وصیت نامه پتر کبیر

دی ۷, ۱۳۸۷

وصیت نامه پِتر کبیر

وصیت نامه تزار روس معروف به پتر کبیر که سند راهبردی چشم انداز روسیه در رسیدن به جایگاه تنها ابرقدرتی جهان و نشانگر میل بی اندازه این کشور برای سلطه گری و چنگ اندازی به دیگر کشورها بود ، برای ملت ایران نیز رهآورد شومی داشت که تجاوز روسیه به خاک ایران در اوایل قرن نوزدهم میلادی ( اشغال شهر گنجه در سال ۱۱۸۲ شمسی و ادامه تجاوزات و جنگهای روسیه با ایران ) از نتایج سیاستگذاری پتر و تلاش خاندان رومانُف ها برای عمل به این وصیت نامه می باشد که این تجاوزها و جنگها در نهایت به انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان ( ۱۸۱۳ میلادی ) و ترکمانچای ( ۱۸۲۸ میلادی ) منتهی شد و با تحمیل این عهدنامه های فاجعه بار بر دولت  قاجار ، تمامیت ارضی ایران به شکل فاجعه باری تهدید و تخریب شد و بخش های وسیع و مهمی از خاک ایران یعنی همه ی سرزمینهای قفقازی ایران به اشغال روسیه در آمد و علاوه بر ولایات ارمنی نشین و گرجی نشین ایران ، ولایات مسلمان نشین یعنی ایران شمالی نیز از ایران جدا و تحت اشغال روسیه قرار گرفت . وصیت نامه پتر کبیر به عنوان بخشی از سیاست ملی روسیه بود که حتی در دوره استالین نیز فراموش نشد و تلاش استالین برای تجزیه آذربایجان ایران در دوره جنگ دوم جهانی در راستای رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس بود. نیروهای استالین که از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ آذربایجان را اشغال کرده بودند از همان ابتدای حضور اشغالگرانه خود اقدامات گسترده ای برای تجزیه آذربایجان و الحاق ان به خاک شوروی آغاز کردند و عوامل مزدور خود را تحت عنوان تشکلی به نام ” فرقه دمکرات ” سازمان دادند و این فرقه از شهریور ۱۳۲۴ همراه با تروریستها ی حزب کمونیست باکو و ارتش شوروی اقدامات خود را برای خلع سلاح مراکز نظامی و انتظامی و ترور مخالفان فرقه و چهره های شاخص میهن پرست آغاز کردند و با کشتار جمعی از بهترین فرزندان آذربایجان در سایه ارتش جنایتکار شوروی  توانستند در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ بر آذربایجان چیرگی یابند که عمر چیرگی فرقه شوروی ساخته چندان به طول نیانجامید و در نهایت به علت عدم نفوذ فرقه بیگانگان در بین مردم آذربایجان ، فریب استالین توسط قوام ( نخست وزیر وقت ) ، تلاشهای گسترده آیه الله العضمی بروجردی برای آزادی اذربایجان ، شرایط خاص بین المللی و برخورد سیاسی میان شوروی و امریکا و مهم تر از همه قیام مردم تبریز در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۵ ، فرقه استالینی سقوط کرد و سران خود فروخته فرقه از جمله میرجعفر پیشه وری  که شعار ” اولمک وار ، دومدی یوخ ” ( مرگ هست و بازگشت نه ) میداد ، با وضعی ذلت بار به اغوش استالین پناه بردند و بدینگونه استالین در اجرای بخشی دیگر از وصیت نامه پتر ناکام ماند …. هرچند تزار ولادیمیر پوتین هنوز در اندیشه تحقق بخشیدن به رویا پتر کبیر است و دولت مردان بی لیاقت حکومت فرقه ای نیز در این راه یاری  شان می دهند اما نیروی ناسیونالیست ملت ایران در برابر همه این توطئه ها ایستاده است.

بیگمان در آینده و با برپایی دولت پان ایرانیستی قدرت اول خاورمیانه خواهیم شد .این دولت مقتدر ملی به دنبال کشورگشایی نیست اما تلاش برای بازپس گیری سرزمینهایی که دولت روسیه در هنگام ضعف دولت قاجار ان را اشغال کرده بود و اکنون از روسیه نیز جدا شده است ، حق طبیعی ملت ایران بویژه مردم آذربایجان است . از این روست که هم در ایران – بخصوص در میان آذربایجانی ها – و هم در بین مردم شیعه و مسلمان ایران شمالی حرکتهای امید بخشی برای پیوندی دوباره آغاز شده است که نوید بخش پیوستن دوباره ایران شمالی به مام میهن است .پان ایرانیسم یعنی وحدت و یگانگی همه سرزمین ها و تیره های ایرانی …آنچه که آرمان ماست.

چکیده ای از تاریخ روسیه ، پتر کبیر و تزار نیکلای دوم

****************

وصیت نامه پتر کبیر

“پس از ستایش فراوان بر آفریدگار جهان، همه فرزندان وجانشینان خود را از وصیتی که ازین پس خواهد آمد آگاه میکنم، زیرا می بینم در روزگاران خجسته آینده همه فرزندان من رفته رفته، یکی پس از دیگری، برهمه کشورهای اروپا دست خواهند یافت. چه همه فرمانروایان و سلطنت های اروپا فرسوده و پیر شده اند و پادشاهی روسیه که مانند سر در برابر پیکر آنهاست بسوی پیشرفت میرود و تربیت و سامان و سازمان آن بر همه ریاست ها و پادشاهی ها برتری دارد.

من نخست این پادشاهی را چون چشمه ای یافتم ومن با اندیشه خویشتن این کشتی را بساحل رساندم، یعنی این چشمه را بزرگتر کردم و دریایی از آن ساختم و میدانم که جانشینان من با رای بلند خود آن را گشاده تر خواهند کرد و اقیانوسی خواهد شد. بدین سبب این سخنان را برای راهنمایی و سفارش بایشان مینویسم که نصب العین خود قرار دهند.

نخست آنکه دولت روسیه باید همیشه وسایل جنگ را آماده داشته باشد و این وسیله پیشرفت کارهای این کشور خواهد بود.

دوم آنکه تا می توانند هنگام جنگ باید افسران ورزیده از کشورهای دیگر اروپا بکار بگیرند و از آنها بهره مند شوند و هنگام صلح نیز باید از وجود دانشمندان وهنرمندان بهره برگیرند.

سوم آنکه هنگام جنگ درمیان کشورهای اروپا و کشورهای دیگر چنانکه موقع مناسب باشد باید با یکی از آن دو طرف همدست شد، مخصوصاً درجنگهایی که با آلمان در می گیرد، زیرا که این کشور پیوسته بر علیه کشور ماست.

چهارم آنکه باید در لهستان وسایل جنگی آماده کرد و اشراف و بزرگان آن سرزمین را رشوه داد و در عقایدشان رخنه کرد و از مسکو به هر گونه که ممکن باشد باید لشکریان به لهستان فرستاد و اگر دولت های دیگر در کار لهستان فسادی بکنند باید از خاک لهستان سهمی به آنها داد و کم کم باید با آن شریک هم وارد دشمنی شد و آن قسمت از لهستان را که باو داده اند پس گرفت و همه آن سرزمین را بدست آورد.

پنجم آنکه تا جایی که ممکنست باید از کشور سوئد را هم گرفت، اما باید کاری کرد که پادشاه آن کشور بر ما بتازد تا آنکه برای گرفتن آنجا بهانه ای بدست آید. برای این مقصود باید دانمارک را از سوئد جدا کرد یا آنکه در میان حکمرانان این دو کشور باید دشمنی فراهم ساخت.

ششم آنکه پادشاه زادگان روسیه باید همواره دختران حکمرانان و پادشاهان و بزرگان آلمان را که از خاندان محترم باشند بگیرند زیرا که درین کار سودهای فراوان هست.

هفتم آنکه باید با پادشاهان انگلستان اتحاد و اتفاق داشت و با ایشان در بازرگانی قرارهایی گذاشت، زیرا که ایشان برای ساختن کشتی های خود از ما چوب خواهند خرید و سود بسیار از این راه خواهیم برد و چون با انگلستان رابطه داشته باشیم در ساختن کشتی های جنگی با ما یاری خواهند کرد.

هشتم آنکه از سوی شمال تا دریای بالتیک را باید تصرف کرد و ازسوی جنوب باید کشور را تا دریای سیاه وسعت داد.

نهم آنکه دولت روسیه را وقتی می توان دولت واقعی گفت که پای تخت خود را باستانبول که کلید گنجهای آسیا و اروپاست ببرد. پس تا می توان باید کوشید که به شهر استانبول و اطراف آن دست بیندازیم و کسی که استانبول و اطراف آن را در دست داشته باشد خداوند همه جهان خواهد بود، پس برای رسیدن باین مقصود باید در میان ایران و دولت عثمانی نفاق افکند، تا همیشه در میانشان جنگ باشد اگر چه اختلاف مذهب وعقیده که مردم شیعه با مردم سنی دارند از هر لشکر و سلاحی بیشتر کارگر است و برای تأمین مقصود ما و تسلط روسیه بر آنها بهترین وسیله است.

با این همه بر شما واجبست همواره بهر وسیله که می توانید دوگانگی را در میانشان سخت تر کنید و نگذارید با هم هم آهنگ شوند. چیزی که بیش از همه مرا دلخوش می کند دو چیز است یکی اختلاف عقیده درمیان شیعه وسنی واستیلای روحانیان بر ملل مسلمان واینکه ایشان نمی گذارند که مسلمانان با ملل اروپا در آمیزند تا چشمشان باز شود و در کار خود چاره جویی کنند و همین بس خواهد بود که بزودی نام آنها از آسیا برافتد و تمدن و فرهنگ عیسوی بدست پادشاهان دولت جوان روسیه سیل وار آن کشورها را فراگیرد، چنانکه برتری واستیلای روحانیان ما بود که درین مدت روسیه را در پست ترین مرحله نگاه داشت و مانع از پیشرفت و برتری آن شد، تا من بهزاران رنج و دشواری این خار را از پیش پای ملت خود برداشتم و دست آنها را از کارهای دولت کوتاه کردم تا بعبادت اکتفا کنند.

دیگر اینکه باید چاره جویی های فراوان کرد که کشور ایران روز بروز تهی دست تر شود و بازرگانی آن تنزل کند. روی همرفته باید همیشه در پی آن بود که ایران رو به ویرانی رود و چنان باید آنرا در حال احتضار نگاهداشت که دولت روسیه هرگاه بخواهد بتواند بی درد سر آنرا از پا در آورد و به اندک فشاری کار خود را بپایان رساند. اما مصلحت نیست که پیش از مرگ حتمی دولت عثمانی ایران را یک باره بی جان کرد. کشور گرجستان و سرزمین قفقاز رگ حساس ایرانست، همینکه نوک نیشتر استیلای روسیه با آن رگ برسد، فوراً خون ضعف از دل ایران بیرون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد که هیچ پزشک حاذقی نتواند آنرا بهبود بخشد. آنگاه دولت عثمانی چون شتری رام ومهار کرده در دست پادشاهان روسیه خواهد بود و نفس آخر را برخواهد آورد، تا در هنگام لزوم بارکشی کند و پس از آنکه دیگر کاری از آن ساخته نشد باید سرش را از تن جدا کرد.

برشما لازمست که بی درنگ کشور گرجستان و سرزمین قفقاز را بگیرید و پادشاه ایران را دست نشانده وفرمان بردار خود بکنید.

پس از آن باید آهنگ هندوستان کرد، زیرا که کشوری بسیار بزرگ و بهترین بازار تجارت است و هرگاه بدانجا دست یافتید هر قدر پول که بوسیله انگلستان بدست می آید می توان مستقیماً از هندوستان فراهم کرد. کلید هندوستان هم سرزمین تر کستان است، تا می توانید باید بسوی بیابانهای قرقیزستان و خیوه و بخارا پیش بروید تا بمقصود نزدیکتر شوید و اما تأمل و تأنی را نباید از دست داد و باید از شتاب کاری خودداری کرد.

باید با دولت اتریش دوستی ظاهری داشت، اما باید چنان چاره چویی کرد که آلمان و اتریش رفته رفته در چنگ ما بیفتند. باید با اتریش همدست شد و دولت عثمانی را از اروپا بیرون کرد، اما نه چنانکه اتریش بهره مند شود و این دو راه دارد: نخست آنکه باید اتریش را جای دیگر سرگرم کرد، دیگر آنکه باید از خاک عثمانی آن نواحی را باتریش داد که پس از چندی بتوانید آنرا هم بگیرید.

دهم آنکه باید با کشور یونان در صلح بود تا هنگام جنگ بتوانید از آن یاری بخواهید.

یازدهم آنکه پس از گرفتن سوئد و کشور عثمانی و ایران و لهستان باید با اتریش و فرانسه اتحاد کرد و اگر هریک از این دو دولت دوستی و اتحاد ما را پذیرفت می توان کشور های دیگر را از پا در آورد و پس از آن باید بر اتریش هم مسلط شد،

دوازدهم آنکه اگر این دو دولت با هم اختلاف پیدا نکنند باید چاره ای جست که در میانشان دو گانگی بیفتد و بدین گونه رفته رفته یکی از پا درخواهد آمد و آنگاه می توان بر آن دست یافت و بی مانع بر همه اروپا حکمرانی کرد و بدین وسیله می توانید هم این نواحی را دست نشانده خود بکنید”.

بایگانی جستاری:دسیسه های ضد ایرانی

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Entry Filed under: Uncategorized. .



No Comments yet Add your own

  • 1.    فرهاد  |  دی ۸ام, ۱۳۸۷ at ۱:۳۹ ق.ظ

    درود بر شما مزدک جاناگر چه این پاسخی نبود که پس از این مدت انتظارش را داشتم ,اما گرفتاریها و مشغله ی شما و دیگر دوستان را درک می کنم .فایل ترانه ای( http://paniran.persiangig.ir/audio/music/Ebi_khalijpars.wma ) که فرستادید یکی از همان فایلهای دستکاری شده است .خوشبختانه به همت یکی از میهن دوستان فایل سالم این ترانه ی میهنی فراهم آمد که از روی آن کدی تهیه کردم و همچنین فایل اصلی آن را بر روی پنج هاوست متفاوت, جهت دسترسی هم میهنان قرار دادم.شاد وپیروز باشیدپاینده ایرانپاینده ایرانفرهاد گرامی من اجرای کنسرت مارچ ۹۴ را پیشنهاد کردم اما به اشتباه پیوند اجرای آلبوم را که ماه ها پیش بارگزاری کرده بودم برای شما فرستادم. در این باره پوزش می خواهم اجرای کنسرت را بزودی برایتان می فرستم.پاینده ایران

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی