرزندان ایران زمین از هر گروه ،تیره،قوم با داشتن هر لهجه ،حزب و دسته با هر مرام و عقیده سیاسی مگر آنان که به ایران بزرگ نمی اندیشند.
به پا خواسته ایم برای زدودن اندیشه ی انیرانی از این سرزمین مقدس.
به پا خواسته ایم برای یگانگی و یکپارچگی ملت ایران با آرمان فلات ایران به زیر یک پرچم.
بیگمان روشن روانان ، خرد ورزان ،جان های شیفته وعاشق و وجدان های بیدار بشری خود به راستی می توانند اندیشه ها را کاوش نمایند، سره از ناسره، راست از ناراست باز شناسند و به ژرف های آرمان های انسان خواهانه و وطن پرستانه ی پان ایرانیست ها پی ببرند.
در پایان میان توی دشمن دوستِ، تجزیه طلبِ نژاد پرست و من ایران گرای دشمن ستیزِ ملت پرست ، تاریخ به داوری خواهد نشت .پس باشیم و ببینیم سپیدمان تاریخ را ،زیرا که روز انتقام از نژاد پرستان قوم گرا ،بیگانه خواهان و خائنین به ملت ایران در هر لباس و هر موقعیتی به زودی فرا خواهد رسید.
تا آنروز خداوند این سرزمین را از دروغ ، دشمن و اهریمن بپاید.
برای خواندن شب نامه جدایی خواهان خلق عرب اینجا تقه بزنید.
پاینده ایران
سیزدهم اَمردادماه ۱۳۸۷ خورشیدی
خوزستان – اهواز
شهر هرمز اردشیر سرزمین خوزی های دلاور، لرها و عرب زبانان ایران پرست
ابوالفضل عابدینی نصر (آریو پندار)

Entry Filed under: ابوالفضل عابدینی. برچسب‌ها: , , , , , .



No Comments yet Add your own

  • 1.    بابک  |  مرداد ۲۱ام, ۱۳۸۷ at ۳:۱۳ ب.ظ

    درودسرور گرامی، جناب آریو پندار عزیزپایداری دلیرانه و سخت کوشیتان در راه آرمان های ایران گرایانه بسیار ارجمند است. از خواندن خبرهایی که مخابره می کنید و شنیدن صدایتان در خبررسانی ها به وجد می آییم و گوشه ای از آوای رهایی بخش مهر را می شنویم.با سپاس از شما و پاینده ایران

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی