کودتا ، ضد کودتا یا قیام ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

مرداد ۲۷, ۱۳۸۷


کودتا ،  ضد کودتا  یا  قیام  28 مرداد ۱۳۳۲

 بررسی عوامل موثر در ایجاد حوادث مرداد ۱۳۳۲

 مصدق : من برای مخالفین پشیزی ارزش نمیدهم

 مصدق : از خدا میخواهم بمن رای کبود بدهند و بروم

 اوضاع سیاسی کشور تحت تاثیر احزاب چپ و ملیون – دولت و منتقدین

  امیر تیمور کلالی و روایت دولت دکتر مصدق

نوشتار زیر دیدگاه رسمی حزب پان ایرانیست نبوده و دیدگاه شخصی نویسنده است.

  محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی از اعضای فعال جبهه ملی اول و دوره های بعد، از معدود چهره هایی است که در میان گروه های سیاسی مختلف و حتی متضاد از احترام و مقبولیت بالایی برخوردار است . کلالی ضمن داشتن سوابق طولانی در نمایندگی مجلس پیش از ملی شدن صنعت نفت ، در این ایام نیز در زمره نمایندگان جبهه ملی وارد مجلس شد و دراولین هیئت دولت دکتر مصدق ابتدا وزارت کار سپس در تغییرات کابینه در ۹ آذر با حفظ سمت وزارت کار به وزارت کشور رسید و در همان روز با حفظ سمت سرپرست شهربانی هم شد ولی در ۱۴ دی از وزارت کشور و وزارت کار توأمان استعفا کرد .

     از محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی مجموعه ای ارزشمند باقی مانده که شامل ۵ ماه دستنوشته های روزانه ایشان است که در سال ۱۳۷۷ جمع آوری و درسال ۱۳۸۰ به کوشش مرتضی رسولی پور و توسط  چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است . اما چند افسوس وجود دارد .اول اینکه این وقایع نگاری روزانه فقط از ۱۵ خرداد تا ۱۶ آبان ۱۳۳۰ را دربر می گیرد و این در حالی است که ایشان از ۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ تا ۱۴ دی همین سال وزیر مهم کابینه بوده است . وی در ماههای آخر همزمان وزیر کار – وزیر کشور و سرپرست شهربانی بوده است . دوم اینکه ایشان هم عضو جبهه ملی و هم دوستی پایداری با بسیاری مقامات مخالف و مستقل ها داشته و حتی یک بار ( حداقل ۱ بار) گلایه های خود را در باب مسائل کشور و مسئولیت و ضرورت مداخله محمدرضا شاه درمسایل سرنوشت ساز مملکت را حضوراً به سمع پادشاه جوان ایران می رساند و نیز از طریق حسین علا  وزیر دربار رابطه ای با اعلیحضرت داشته است . لذا ضمن علاقه به دکتر مصدق و فلسفه نهضت ملی ، در امور اجرایی نظرات کاملاً مستقل و متفاوتی داشته که باعث می شود از دگم اندیشی و یکجانبه نگری بری شود . وی به  دفعات مسائل مهم امنیتی را با شخص دکتر مصدق بیان می دارد و گاه بین او و مرادش بگو مگو در می گیرد . سوم اینکه اگر ایشان تا آخر دوره ۲ سال ونیم دولت نهضت ملی حضور میداشت و حتی پس از آن نیز نظراتش را در پایان سالهای دهه ۱۳۳۰ توسط خودش باز بینی و رفع عیب می کرد و ناگفته ها را هم بدان می افزود و زود تر منتشر می ساخت ، امروز تاریخ دانان ایران گنجینه ای از وقایع روزانه دولت نهضت ملی در اختیار داشتند. افسوس چهارم برای من است که چرا این کتاب را اینقدر دیر در فروردین ۱۳۸۷ یافتم و از صحت اصل چند واقعه بیشتر و بهتر آگاه میشدم . بطور مثال واقعه ۲۳ تیر ۱۳۳۰ را که به نقل از منابع دیگر در شماره ۴ ( شماره قبل ) آوردم با واقعیت تفاوت دارد و گزارش امیر تیمور که بر اساس گزارش داخلی هیئت دولت است صحیح تر و معقول تر میباشد که در شماره های بعد اصلاح شده آنرا خواهم آورد چنانکه برای سایت پدرم – منوچهر یزدی – متن اصلاح شده را تقدیم کردم .

     در مجموع نوشته های امیر تیمور بسیاری از ایده های قبلی من ناشی از مطالعه اسناد و خاطرات ونظرات اشخاص مطلع را تایید می کند و لذا می توان مطالب ایشان را جایگزین حداقل ۱۰ منبع دیگر که شائبه طرفیت و جانبداری در آنها وجود دارد ، قرارداد تا اینگونه مسائل در این تحقیق از بین برود .

     لازم به ذکر است که من برای یافتن سؤالات تاریخی خود که به نوشتن این سری مقالات انجامیده تا کنون بیش از ۶۵ منبع و مأخذ را مورد بررسی قرار داده و از ۲۰ سال قبل تا کنون در صدد یافتن علل و عوامل داخلی و خارجی وقایع ۳ اسفند ۱۲۹۹ و مرداد ۱۳۳۲ بوده و هستم و هنوز هم اعتقاد دارم که حجم افسانه ها بیش از تاریخ مستند است و من وظیفه خود دانستم تا حداقل برای نسل جوان و بی اطلاع از تاریخ معاصر ، در موضوع تاریک این به اصطلاح کودتا  چراغی روشن کنم و از بسیاری مردان ومردمان این مرز و بوم که به خیانت متهم هستند ،  رفع اتهام کرده و واقعیت را رونمایی کنم . در مجموع در این شماره به ادامه مباحث قبلی پرداخته و تا حد امکان از نظرات امیر تیمور کلالی بهره خواهیم گرفت و در شماره بعد به تحلیل عملکرد سال اول دولت نهضت ملی و مخالفین خواهیم پرداخت .واینک روزشمار امیر تیمور کلالی را با هم مرور میکنیم :

 

 

کودتا ،  ضد کودتا  یا  قیام  28 مرداد ۱۳۳۲


بررسی عوامل موثر در ایجاد حوادث مرداد ۱۳۳۲

 مصدق : من برای مخالفین پشیزی ارزش نمیدهم

 مصدق : از خدا میخواهم بمن رای کبود بدهند و بروم

 اوضاع سیاسی کشور تحت تاثیر احزاب چپ و ملیون – دولت و منتقدین

  امیر تیمور کلالی و روایت دولت دکتر مصدق

نوشتار زیر دیدگاه رسمی حزب پان ایرانیست نبوده و دیدگاه شخصی نویسنده است.

  محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی از اعضای فعال جبهه ملی اول و دوره های بعد، از معدود چهره هایی است که در میان گروه های سیاسی مختلف و حتی متضاد از احترام و مقبولیت بالایی برخوردار است . کلالی ضمن داشتن سوابق طولانی در نمایندگی مجلس پیش از ملی شدن صنعت نفت ، در این ایام نیز در زمره نمایندگان جبهه ملی وارد مجلس شد و دراولین هیئت دولت دکتر مصدق ابتدا وزارت کار سپس در تغییرات کابینه در ۹ آذر با حفظ سمت وزارت کار به وزارت کشور رسید و در همان روز با حفظ سمت سرپرست شهربانی هم شد ولی در ۱۴ دی از وزارت کشور و وزارت کار توأمان استعفا کرد .

     از محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی مجموعه ای ارزشمند باقی مانده که شامل ۵ ماه دستنوشته های روزانه ایشان است که در سال ۱۳۷۷ جمع آوری و درسال ۱۳۸۰ به کوشش مرتضی رسولی پور و توسط  چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است . اما چند افسوس وجود دارد .اول اینکه این وقایع نگاری روزانه فقط از ۱۵ خرداد تا ۱۶ آبان ۱۳۳۰ را دربر می گیرد و این در حالی است که ایشان از ۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ تا ۱۴ دی همین سال وزیر مهم کابینه بوده است . وی در ماههای آخر همزمان وزیر کار – وزیر کشور و سرپرست شهربانی بوده است . دوم اینکه ایشان هم عضو جبهه ملی و هم دوستی پایداری با بسیاری مقامات مخالف و مستقل ها داشته و حتی یک بار ( حداقل ۱ بار) گلایه های خود را در باب مسائل کشور و مسئولیت و ضرورت مداخله محمدرضا شاه درمسایل سرنوشت ساز مملکت را حضوراً به سمع پادشاه جوان ایران می رساند و نیز از طریق حسین علا  وزیر دربار رابطه ای با اعلیحضرت داشته است . لذا ضمن علاقه به دکتر مصدق و فلسفه نهضت ملی ، در امور اجرایی نظرات کاملاً مستقل و متفاوتی داشته که باعث می شود از دگم اندیشی و یکجانبه نگری بری شود . وی به  دفعات مسائل مهم امنیتی را با شخص دکتر مصدق بیان می دارد و گاه بین او و مرادش بگو مگو در می گیرد . سوم اینکه اگر ایشان تا آخر دوره ۲ سال ونیم دولت نهضت ملی حضور میداشت و حتی پس از آن نیز نظراتش را در پایان سالهای دهه ۱۳۳۰ توسط خودش باز بینی و رفع عیب می کرد و ناگفته ها را هم بدان می افزود و زود تر منتشر می ساخت ، امروز تاریخ دانان ایران گنجینه ای از وقایع روزانه دولت نهضت ملی در اختیار داشتند. افسوس چهارم برای من است که چرا این کتاب را اینقدر دیر در فروردین ۱۳۸۷ یافتم و از صحت اصل چند واقعه بیشتر و بهتر آگاه میشدم . بطور مثال واقعه ۲۳ تیر ۱۳۳۰ را که به نقل از منابع دیگر در شماره ۴ ( شماره قبل ) آوردم با واقعیت تفاوت دارد و گزارش امیر تیمور که بر اساس گزارش داخلی هیئت دولت است صحیح تر و معقول تر میباشد که در شماره های بعد اصلاح شده آنرا خواهم آورد چنانکه برای سایت پدرم – منوچهر یزدی – متن اصلاح شده را تقدیم کردم .

     در مجموع نوشته های امیر تیمور بسیاری از ایده های قبلی من ناشی از مطالعه اسناد و خاطرات ونظرات اشخاص مطلع را تایید می کند و لذا می توان مطالب ایشان را جایگزین حداقل ۱۰ منبع دیگر که شائبه طرفیت و جانبداری در آنها وجود دارد ، قرارداد تا اینگونه مسائل در این تحقیق از بین برود .

     لازم به ذکر است که من برای یافتن سؤالات تاریخی خود که به نوشتن این سری مقالات انجامیده تا کنون بیش از ۶۵ منبع و مأخذ را مورد بررسی قرار داده و از ۲۰ سال قبل تا کنون در صدد یافتن علل و عوامل داخلی و خارجی وقایع ۳ اسفند ۱۲۹۹ و مرداد ۱۳۳۲ بوده و هستم و هنوز هم اعتقاد دارم که حجم افسانه ها بیش از تاریخ مستند است و من وظیفه خود دانستم تا حداقل برای نسل جوان و بی اطلاع از تاریخ معاصر ، در موضوع تاریک این به اصطلاح کودتا  چراغی روشن کنم و از بسیاری مردان ومردمان این مرز و بوم که به خیانت متهم هستند ،  رفع اتهام کرده و واقعیت را رونمایی کنم . در مجموع در این شماره به ادامه مباحث قبلی پرداخته و تا حد امکان از نظرات امیر تیمور کلالی بهره خواهیم گرفت و در شماره بعد به تحلیل عملکرد سال اول دولت نهضت ملی و مخالفین خواهیم پرداخت .واینک روزشمار امیر تیمور کلالی را با هم مرور میکنیم :

 

امیر تیمور کلالی و روایت دولت دکتر مصدق

 

     محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی از اعضای فعال جبهه ملی اول و دوره های بعد، از معدود چهره هایی است که در میان گروه های سیاسی مختلف و حتی متضاد از احترام و مقبولیت بالایی برخوردار است . کلالی ضمن داشتن سوابق طولانی در نمایندگی مجلس پیش از ملی شدن صنعت نفت ، در این ایام نیز در زمره نمایندگان جبهه ملی وارد مجلس شد و دراولین هیئت دولت دکتر مصدق ابتدا وزارت کار سپس در تغییرات کابینه در ۹ آذر با حفظ سمت وزارت کار به وزارت کشور رسید و در همان روز با حفظ سمت سرپرست شهربانی هم شد ولی در ۱۴ دی از وزارت کشور و وزارت کار توأمان استعفا کرد .

     از محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی مجموعه ای ارزشمند باقی مانده که شامل ۵ ماه دستنوشته های روزانه ایشان است که در سال ۱۳۷۷ جمع آوری و درسال ۱۳۸۰ به کوشش مرتضی رسولی پور و توسط  چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است . اما چند افسوس وجود دارد .اول اینکه این وقایع نگاری روزانه فقط از ۱۵ خرداد تا ۱۶ آبان ۱۳۳۰ را دربر می گیرد و این در حالی است که ایشان از ۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ تا ۱۴ دی همین سال وزیر مهم کابینه بوده است . وی در ماههای آخر همزمان وزیر کار – وزیر کشور و سرپرست شهربانی بوده است . دوم اینکه ایشان هم عضو جبهه ملی و هم دوستی پایداری با بسیاری مقامات مخالف و مستقل ها داشته و حتی یک بار ( حداقل ۱ بار) گلایه های خود را در باب مسائل کشور و مسئولیت و ضرورت مداخله محمدرضا شاه درمسایل سرنوشت ساز مملکت را حضوراً به سمع پادشاه جوان ایران می رساند و نیز از طریق حسین علا  وزیر دربار رابطه ای با اعلیحضرت داشته است . لذا ضمن علاقه به دکتر مصدق و فلسفه نهضت ملی ، در امور اجرایی نظرات کاملاً مستقل و متفاوتی داشته که باعث می شود از دگم اندیشی و یکجانبه نگری بری شود . وی به  دفعات مسائل مهم امنیتی را با شخص دکتر مصدق بیان می دارد و گاه بین او و مرادش بگو مگو در می گیرد . سوم اینکه اگر ایشان تا آخر دوره ۲ سال ونیم دولت نهضت ملی حضور میداشت و حتی پس از آن نیز نظراتش را در پایان سالهای دهه ۱۳۳۰ توسط خودش باز بینی و رفع عیب می کرد و ناگفته ها را هم بدان می افزود و زود تر منتشر می ساخت ، امروز تاریخ دانان ایران گنجینه ای از وقایع روزانه دولت نهضت ملی در اختیار داشتند. افسوس چهارم برای من است که چرا این کتاب را اینقدر دیر در فروردین ۱۳۸۷ یافتم و از صحت اصل چند واقعه بیشتر و بهتر آگاه میشدم . بطور مثال واقعه ۲۳ تیر ۱۳۳۰ را که به نقل از منابع دیگر در شماره ۴ ( شماره قبل ) آوردم با واقعیت تفاوت دارد و گزارش امیر تیمور که بر اساس گزارش داخلی هیئت دولت است صحیح تر و معقول تر میباشد که در شماره های بعد اصلاح شده آنرا خواهم آورد چنانکه برای سایت پدرم – آقای منوچهر یزدی – متن اصلاح شده را تقدیم کردم .

     در مجموع نوشته های امیر تیمور بسیاری از ایده های قبلی من ناشی از مطالعه اسناد و خاطرات ونظرات اشخاص مطلع را تایید می کند و لذا می توان مطالب ایشان را جایگزین حداقل ۱۰ منبع دیگر که شائبه طرفیت و جانبداری در آنها وجود دارد ، قرارداد تا اینگونه مسائل در این تحقیق از بین برود .

     لازم به ذکر است که من برای یافتن سؤالات تاریخی خود که به نوشتن این سری مقالات انجامیده تا کنون بیش از ۶۵ منبع و مأخذ را مورد بررسی قرار داده و از ۲۰ سال قبل تا کنون در صدد یافتن علل و عوامل داخلی و خارجی وقایع ۳ اسفند ۱۲۹۹ و مرداد ۱۳۳۲ بوده و هستم و هنوز هم اعتقاد دارم که حجم افسانه ها بیش از تاریخ مستند است و من وظیفه خود دانستم تا حداقل برای نسل جوان و بی اطلاع از تاریخ معاصر ، در موضوع تاریک این به اصطلاح کودتا  چراغی روشن کنم و از بسیاری مردان ومردمان این مرز و بوم که به خیانت متهم هستند ،  رفع اتهام کرده و واقعیت را رونمایی کنم . در مجموع در این شماره به ادامه مباحث قبلی پرداخته و تا حد امکان از نظرات امیر تیمور کلالی بهره خواهیم گرفت و در شماره بعد به تحلیل عملکرد سال اول دولت نهضت ملی و مخالفین خواهیم پرداخت .واینک روزشمار امیر تیمور کلالی را با هم مرور میکنیم :

 

سیاست جبهه ملی و دکتر مصدق در تهدید نمایندگان مخالف دولت درسنا و شورای ملی

 

۱۳ شهریور دکتر مصدق در سنا نطقی بسیار تند و شدیدی علیه مخالفین و انگلیسیها نمود . وی گفت هر کس با من مخالف است با نفت مخالف است و من برای مخالفین به قدر پشیزی ارزش نمی دهم . سر مخالفین را ملت ایران خرد می کند و بعد از مقداری حماسه به مطلب و موضوع نفت پرداخت که اگر انگلیس ها بیایند و با ما کنار بیایند که هیچ والا بعد از ۲ هفته جواز اقامت باقی کارمندان انگلیسی را لغو می کنم . باید آنها بروند تا از باقی ممالک و نقاط دنیا بیایند و دستگاه نفت را کار بیندازند و منافع ما حفظ شود …. !!! مجلس سنای مرعوب به دکتر مصدق رأی اعتماد داد . البته از ۶۰ سناتور ۲۸ نفر در جلسه ماندند و مابقی رفتند و از این تعداد ۲۶ نفر رای دادند و دکتر مصدق هم تشکر کرد و… !

(۱۴ شهریور کسبه بازار با تعطیل کردن مغازه های خود به درخواست آیت الله کاشانی لبیک گفتند و از دکتر مصدق حمایت کردند . عده ای از مردم هم جلو مجلس شورای ملی رفته و از مخالفین مصدق ابراز انزجار کردند . در حقیقت بساط لوطی بازی رونقی یافته است  . با این اقدامات نمایندگان مرعوب از مجلس خارج یا اصلاً داخل مجلس نشدند و مجلس رسمیت نیافت و دکتر مصدق نتوانست نطق قبلی در سنا را تکرار کند و لذا برنامه به بعد موکول شد. در همان روز حسین علا وزیر دربار در دیداری با امیر تیمور کلالی از وضعیت مملکت و اقدامات دکتر مصدق سخت ابراز نگرانی کرد و اضافه نموده بود عاقبت اوضاع به نفع روسها و کمونیست ها تمام و استقلال ایران متزلزل شده است . 

 15شهریور انگلستان به جهانیان اخطار کرد که هرکس از ایران نفت بخرد ، درمحاکم بین المللی تحت تعقیب قرار می گیرد و سرنوشت نفت به شورای امنیت سپرده شد . ایران نیز اعلامیه فروش نفت ارزان را در جراید بین المللی اعلام داشت ولی تنها ۲-۳ خریدار داوطلب ژاپنی و اروپایی و افغانی هرگز نتوانستند از محموله های نفتی در کشورشان بهره گیرند و کشتی هایشان در آب های بین المللی توقیف شد .    

۱۶ شهریور در جلسه هیئت دولت کاظمی گزارش داد که انگلیسها گفته اند مادام که دولت دکتر مصدق باقی است و مشارالیه روی کار است حاضر نیستند با او مذاکره کنند وازاین اظهار گرچه به ظاهر دکتر مصدق به رو چیزی نیاورد اما معلوم بود که بسیار مضطرب است

۱۷ شهریور  نطق دکتر مصدق در مجلس شورای ملی برعکس سنا بسیار آرام و منطقی بود ولی در پایان مجدداً بحث اولتیماتوم ۲ هفته ای برای انگلیسی ها مطرح شد. دولت تصمیم گرفت تا این اولتیماتوم را از طریق هریمن به انگلیس ها اطلاع دهد و چنین کرد ولی هریمن بعداً ابراز نمود که این نامه را به صلاح ندانسته و به مقامات انگلیسی ندادم . دکتر مصدق از این عمل ناخرسند شده و به امیر تیمور کلالی می گوید … استنباط می شود آمریکایی ها هم طرفدارانگلیسها شده اند …!

 

گزارشات نهادهای امنیتی به دولت درباره حزب توده

 

 25 شهریور  شهربانی طی گزارشی به هیئت دولت خبرمی دهد که توده ای ها و چپی ها برای اول مهر و جشن مهرگان برنامه اغتشاش و در صورت امکان انقلاب دارند . رئیس شهربانی اعلام داشت که سرتیپ زاده عضو شهربانی در توطئه هایی دست داشته و توقیف شده است و سرهنگ مشهدی نیز باید توقیف شود و سریعاً از جلسه دولت خارج شد . این اولین باری است که دولت با آماده باش شهربانی و ارتش برای مهار اقدامات توده ای ها موافقت می کند . تا پیش از این وزیر کشور ، روسای شهربانی و رکن ۲ و ۳ ارتش و حتی رئیس ستاد ارتش بارها به دکتر مصدق اعلام خطر می کردند و در مواردی حتی مواخذه و توبیخ هم می شدند که چرا خلاف دموکراسی عمل کرده و قصد برخورد با چپی ها را دارید و…!!! توجه بفرمایید که همین فرد یعنی دکتر مصدق به سناتورها می گوید من برای مخالفین به قدر پشیزی ارزش نمی دهم و سرمخالفین را ملت ایران خرد خواهد کرد …!؟!؟ جالب تر آنکه در جلسه امنیت در ۲۱ مرداد ۱۳۳۰ در هیئت دولت که  با حضور وزرای دادگستری ، فرهنگ و جنگ و مقامات شهربانی و ستاد ارتش و رکن ۲ و۳ تشکیل شد و مقامات در مورد فعالیت های حزب توده تحت امر شوروی در رو ستاها و … گزارش می دهند ، دکتر مصدق به آنها می گوید که به جای برخورد باید فرهنگ سازی کنید و حتی به رئیس رکن ۲ که از حرف ها یادداشت برمی داشت حمله ور شده و کاغذ وی را گرفته و پاره میکند و پرخاش می کند که چرا یادداشت می کنی …؟؟؟ عجیب آنکه کارشکنی توده ای ها در استان خوزستان نیز موجب اعتراض نمایندگان دکتر مصدق مانند مهندس بازرگان بود و در ماجرای نا آرامی و اعتراضات کارکنان راه آهن ، دانشگاه ها و حتی مدارس و اعتصابات عدیده سیلوی تهران و نساجی های اصفهان و تهران مانند چیت ری و بسیاری دیگر نقش توده ای ها محرز بود و مقامات مختلف اعم از کشوری و لشگری و امنیتی بر آن واقف بودند ولی نتیجه فقط سکوت دکتر مصدق بود و بس …؟! جالب است بدانیم که ” باقر کاظمی کفیل نخست وزیر” در ۲۴ مهر ۱۳۳۰ – هنگام سفر دکتر مصدق به آمریکا – در جلسه هیئت دولت می گوید “… چون روسها ما را در سازمان ملل کمک می کنند اگر فعلاً از عمال آنها جلو گیری شود ، ممکن است آنها از کمک سرباز بزنند … “. به روایتی همان سیاست موازنه منفی دولت دکتر مصدق

۳۰ شهریور  لویی هندرسن سفیر جدید آمریکا وارد تهران شد .

 31 شهریور فرمان انتخابات دوره ۱۷ مجلس شورای ملی صادر شد . سید محمد علی شوشتری نماینده مجلس در مجلس متحصن شد و گفت چون در خارج از مجلس تأمین جانی ندارم در خانه ملت تحصن اختیار می کنم

. چرا ؟ آیا نا امنی جنبه عمومی داشت یا محدود به افرادی خاص می شد . پاسخ را باید در تهدید های نمایندگان توسط دکتر مصدق جلو مجلس یا در مجلس سنا و تهیج افکار عمومی مردم در برخورد با مخالفین ایشان در مجلسین و نیز اقدامات خرابکارانه حزب توده در سراسر کشور یافت . پاسخ این سؤال را می توان در خاطرات محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی و بسیاری از اعضای هیئت دولت یا نزدیکان دولت و حتی نظامیان آن دوره مانند عبدالحسین مفتاح ، حسین مکی ، مظفربقائی ، تیمسار مبصر ، منوچهر فرمانفرمایان ، رحیم زهتاب فرد و دهها فرد آگاه – که نوشته هایشان چاپ و منتشر شده – یافت که بخشی ذکر شد و بخشی را در ادامه خواهید خواند .

۲  مهر ۱۳۳۰ کابینه مصدق دستخوش تغییرات شد . باقر کاظمی علاوه بر وزارت خارجه ، کفیل نخست وزیر هم شد . دکتر ادهم از وزارت بهداری رفت و وزیر مشاور شد و جای خود را به محمد علی ملکی داد . محمد نریمان جوانی خام و کم تجربه نیز به جای محمد علی وارسته وزیر دارائی شد . البته زاهدی نیز با اعتراض به عملکرد مصدق ( ۹ مرداد ) در ماجرای ۲۳ تیر از وزارت کشور مستعفی شده بود و شمس الدین امیر علایی جای وی را گرفته بود .

در همین روز به دستور دکتر مصدق مابقی کارکنان انگلیسی شرکت نفت از ایران اخراج شدند و تا ۱۱ مهر همگی ایران را ترک گفتند

۴ مهر دکتر مصدق برای گزارش اقدامات خود در مورد نفت در مجلس شورای ملی حاضر شد ولی به دلیل غیبت اکثریت نمایندگان جلسه رسمیت نیافت و تعطیل شد و دکتر مصدق نیز در اقدامی نسنجیده برای چندمین بار به خیابان رفت و با مردم نگران و مضطرب از اوضاع سخن گفت و تأکید کرد هرجا مردم هستند مجلس همانجاست . وی در این سخنرانی از کارشکنی مخالفینش در مجلس سخن راند و جو رعب و وحشت علیه ایشان ایجاد کرد . تا جائی که حتی دوستانی مثل حائری زاده یزدی نماینده مجلس و عضو جبهه ملی  و بعضی اعضای هیئت دولت نیز این کار را تقبیه کرده و آنرا خلاف دموکراسی و مصالح ملی دانستند و … !!!  ( منبع کلالی )

     این عمل دکتر مصدق موجب بی اعتبار شدن مجلسی شد که باید در ایام بحرانی پشتیبان و پناه گاه وی باشد . تاریخ ثابت کرد که بعد از محمد علیشاه قاجارهیچ کس به اندازه دکترمصدق در شکستن قداست خانه ملت تلاش نکرد و بالاخره هیچ کس از بی اعتباری مجلسین شورای ملی و سنا لطمه ندید . براستی اگر مجلس شورای ملی در مرداد ۱۳۳۲ به طریق غیر قانونی منحل نشده بود آیا پادشاه می توانست رأساً حکم عزل مصدق و نصب سرلشگر زاهدی را صادر کند ؟

۵ مهر  دولت انگلستان از دست ایران به شورای امنیت شکایت کرد .

۷ مهر بنا به تقاضای آیت الله کاشانی امروز برای پشتیبانی از دکتر مصدق و ابراز انزجار از رفتار نمایندگان مخالف تعطیل عمومی اعلام شد . کارآیت الله کاشانی مصداق بر شاخه بن بریدن بود و بس .

امیر تیمور کلالی می نویسد “… در ولایات هم همه جا همین طور تأسی کردند . بیچاره مردم را به هر طرف بچرخانند می چرخند . اما جزعوام فریبی و تظاهر دیگر کار و عملی در کار نیست وبرای آنکه زمینه برای کلیه اصلاحات اجتماعی و عمران و آبادی حاضر است دکتر مصدق در این باب قدمی برنداشته و بر نخواهد داشت جز هوچیگری و عوام فریبی متاعی ندارد .”

۹ مهر مخالفین دولت در مجلس از جمله محمد علی شوشتری به دلیل شرایط پرونده ایران در شورای امنیت ضمن دفاع از دولت سعی کردند حمایت خود را آشکارا از دولت اعلام نموده تا دولت با اقتدار بیشتری به سازمان ملل برود . در این جلسه دکتر مظفر بقائی به دلیل نفوذ کمونیست ها در وزارت فرهنگ و سکوت وزیر آن دکتر کریم سنجابی به ایشان حمله کرد و آنرا خیانت نامید . در نهایت قرار شد وزیر برای رسیدگی به این موضوع مذاکرات و اقداماتی انجام دهد .( منبع کلالی )

۱۴ مهر دکتر مصدق در رأس هیئتی به منظور شرکت در جلسه شورای امنیت عازم آمریکا شد . هیئت شامل این افراد بود : سناتور دکتر احمد متین دفتری، سناتور بیات ، الهیار صالح ، دکتر شایگان ، دکتر کریم سنجابی ، دکتر مظفربقائی ، جواد بوشهری ( مذاکره کننده اصلی ایرانی با استوکس و هریمن ) ، دکتر حسین فاطمی ، حسین نواب ، دکتر عیسی سپهبدی ( مترجم ) ، محسن اسدی ( مترجم ) ، عباس مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات و سناتور ، دکتر مصباح زاده مدیر کیهان و نماینده مجلس ،شجاع الدین شفا رئیس تبلیغات و دکتر غلامحسین مصدق و بالاخره ضیاء اشرف مصدق .

۱۷ مهر آقای نریمان وزیر جدید دارایی با ارائه لایحه ای در هیئت دولت قصد داشت تا برای تأمین کسری بودجه دولت عوارض گمرکی کالاهای وارداتی شامل چای ، منسوجات پشمی ، آهن ، سیمان ، ادویه ، دارو ، اشیأ عکاسی و غیره را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد معین کند !!! این لایحه علی رغم مخالفت در دولت ، بالاخره به شورای اقتصاد رفت و آنجا به دلایل مختلف و به اتفاق آرا رد شد .( منبع کلالی )

۱۸ مهر دکتر مصدق در شورای امنیت با استناد به مدارک مختلف شرکت نفت و خانه سدان و با اتکاء به قوانین ایران و قوانین بین المللی و مظالم شرکت نفت انگلیس در مورد کارگران ایرانی و بالاخره مداخلات این شرکت در امور داخلی کشور ، از منافع ملی ایران به خوبی دفاع کرد . لذا شورای امنیت در ۲۳ مهرناچار شد قطعنامه انگلیس علیه ایران را تا رای دیوان داوری لاهه مسکوت گذارد.

۲۲ مهر آقای کاظمی کفیل نخست وزیر در ایران تلگرافی از دکتر مصدق ارائه داد که نوشته بود به عرض شاه برسانید برای حل مسالمت آمیز موضوع نفت اقدامات ما در آمریکا به جائی نرسیده و ناچار موضوع در سازمان ملل متحد طرح می شود و خوب است قبل از وقت ، شاه اقدامی کنند و کاظمی گفت وقتی مطلب را به شاه عرض کردم فرمودند من چه اقدامی می توانم بکنم . معهذا بعد از مشاوره قرار شد آقای علا وزیر دربار با سفرای انگلیس و آمریکا تماس بگیرند و به آنها خاطر نشان کنند که به مسالمت کار بگذرد و آقای علا هم چنین کردند ولی آنها گفته اند با آن که وقت گذشته و با آنکه خود آقای مصدق نخواسته کار با مسالمت تمام شود ولی به دولتهای خود تلگراف می کنیم . ( منبع کلالی )

     خواننده محترم ، بد نیست بدانید این دومین باری است که مصدق برای حمایت در مذاکرات از پادشاه جوان طلب همکاری می کند و پاسخ مثبت ایشان را می گیرد . بار اول دکتر مصدق قبل از بازگشت استوکس و هریمن از ایران از محمد رضا شاه طلب مداخله و مساعدت کرد . علاوه بر این شاه جوان در موضوع خرید اوراق قرضه ملی نیز با حمایت عملی و تبلیغاتی ،  مردم را  برای کمک به دولت تشویق می کند و در تمام امور سعی می کند که نقش تسهیل کننده ای برای دولت مصدق بازی کند .                                                                          

۳۰ مهر مصدق از نیویورک وارد واشنگتن میشود و مورد استقبال کم نظیر مقامات آمریکائی قرار می گیرد . دکتر مصدق به اتفاق انتظام سفیر کبیرایران در آمریکا و رئیس سازمان ملل با ترومن رئیس جمهور آمریکا ملاقات کردند .

 

داستان خیانت دکتر احمد متین دفتری به نهضت ملی وایران

     همانطور که خواندید مذاکرات دکتر مصدق با مقامات انگلیسی و آمریکائی در واشنگتن ظاهراً شکست می خورد تا جائی که مصدق از محمد رضاشاه مدد می خواهد . اما آمریکائی ها بگونه ای به دنبال به شکست کشاندن مذاکرات بودند تا طرفین مجبور به قبول شرکت آنان در قراردادهای آتی شوند . پس از سوئی آب را گل آلود می کردند و در ظاهر از مواضع انگلیسی ها حمایت می کردند ولی در خفا قصد داشتند دولت ایران را پا برجا و نسبتاً قوی نگه دارند تا از ضعف نمیرد و پای حرف خود تا حدی بماند و حضور آمریکائیها در کنسرسیوم آتی بگونه ای توجیه گردد. بدین سبب قرارشد تا در مذاکراتی محرمانه بین دکتر مصدق و جرج مک گی معاون وزیر امور خارجه آمریکا با ایران قراری برای حمایت مالی و … داده شود و چنین شد.

      دکترمظفر بقایی کرمانی در خاطرات خود می نویسد که در اسناد خانه سدان مدرکی دال بر همکاری احمد متین دفتری با شرکت نفت بدست می آید که شرح آنرا در شماره ۴ مقاله ام آوردم . لذا وقتی دکتر مصدق به بقایی که کار تنظیم برنامه سفر و جمع آوری اسناد مورد نیاز در شورای امنیت را انجام می داده ، پیشنهاد آمدن متین دفتری را می دهد ، بقایی با تعجب و ناراحتی ، اسناد خانه سدان در مورد ایشان را یادآور میشود ولی دکتر مصدق با توجیه بیماری ایشان و اینکه خانم مصدق اصرار دارند مسئله را شخصی میکند تا جائی که بین دکتربقائی و دکتر مصدق برخورد لفظی و کدورت ایجاد میشود . ابتدا نیز قرار بود متین دفتری به اسم معالجه در این سفر شرکت کند و عملاً نیز مدت زیادی را در بیمارستانی بستری و تحت درمان قرار گرفت ولی در روزهای آخر قبل از سفر به آمریکا بنابراین شد که ۲ سناتور همراه هیئت شوند که این موضوع نیز در سنا موجب بحث هایی شد که چرا بیات و دفتری ؟ و چرا افراد با سابقه تر نروند و…؟! بالاخره سفر با حضور سناتور بیات و سناتورمتین دفتری انجام شد .

    دکتر بقائی در صفحات ۲۳۴ تا ۲۳۵ کتاب خاطرات دکتر مظفر بقایی – مصاحبه کننده حبیب لاجوردی – با مقدمه و ویرایش محمود طلوعی – نشر علم – تهران ۱۳۸۲- می گوید روز قبل ازعزیمت به ایران متوجه غیبت دکتر مصدق شدم گفتند ایشان با جرج مک گی خلوت کرده اند و مترجمشان هم دکتر متین دفتری است . متعجب شدم چون بسیاری انگلیسی دانهای حرفه ای و مترجمین رسمی هیئت همه در لابی هتل آماده و حاضربودند پس چرا متین دفتری ؟ توجه فرمایید که متین دفتری در ایران در مدرسه آلمانیها و در اروپا در سوئیس دکترای حقوق خود را گرفته و زبان آنجا فرانسوی – آلمانی است و نه انگلیسی کامل که در حد مترجم رسمی مذاکرات عالی سیاسی و اقتصادی وارد مذاکرات شود… !

     فردا صبح هنگام پرواز فقط یک نفر از وزارت امور خارجه آمریکا به فرودگاه آمد که بسیار باعث تعجب بود و… ! ساعتی پس از پرواز به قاهره دکتر مصدق چند نفر از جمله بقائی را به سوئیت خود در هواپیما احظار می کند و مژده میدهد ” محرمانه با آمریکا توافق شده که اینها ۱۲۰ میلیون دلار در عرض شش ماه به ما بدهند که ما چرخ مان را بگردانیم تا اوضاع درست شود ” . به قاهره که رسیدیم دیدیم که در روزنامه ها و اخبار می گویند جرج مک گی به عنوان سفیر آمریکا به ترکیه اعزام می شود !؟!؟ یا به روایت سیاسی آ تبعید می شود .!

     بعداً شنیدیم که سفیر انگلیس در آمریکا به سراغ آچسن وزیر خارجه آمریکا می رود و می گوید شما از پشت به ما خنجر زده اید و به ایران می خواهید کمک کنید ؟ آچسن منکرمیشود ولی سفیر موضوع ۱۲۰ میلیون دلار را بازگو می کند و آچسن می گوید اگر مک گی چنین گفته از خودش بوده و ناچاراً وی را به سفارت ترکیه تبعید میکند . با توجه به اینکه فقط دکتر مصدق و متین دفتری و مک گی در جلسه بودند و تا ساعتی پس از پرواز کسی از متن مذاکرات خبر نداشت ، چه کسی به جز دفتری با آن سابقه سیاه می توانسته اسرار و نتیجه مذاکرات را به اطلاع مقامات انگلیسی برساند و این چنین خیانت باور نکردنی در حق ملت ایران بکند؟ ماهیانه ۲۰ میلیون دلار برای شش ماه می توانست سرنوشت مذاکرات نفت را دگرگون کند . افسوس !

     حال سؤال اینجاست که آقای دکتر مصدق چرا متین دفتری را برای آن جلسه انتخاب کردند ؟

     حال که این اشتباه صورت گرفت چرا برای ایشان مجازاتی درخور خیانتش تعیین نشد ؟

     چرا او را رسوا نکردند تا درسی برای سایرین شود و چرا از بارگاه خود نراندند و در عوض امثال بقائی که از قبل تذکر داده بودند رانده شدند ؟

     چرا دکتر مصدق بعد از قطعیت این اشتباه و اصرار انگلیس ها بر عدم مذاکره با ایشان و اعتراف خودش بر ضعف و مریضی ، با هماهنگی جبهه ملی و مجلس و سنا و شاه و روحانیت که همگی با او همراه بودند ، فرد یا افرادی را با اختیارات کامل برای مسئولیت مذاکرات تعیین نکرد ؟ یا با هماهنگی یکی از ملیون وطن پرست را برای جانشینی خود و قبول نخست وزیری پیشنهاد نداد ؟

     دکتر مصدقی که در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۳۰ یعنی حدود ۵ ماه پس از قبول مسئولیت و بعد از تذکر کلالی در مورد وخامت اوضاع امنیتی و اقتصادی وسیاسی مملکت می گوید  ” از خدا می خواهم به من رأی کبود بدهند و بروم ” چرا خودش اقدام به استعفاء با پیش شرط های لازم نکرد تا بن بست مذاکرات باز شود ؟

۲۸ آبان ۱۳۳۰ هیئت ایرانی وارد مصر می شوند . دولت و مردم مصراسقبال کم نظیری از دکتر مصدق و همراهانش به عمل می آورند .

۱  آذر ۱۳۳۰ هیئت ایرانی وارد تهران شدند و مورد استقبال گسترده مردمی ، احزاب و اصناف قرار گرفتند . در آن روز در تهران بین گروه های طرفدار و مخالفین درگیری و زد و خورد به وقوع پیوست .

۳  آذر ۱۳۳۰ نخست وزیر گزارش سفرش به آمریکا و گفتگوهایش با مقامات مختلف را به مجلس ارائه می دهد و میگوید نیت انگلیس ها این است که اداره شرکت نفت به دست ایرانی ها نیفتد ( که بنا به اسناد درست به نظر می رسد ) و سپس از حسن ظن آمریکایی ها و شخص جرج مک گی نسبت به ایران دم می زند ولی کمک ۱۲۰ میلیون دلاری هرگز به ایران نرسید و وضع بد اندر بدتر شد …!  در مجلس نمایندگان مخالف دولت بخصوص جمال امامی به دکتر مصدق حملاتی میکنند ولی در نهایت مجلس به ایشان و دولتش رأی اعتماد می دهد .

 

از ۱۴ مهر تا ۱ آذر که دکتر مصدق در ایران نبود حزب توده وعوامل روس ها در ایران فعالیت های گسترده ای برای آشوب در کشور داشتند و حتی حملاتی به ادارات دولتی داشت . از جمله حمله به سازمان برنامه ، دانشگاه تهران ، وزارت دارایی ( که مسبوق به سابقه بود ) و حتی حمله و تحصن در مجلس شورای ملی را می توان ذکر کرد که در مجلس شورای ملی ، سنا ، دربار ، شهربانی و ستاد ارتش و رکن ۲ آن و محافل سیاسی و اجتماعی هم انعکاس های وسیع داشته و رد پای آن را می توان در کتب تاریخ و خاطرات افراد مختلف از جمله دستنوشته های امیرتیمور کلالی و روزشمار تاریخ دکترباقرعاقلی یافت    سیاست آقای کاظمی کفیل نخست وزیر هم مماشات بود تا همانطور که گفتم روس ها دلخورنشوند و تا آمدن دکتر مصدق برنامه رئیس شهربانی وقت یعنی سرلشگر مزینی برای شدت عمل متوقف بماند . البته سرلشگر مزینی پس از بازگشت دکتر مصدق متهم به اهمال در وقایع دانشگاه شد و بر کنار گردید . حال آنکه وی بنا به خواسته کاظمی با توده ای ها مماشات کرد . باکمال تأسف سیاست کج دارو مریز دولت موجب وقاحت روز افزون توده ایها گردیده بود تا جایی که در روز ۱۴ آذر ۱۳۳۰ پس از میتینگ عظیم میدان فوزیه که تعدادی از متحدان دولت مانند کشاورز صدر، حسین مکی ، قنات آبادی، علی زهری ، و مصطفی کاشانی در آن صحبت کرده بودند ، جمعیتی عظیم به تحریک و برنامه ریزی توده ایها به شهر هجوم آورده و در خیابان فردوسی دهها دفتر روزنامه و مجلات و حتی تأتر سعدی را به آتش کشیدند و مأموران شهربانی را که برای ایجاد آرامش در منطقه حاضر شدند مورد هجوم ، ضرب و شتم شدید قرار دادند و این تظاهرات آرام را به اجتماعی خونین تبدیل ساختند. در این زد و خورد سرتیپ دانشپور معاون شهربانی به شدت مجروح شد و سرهنگ نوری شاد و چندین افسر، درجه دار و پاسبان به قتل رسیدند . علاوه بر این صدها تظاهر کننده و مأمور شهربانی نیز به شدت مجروح و مصدوم و عده ای نیز به قتل رسیدند. 

۱۶ آذر مدیران جراید و نشریات در مجلس شورای ملی متحصن شدند و در اعتراض به نا امنی و تخریب دفاترشان اعلامیه ای منتشر کردند .

۱۷ آذر نمایندگان اقلیت در مجلس شورای ملی به حمایت از مطبوعات تحصن کردند .

۱۷ آذر در مجلس شورای ملی مخالفین دولت برای چندمین باردکتر مصدق را به خاطر اهمال در برخورد با توده ایها و گسترش روز افزون فعالیتهای وابستگان به شوروی و بخصوص به خاطر وقایع ۱۴ آذر و اغتشاش گسترده در تهران  مورد انتقاد ،پرخاش و حتی هتاکی شدید قرار دادند .  

۱۹ آذر جلسه مجلس امروز نیز تحت تأثیر وقایع ۱۴ آذر و جلسه دو روز قبل متشنج گردید و بین نمایندگان و تماشاچیان زد و خورد صورت گرفت .

۲۱ آذر آیت الله کاشانی به حمایت از دکتر مصدق میتینگ بزرگی بر پا ساخت و نمایندگان مخالف دولت را مورد انتقاد قرار داد. این اشتباه بزرگ آیت الله کاشانی زمینه ساز برخوردهای آتی دکتر مصدق با مجلس شورای ملی بود و منجر به شکسته شدن حرمت مجلس و شخص آیت الله کاشانی گردید که خود بحثی مستقل و مفصل است .

     ماه های آذر ، دی و بهمن عمدتاً تحت تاثیر مسائل و هیجانات و تخلفات انتخابات دوره هفدهم مجلس بود . علاوه بر این درماههای آذر تا اسفند تغییرات مکرر در کابینه ، تشکیل جلسه دادگاه لاهه ، ورود هیئتی از بانک جهانی برای میانجیگری بین دولت ایران و انگلیس از مهمترین وقایع بودند که بحث کابینه را در ادامه خواهید خواند ولی بحث تخلفات انتخابات دوره هفدهم و بحث نمایندگان بانک جهانی را در کنار تحلیل هایی مهم در شماره ۶ ( شماره بعدی ) خواهید خواند .

 

ترمیم کابینه دکتر مصدق پس از ۲ اردیبهشت و ۲ مهر ۱۳۳۰

۹ آذر ۱۳۳۰ یعنی یک هفته پس از بازگشت نخست وزیر از آمریکا ، سیل ترمیم و تغییر کابینه ای آغاز شد که در ۲ اردیبهشت معرفی و در ۲ مهر ترمیم شده بود . امیر علایی وزیر دادگستری ، سپهبد یزدانپناه وزیرجنگ ، دکتر علی امینی وزیر اقتصاد ، امیر تیمور کلالی با حفظ سمت وزارت کار ، وزیرکشورهم شد و بلافاصله سرلشگر مزینی به دلیل اهمال در وقایع دانشگاه تهران از کار برکنار و کلالی موقتاً سرپرست شهربانی هم شد . سرلشگر احمد وثوق هم رئیس ژاندارمری و ۱۴ آذر دکتر حسابی وزیر فرهنگ گردید .

۲۱ آذر مجدداً کابینه ترمیم گردید و مهندس خلیل طالقانی وزیر کشاورزی ، دکتر غلامحسین صدیقی وزیر پست و تلگراف و فروزان کفیل وزارت دارائی شدند. ۲۵ آذر دکتر فاطمی و مهندس حسیبی معاون وزارت دارائی استعفا دادند .

 27 آذر سرلشگر صادق کوپال رئیس شهربانی شد ولی ۱۴ دی وزیر کشور تازه وارد یعنی کلالی استعفا کرد و از کابینه خارج شد. ۲۹ دی دکتر خلیل عالمی استاد دانشکده حقوق جای کلالی را در وزارت کار گرفت و ۲۴ بهمن اللهیار صالح صندلی وزارت کشور را پر کرد ولی در ۲۶ اسفند مصطفی قلی رام صندلی وزارت کشوری را گرفت.

۱۶ بهمن امیر علائی وزیر جدید دادگستری پس از دوماه و نیم کار در دادگستری به وزارت مشاور و معاونت نخست وزیر تغییر سمت داد و دکتر سمیعی کفیل وزارت دادگستری شد .

۲۱ اسفند ۱۳۳۰ محمد علی وارسته به سمت وزیر دارایی تعیین شد .

      البته عمر این انتصابات نیز خیلی طولانی نبود زیرا کل مشاغل شهربانی و نظامی به دلیل واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تغییر کردند و اکثر وزراء نیز در کابینه جدید دکتر مصدق در ۵ مرداد ۱۳۳۱ اصلاح گردیدند با این حال تغییرات در اکثر سطوح بلاخص نظامیان با سرعتی کمترهمچنان ادامه داشت .

این نوشتار پنجمین بخش از نوشتاری با عنوان پرسش از تاریخ نوشته سرور شهرام یزدی است.

برای خواندن  ۴ بخش پیشین روی پاینده ایران کلیک کنید. پاینده ایران

 ادامه دارد

[email protected]

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Entry Filed under: Uncategorized. .



No Comments yet Add your own

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی