ناسزا نامه جدایی خواهان عرب به انجمن دوست داران میراث فرهنگی خوزستان

آبان ۲۱, ۱۳۸۸

پاینده ایران

 متن زیر که بیشتر یک ناسزا نامه است چند روز پیش از سوی جدایی خواهان)جزیه طلبان) عرب در تارنمای عربیستان www.arabistan.org  به چاپ رسیده که در ان ناسزاها و تهمت و افتراهای بیشماری به مجتبا گَهِستونی فعال فرهنگی میهن پرست و انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان زده شده است.نمونه ای از این گونه نوشتار به قلم همین فرد(علی احوازی) پیشتر درباره سرور ابوالفضل عابدینی یار و هم اندیش مبارز ما در آن تارنما منتشر گردیده بود.برای خواندن روی پیوند زیر کلیک کنید

بمب گزاری که آزادانه در اهواز می گردد  (نامه تهدید آمیز تجزیه طلب های عرب به سرور عابدینی)

جوابیه ای درپاسخ به یاوه گویی های نژاد پرستان قوم گرای تجزیه طلب (پاسخ سرور عابدینی)

  برای آشنایی بیشتر مردم با این افراد بی ادب و وحشی که با دروغ گویی بیشمار و ایجاد شکاف های قومیتی در خوزستان تلاش در اغفال جوانان عرب زبان خوزستانی دارند متن نوشتار دقیقا درزیر آمده است. این گونه نوشته های تفرقه افکنانه سرانجامی همچون بمب گزاری های جدایی خواهان  عرب اهواز در سال ۸۴ را در پی داشت.(با پوزش از آقای گهستونی و دیگر افراد برای ناسزاهای درون نوشتار)


انجمن تاریانا اهداف و ماموریت ها

سایت عربستان – علی الاحوازی


 

در سلسه مباحث پیشین  به برخی سازمان وباندهای مافیایی شهرک نشیان فارس در احواز اشغالی که اهدافشان چپاول ثروت های ملی احواز به سود خود است،اشاره کردیم در این گفتار تلاش داریم به یکی  از دهها سازمان جدید التاسیس  باند سرچوپان سبزوار که  ابعاد مختلفی  جهت باج گیری و پول شویی در احواز  تاسیس گذشته بپردازیم .

تاریانا چیست ؟

 در هشتاد و اندی ساله اخیر و از آنجایی که در قراردادهای فی مابین دولت احواز- که توسط شیخ خزعل – وانگیسی ها بسته شد که در آن از ممنوعیت بکارگیری بومیان احوازی به عنوان کارگران شرکت نفت تاکید داشته ،و ادامه همین سیاست توسط دولت اشغالگر احواز،شاهد آن بودیم که صدها هزار راهزن و چوپان  پشتکوهی وارد احواز شدند و تمامی امور نفت به آنان داده شد . 

دولت مرکزی برای سرکوب هرچه بیشتر ملت احواز تسهیلات تشویقی باور نکردنی برای شهرک نشینی در احواز در اختیار راهزنان قدیم و نفت چی های جدید گذاشت . همین سیاست ضد بشری  در رژیم کنونی استمرار پیدا کرد و چنین تسهیلاتی شبه هایی برای راهزنان  دور از وطن بوجود آورد که صاحب و مالک همه چیز در احواز هستند. سکوت رژیم تهران در مقابل تحریف تاریخ از سوی  چوپان زاده های  دور از وطن آنقدر ادامه پیدا کرد و کار به جایی رسید که شبان های دور از وطن شروع به تحریف تاریخ ایران نیز نمودند . از تحریف تاریخ مشروطه گرفته و تا تحریف تاریخ احواز جدیدا نیز این جانوران ادعا می کنند که کورش فرزند آنان است.در واکنش به تحریف های گسترده تاریخ توسط این جانوران کارشناسان و اساتید باسابقه  تاریخ تهران دست به سلسله تحقیقات گسترده تاریخی زدند،این تحقیقات نشان می دهد که اینان بازماندگان حمله مغولان به ایران هستند . به تازگی  شخصی به نام «مجتبی گوه ستونی» در یکی از روزنامه ادعا کرد که بخشی از تاریخ ایران ایالت غربی خود که همانا “خوزستان” را شامل می شود را نامشخص است و در تحقیقات تاریخی متوجه شدیم که تاریانا ایالت غربی و گمشده ماست .

ادامه نوشتار را بخوانید

پاینده ایران

 متن زیر که بیشتر یک ناسزا نامه است چند روز پیش از سوی جدایی خواهان)جزیه طلبان) عرب در تارنمای عربیستان www.arabistan.org  به چاپ رسیده که در ان ناسزاها و تهمت و افتراهای بیشماری به مجتبا گَهِستونی فعال فرهنگی میهن پرست و انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان زده شده است.نمونه ای از این گونه نوشتار به قلم همین فرد(علی احوازی) پیشتر درباره سرور ابوالفضل عابدینی یار و هم اندیش مبارز ما در آن تارنما منتشر گردیده بود.برای خواندن روی پیوند زیر کلیک کنید

بمب گزاری که آزادانه در اهواز می گردد  (نامه تهدید آمیز تجزیه طلب های عرب به سرور عابدینی)

جوابیه ای درپاسخ به یاوه گویی های نژاد پرستان قوم گرای تجزیه طلب (پاسخ سرور عابدینی)

  برای آشنایی بیشتر مردم با این افراد بی ادب و وحشی که با دروغ گویی بیشمار و ایجاد شکاف های قومیتی در خوزستان تلاش در اغفال جوانان عرب زبان خوزستانی دارند متن نوشتار دقیقا درزیر آمده است. این گونه نوشته های تفرقه افکنانه سرانجامی همچون بمب گزاری های جدایی خواهان  عرب اهواز در سال ۸۴ را در پی داشت.(با پوزش از آقای گهستونی و دیگر افراد برای ناسزاهای درون نوشتار)


انجمن تاریانا اهداف و ماموریت ها

سایت عربستان – علی الاحوازی


 

در سلسه مباحث پیشین  به برخی سازمان وباندهای مافیایی شهرک نشیان فارس در احواز اشغالی که اهدافشان چپاول ثروت های ملی احواز به سود خود است،اشاره کردیم در این گفتار تلاش داریم به یکی  از دهها سازمان جدید التاسیس  باند سرچوپان سبزوار که  ابعاد مختلفی  جهت باج گیری و پول شویی در احواز  تاسیس گذشته بپردازیم .

تاریانا چیست ؟

 در هشتاد و اندی ساله اخیر و از آنجایی که در قراردادهای فی مابین دولت احواز- که توسط شیخ خزعل – وانگیسی ها بسته شد که در آن از ممنوعیت بکارگیری بومیان احوازی به عنوان کارگران شرکت نفت تاکید داشته ،و ادامه همین سیاست توسط دولت اشغالگر احواز،شاهد آن بودیم که صدها هزار راهزن و چوپان  پشتکوهی وارد احواز شدند و تمامی امور نفت به آنان داده شد . 

دولت مرکزی برای سرکوب هرچه بیشتر ملت احواز تسهیلات تشویقی باور نکردنی برای شهرک نشینی در احواز در اختیار راهزنان قدیم و نفت چی های جدید گذاشت . همین سیاست ضد بشری  در رژیم کنونی استمرار پیدا کرد و چنین تسهیلاتی شبه هایی برای راهزنان  دور از وطن بوجود آورد که صاحب و مالک همه چیز در احواز هستند. سکوت رژیم تهران در مقابل تحریف تاریخ از سوی  چوپان زاده های  دور از وطن آنقدر ادامه پیدا کرد و کار به جایی رسید که شبان های دور از وطن شروع به تحریف تاریخ ایران نیز نمودند . از تحریف تاریخ مشروطه گرفته و تا تحریف تاریخ احواز جدیدا نیز این جانوران ادعا می کنند که کورش فرزند آنان است.در واکنش به تحریف های گسترده تاریخ توسط این جانوران کارشناسان و اساتید باسابقه  تاریخ تهران دست به سلسله تحقیقات گسترده تاریخی زدند،این تحقیقات نشان می دهد که اینان بازماندگان حمله مغولان به ایران هستند . به تازگی  شخصی به نام «مجتبی گوه ستونی» در یکی از روزنامه ادعا کرد که بخشی از تاریخ ایران ایالت غربی خود که همانا “خوزستان” را شامل می شود را نامشخص است و در تحقیقات تاریخی متوجه شدیم که تاریانا ایالت غربی و گمشده ماست .

مجتبی گوه ستونی کیست ؟!

 با اوج گیری مبارزات ملت احواز،با اشاره سرچوپان شاهد هجوم سیل آسای روستاییان پشتکوهی از آنسوی سلسله کوههای زاگرس به احواز (خوزستان) هستیم که علتش را می توان ترس از آینده ای که آنان ( راهزنان دیروز ) را دوباره سرجای اول برگرداند ،برشمرد . عجیب آنکه همه آنان ابتدا وارد شهرهای مرزی احواز همچون مسجد سلیمان، اندیمشک ، بهبهان شده و بعد از چند سال زندگی در آنجا وارد شهر احواز ( اهواز جعلی ) گشته و خود را خوزستانی معرفی می کنند حتی آقای مصطفی مطور زاده نماینده محمره در مجلس به این امر اشاره کرد و گفت عجیب است که  عده ی  با چند سال زندگی در احواز خود را بومی  اینجا معرفی می کنند . همچنین  می توان به «دیدار محمودی» اشاره کرد که در تلویزیون دهکرد خود را دهکردی و در تلویزیون خوزستان خود را مسجد سلیمانی می نامد .به نمایندگان انتصابی در صالحیه ( اندیمشک جعلی ) و بهبهان توجه کنید از پشتکوه وارد احواز شده و نماینده انتصابی و اجباری ملت احواز شده اند .

سوژه مورد نظر ما ( گوه ستونی ) نیز در سالهای اخیر ماهی یا سالی یکبار در برخی هفته نامه ها و روزنامه های چاپ احواز مطلبی با مضامین محیط زیست می نوشت .اما با اوج گیری مبارزات ملت احواز در سال ۲۰۰۵ ماموریت این شخص تغییر یافته وبه نوشتن مقالات و گزارشهایی در جعل تاریخ احواز و همچنین مطالب تحریک کننده شوونیستی ضد ملت احواز ، اقدام کرده و می کند .

گوه ستونی و  تحریک سازمان های اطلاعاتی علیه ملت احواز

در تاریخ ۱۶ نوامبر ۲۰۰۶ هفته نامه بهبهان شماره ۶۵ ، هنگامی که “گوه ستونی” سردبیر این هفته نامه جدید التاسیس بود.در یک اقدام کاملا از پیش برنامه ریزی شده و هماهنگ  چند هفته قبل از آغاز انتخابات شورای سوم شهر احواز ، مقاله ای تحت عنوان « و اطلاعیه ای …… » در این هفته نامه منتشر کرد . در این مقاله ضمن بررسی عملکرد حزب وفاق ، و اشاره به تظاهرات ملت احواز در سال ۲۰۰۵ توصیه کرده بود که می بایست جلوی فعالیت چنین سازمان هایی که در جهت تحریک قومیت ها گام بر می دارند وبا  مزدوری آمریکا و انگلیس تلاش می کنند نظام اسلامی را تضعیف کنند ، گرفته شود. دادستان آن موقع احواز « موسی پیریایی » نیز بلافاصله  پس از این مقاله با صدور بیانیه ای هرگونه فعالیت وعضویت در حزب وفاق را ممنوع و غیر قانونی کرد و از مردم خواست اعضای این گروه را به دادستانی معرفی کنند . باید اذعان کرد    روزنامه نگاران فارس شهرک نشین در احواز به مانند یک جاسوس ضد ملت احواز فعالیت می کنند و با نوشتن چنین مقالات و گزارش هایی موجبات سرکوبی هرچه بیشتر ملت  احواز را فراهم می آورند .

آقای صفوت زیات استراتژیست مصری در گفتگو با شبکه الساعه گفت مهمترین دلیل تصویب بیانیه حقوق بشر ضد اسرائیل،رسانه های عربی هستند که با گزارش های لحظه به لحظه خود چشم جهانیان را علیه جنایات اسرائیل باز کردند.همین«رسانه»در احواز آلت دست مشتی پشتکوهی قرار گرفته و با سوء استفاده از رسانه های تحت اشراف خود به سرکوبی هرچه بیشتر ملت احواز اقدام می کنند .روزنامه های وابسته به سرچوپان تهران نشین که از بد روزگار سردبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام کشوری ۷۰ میلیونی نیز هست،هر گاه در احواز اتفاق از قبیل درگیری خانوادگی یا غیره رخ می دهد بلافاصله در یک اقدام هماهنگ و از پیش برنامه ریزی شده ، خواستار سرکوب هرچه بیشتر ملت احواز می گردند .

سربازان گمنام مطبوعاتی مطبوعاتی

سال گذشته در مراسم سالروز خبرنگار(سوم آگوست ۲۰۰۸)، جمعی از خبرنگاران شهرک نشین در احواز به دیدار جزایری رفتند . وی در این دیدار سخن بسیار مهمی بر زبان راند . به جرات  می توان گفت که این حرف از ضمیر ناخوآگاهشان تراوش کرد. جزایری گفت که شما روزنامه نگاران سربازان گمنام هستید. می دانیم که سرباز گمنام در رژیم کنونی به ماموران و خبرچینان نظام گفته می شود . واقعا سخن جزایری یک واقعیت غیرقابل انکار است .نویسندگان فارس در احواز همیشه مقالاتی در مدح خامنه ای  در روزنامه های و هفته نامه های چاپ احواز می نویسند اما همین نویسندگان در وب سایت های خود در اینترنت هیچگاه مطلبی یا عنوانی در مدح خامنه ای یا اسلام درج نمی کنند چرا که این نویسندگان برای  تاثیر بر رسانه های خارجی مامور شده اند . در حالیکه مجتبی گهستونی در هفته نامه های داخلی همیشه از یاد امام خمینی ، رهبر کبیر انقلاب و ضدیت با آمریکا و انگلیس  مطلب می نویسند ،ولی هیچگاه  اشاره ای به اسلام و خامنه ای و دشمنی با آمریکا و انگلیس در وب سایت های خود  نمی کند و فقط مطالبی از ملی گرایی افراطی  و داریوش و کورش در وب سایت و وبلاگش وجود دارد . چرا که  قرار است بعدها این شخص هنگامی که پروژه دستگیری و زندانی شدن را در خانه!!! سپری کرد ، به صف همتباران خود در صدای آمریکا بپیوندند .برای مطالعه خبر دیدار با جزایری و سربازان گمنام اینجا کلیک کنید 

فشار بر مسولین بومی

یکی دیگر از اهداف تاسیس این انجمن فشار و باج گیری از مسولین بومی احواز می باشد . در سالهای آخر شورای شهر دوم احواز و هنگامی که این شورا ، آقای مهندس « فرامند هاشمی زاده » را به عنوان رئیس سازمان قطار شهری احواز تعیین کرد،دیدیم که موج وسیعی توسط روزنامه ها و هفته نامه های مرتبط با سرچوپان تهران نشین ضد آقای هاشمی زاده به راه افتاد . سازمان زیر نظر آقای هاشمی زاده هر فعالیتی انجام می داد دهها مقاله علیه ایشان در مطبوعات چوپان تهران نشین درج می گردید . هنگامی که قطار شهری احواز در میدان چهارشیر خیمه زد و می خواست که شیرهای این میدان را جابجا کند ، علاوه بر رسانه های عموسبزوار ، چوپان زنگنه نیز وارد معرکه شده و ادعا کرد به دلیل تاریخی بودن این شیرها باید  کار تعطیلی گردد . هنگامی که کار تعطیل گشت ،همان روزنامه و هفته نامه های چوپان سبزوار وارد معرکه شدند و از بی کفایتی آقای هاشمی زاده مطلب نوشتند .بالاخره بعد از صدها مقاله و توهین هایی که این هفته نامه ها و خصوصا انجمن تاریانا ضد هاشمی زاده داشتند ایشان مجبور به استعفا شدند . اما بعد از استعفای آقای هاشمی زاده،وقتی یک مسول فارس (عباس هلاکویی) مسولیت سازمان قطار شهری را بر عهده گرفتند،دیگر هیچ مطلبی و اعتراضی علیه وی در این رسانه ها منتشر نگردید و حتی با وجود اینکه قطار شهری تحت مسولیت این شخص  دهها مورد اقدام به تخریب لوله های آب نمود،ولی هیچ کس و هیچ هفته نامه ای علیه وی چیزی نگفت چرا اهداف آن سر و صداها برکناری آقای هاشمی زاده و بر کرسی نشاندن یک همولایتی بود .

گهستونی و جهت دهی به اخبار رسانه های بیگانه

یکی دیگر از اهداف این خبرنگاران « سربازان گمنام » که در در داخل مدح خامنه ای می کنند و در وب سایت ها از ملی گرایی و داریوش و کورش می گویند ،جهت دهی به اخبار و مطلبی است که در احواز اتفاق می افتاد ، است. به عنوان مثال در انتفاضه ملت احواز در سال ۲۰۰۵ و سلسله اعدام هایی که احواز اجرا شد، دیدیم که همتبار آقایان در صدای آمریکا  ( ج – چ )، برای کسب اخبار و اطلاعات در مورد اتفاقات احواز اشغالی فقط با روزنامه نگاران پشتکوهی سخن می گوید . در دهها  موردی که این شخص (مجتبی گوه ستونی ) با رادیو فردا سخن می گفت تلاش می کرد با وارانه کردن حقایق ،احساسات عرب ستیزانه فارسها را ضد ملت احواز تحریک کند  یعنی درست همسو و همراه خبرگزاری های رژیم تهران ضد اطلاعات را به رسانه های بیگانه و در جهت افزایش نفرت میان ملت احواز و فارسها.همانگونه که سایت عموچوپان در تهران تلاش دارد احساسات عرب ستیزانه فارسها را ضد امت عرب تحریک کند . حال این سوال مطرح می گردد که چگونه است که خبرنگاران و روزنامه نگاران احوازی داخل احواز هنگامی که با رسانه های بیگانه سخن می گویند فورا زندانی و شکنجه می شوند و این آقایان مداح خامنه ای در داخل و ناسیونالیست در وبسایت ها دستگیر نمی شوند ؟!  به صلاح   است که این شخص دست از  خبرچینی ضد ملت احواز و اعطای اخبار به رسانه های بیگانه بردارد .

عموسبزوار و اشغال سرزمینش !!!

 در حالیکه این جانوران در وب سایت های اینترنتی ،خود را مدافع صد آتیشه نظام پادشاهی و کورش و داریوش جلوه می دهند ، و از مام میهن می گویند و در وب سایتهای خود ضد تجزیه طلبی می گویند،شاهد هستیم این گروه در آلمان اقدام به تاسیس حزب می کنند و خواستار تجزیه ایران هستند. از سوی دیگر یکی از دهها  سایت  عمو سبزوار رضایی  تحت عنوان لور در بخش عربی چنین ادعا می کند که سرزمین آنها توسط فارسها اشغال شده و ادامه میدهد که بخشی از سرزمین ما توسط فارسها و بخشی دیگر توسط عراقی ها اشغال شده و با کشیدن یک نقشه در عراق آنرا لرستان غربی و با به هم چسباندن چندین سرزمین از جمله سرزمین کردها و احوازی ها و اصفهانی ها و شیرازی ها ادعا می کند که لرستان شرقی نیز توسط فارسها اشغال گشته است . حال که عموسبزوار مدام با تحریک احساسات فارسها ضد ملت احواز ،خواستار سرکوب ملت احواز تحت عنوان تجزیه طلبی است،چرا سران رژیم تهران تجزبه طلبان چوپان زاده را سرکوب نمی کنند ؟ در بخش فارسی این وبسایت دهها نویسنده  چوپان زاده شهرک نشین که با نوشته های مسموم خود موجب سرکوبی هرچه بیشتر ملت احواز را فراهم آورده اند مطلب می نویسند .

تحریف تاریخ و باج گیری

در  ابتدای گفتار اشاره کردیم که سازمان تاریانا ادعا می کند که نام تاریخی ” خوزستان ” تاریانا است و تاریانا نام یکی از ایالت شرقی ایران است که در تاریخ به این ایالت ظلم شده و کسی به آن اشاره نکرده و این سازمان اقدام به کشف این ایالت کرده است . از بد روزگار یا از خوش شانسی ملت احواز،کسانی که عضو این سازمانند مشتی پشتکوهی چوپانی هستند که در جهت  دور کردن نخبگان احوازی و  اعطای مناسب دولتی به فارسها در احواز شهرک نشین شدند . اگر به مطالب و اخبار این انجمن توجه کنید خواهید دید که این انجمن به مانند طوطی  فقط دو سلسله حکومتی را مدام تکرار می کند. یکی ساسانیان و دیگری هخامنشیان . به علت وجود برخی عناصر این انجمن در سازمان میراث فرهنگی احواز ،فورا خبر کشف و یا حفاری ابتدا توسط این انجمن به روزنامه ها و اینترنت می رسد و در اخبار کشف آثاری که این انجمن از منابع خود در سازمان میراث فرهنگی احواز کسب می کند،تنها نام دو سلسله تاریخی هخامنشیان وساسانیان وجود دارد .

 یکی از روزنامه های رقیب نوشت سالها پیش گهستونی به همراه پدر خویش به عنوان عمله و بنا  در احواز فعالیت می کرد .کاملا مشخص است که شخصی که سالها پیش از «مال» به احواز آمده با تاریخ آشنایی ندارد و به جز مطالب دیکته شده که به وی گفته شده  از جمله بگو هخامنشیان ، بگو ساسانیان چیزی دیگری ندارد که بگوید .یکی دیگر از کارهای این انجمن این است که هنگامی که سازمان میراث فرهنگی متوجه کشف مکانی تاریخی گشت  که در آن برخی ادارات مشغول حفاری هستند،بلافاصله به انجمن مذکور گزارش می رسد که جار و جنجال کنید و بگوید که برای ادامه کار باید از سازمان میراث فرهنگی مجوز کسب کنید . البته منظور از مجوز همان  رشوه است . به قول دیگر این سازمان هم تاریخ احواز را تحریف می کند و هم از سازمان های مجری  تحت عنوان « مجوز » باج گیری می کند . در حالی که این سازمان در مقابل تخریب کاخ ها و بناهای تاریخی سلسله کعبی که سیصد سال حکومت کرد ، سکوت اختیار می کند ،اما در مقابل تخریب یک بالکن فرسوده و قدیمی یک مرکز تجاری جار و جنجال می کند . جناب عمله ، شخم زدن تاریخ یک ملت عواقب بسیار وخیمی در پی دارد ، اینجا پشتکوه نیست دست از شخم زدن و تحریف تاریخ ملت احواز بردار ، کسانی نیز پیدا خواهند شد که شما را شخم بزنند .لطفا جهت مشاهده اخبار تحریف تاریخ احواز توسط این انجمن اینجا کلیک کنید»    

در خبر  زیر این انجمن باج گیر، با تحریف تاریخ احواز ، ادعا می کند که بومیان احوازی ساکن برومی ، مهاجرین جنگ هستند . واژه «مهاجرین جنگ» به تازگی از سوی شهرک نشینان فارس از جمله توسط سردار پاسدار احمد آوایی ،نماینده قنیطره (دزفول جعلی) در جهت کوچاندن بومیان از آن مناطق منتشر می گردد. آقای عمله ! درست است که شما در سنوات اخیر و بعد از دهه هفتاد (بعد ازپایان جنگ) وارد احواز شدید،اما ساکنین برومی هزاران سال است آنجا زندگی می کنند واین شما هستید که پشت کوهها و مال های خود رها کرده به احواز مهاجرت کردید .امیدوارم خوانندگان این ستون به گونه ای مطلب زیر که ساکنین برومی را مهاجر جنگ تحمیلی عنوان کرده به گوششان برسد مطمئن هستم که ساکنین آنجا با شنیدن چنین مطلبی جواب مناسب این جانوار را خواهند داد .جهت مشاهده مطلب توهین آمیز این عمله ضد ملت احواز اینجا کلیک کنید

جنگ از جبهه انجمن موسیقی

 عمله و بناهایی که تا دیروز با آجر و سیمان و آن قیافه ها با کله های بزرگ و بدون مغز در احواز دنبال کار بودند و بعد از یک روز کار شب ها با «تشمال» خستگی در می کردند ، امروزه اما از بد روزگار وارد سازمان های مختلف احواز شده چرا که قانون اشغالگران اینگونه حکم می کند ، فارسها بی سواد یا  باتحصیلات،می بایست در اولویت استخدام باشند .یکی از مهمترین مولفه های فرهنگ یک ملت همانا موسیقی است.در حال حاضر موسیقی احواز به شدت از سوی پشتکوهی ها سرکوب می گردد و شهروندان احواز هنگامی که می خواهند کاست و سی دی های موسیقی خوانندگان بومی و قانونی احوازی را خریداری کنند ، فروشندگان با  صورت های اخم کرده و خشن  جواب منفی می دهند .

این در حالی است که در احواز همه نوع موسیقی با زبان های مختلف وموسیقی ملل ایران از جمله بلوچی ،ترکی، کردی وانگلیسی در فروشگاههای موسیقی فروخته می شود ولی موسیقی احوازی به شدت از سوی سازمان متوالی این امر یعنی «انجمن موسیقی خوزستان» مورد مبارزه قرار می گیرد.سالهاست که از خوانندگان بومی احوازی، می شنویم که به ما اجازه برگزاری کنسرت را در احواز نمی دهند. این در حالی است که موسیقی خران دور از وطن «تشمال» به وفور در احواز یافت می شود . مجتبی گهستونی با چنین عقیده و افکار شوونیستی به مسولیت روابط عمومی انجمن موسیقی خوزستان منصوب می گردد،آیا می توان انتظار داشت که این شخصی که در حال تحریف تاریخ ملت  احواز است با موسیقی ملت احواز دشمنی نکند ؟

 شنیده ها حاکی از آن است که بخش هنری حمایت از خران دور از وطن در احواز اشغالی (خوزستان) که شامل انتشار هفته نامه ها و روزنامه ها،موسیقی و سینماست از سوی « حجت الاسلام محمد حسین بلک » مورد حمایت مالی قرار می گیرد واین شخص است که با اعتبارات هنگفت مالی که از سرچوپان تهران به وی می رسد از تشمال و هفته نامه و روزنامه های خران دور از وطن شهرک نشین در احواز حمایت می کند.مسئول انجمن موسیقی “خوزستان” که یکی ازسازمان های تابعه فرهنگ و ارشاد اسلامی “خوزستان” است ،«سعید حسین پور » هستند .هم اکنون دهها درخواست مجوز موسیقی بومی و اصیل احوازی ودرخواست برگزاری کنسرت از سوی خوانندگان بومی احواز در آرشیو این جانوار خاک می خورد این در حالی است که هر روزه  شاهد برگزاری موسیقی چوپان های دور از وطن در احواز هستیم  .

 

 اعضای انجمن ضد احوازی تاریانا

 سعید محمد پور ( کارشناس حقوق سازمان  میراث فرهنگی خوزستان ) مدیر عامل

مجتبی گهستونی ( مدیر روابط عمومی انجمن موسیقی خوزستان )  سخنگو و نائب رئیس – روزنامه نگار

 منصوره رضوی ( کارشناس میراث فرهنگی ) خزانه دار

 سروناز خدیو ( باستان شناس )                                               

 غلامرضا مسعودی ( عکاس تخصصی حوزه میراث فرهنگی )

 مانا کیانپور ( کارشناس تاریخ ) بازرس انجمن

  نبود  یک بومی در این انجمن

با کمی تامل در اسامی فوق الذکر در می یابیم که این انجمنی که ادعای « دوستداری » میراث احواز را دارد ، حتی یک شخص بومی را هرچند به صورت دکوری در خود جا نداده است چرا که اهداف و برنامه های این انجمن که در جهت باجگیری و پولشویی بنا گردیده است ، با وجود یک بومی احوازی کاملا در تضاد است زیرا که این انجمن تماما برای ستیز با تاریخ حقیقی احواز وتحریف و جعل آن به سود شهرک نشینان وهمچنین برکناری مسولین بومی احوازی تاسیس گردیده است. در تصاویر زیر مشاهده خواهید کرد که انجمن باجگیری سرچوپان عموسبزوار چگونه به راحتی مجوز فعالیت کسب می کند این در حالی است که در حال حاضر چندین مجوز تاسیس انجمن و سازمان از سوی بومیان احواز رد درخواست می گردند . آیا اعطای فوری اجازه فعالیت به این انجمن از سوی رژیم تهران مراحل اداری و قانونی را گذرانده ؟ 

برای مشاهده تصاویر برخی دیگر از موسسین  این انجمن لطفا اینجا کنید کنید .  

  اهداف

۱- گرفتن ابتکار عمل  از ملت احواز

 یکی از اهداف تاسیس فوری این انجمن را باید کنار زدن احزاب و سازمان های احوازی در رسانه های بین المللی برشمرد و اگر به  تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا گوش کنید خواهید یافت که اعضای این سازمان و سازمان های دیگر مرتبط با سرچوپان عمو سبزوار با ارتباطاتی که با همولایتی خود در صدای آمریکا دارند، تلاش می کنند ضد اخبار را به صدای آمریکا ارسال کنند و خود را صاحب احواز معرفی کنند . در آینده در این مورد بیشتر خواهیم گفت .

 2 – باجگیری

همانطور که در تصاویر و مطالب بالا نیز اشاره کردیم یکی از مهمترین اهداف تاسیس چنین سازمانهایی باج گیری از دولت و افراد بومی فعال در دولت است. در ابتدا این سازمان سعی می کرد از آقای هاشمی زاده باجگیری کند که نتوانست که با ورود سرچوپان شهرک نشین در احواز حمید زنگنه در معرکه ضد آقای هاشمی زاده  شاهد افزایش فشارها  بودیم .این انجمن و با توجه به اینکه اعضای این سازمان در میراث فرهنگی نیز حضور دارند با درج خبر و گریه و زاری بر سر اشیاء تاریخی ، تلاش می کنند از سازمانی که قصد حفاری و یا ساختمان سازی را دارد ، حق سکوت بگیرند .

 3- تحریف تاریخ

در بالا اشاره کردیم که عمله بناهای دیروز با ورود به سازمان ها و ادارات دولتی تلاش می کنند که تاریخ ملت احواز را حذف و تاریخ جعلی مشتی چوپان از پشتکوه آمده را جایگزین آن کنند. اعضای این سازمان از آنجایی که در سازمان میراث فرهنگی احواز و تحت حمایت همولایتی خود « منوچهر محمدی »هستند و اخبار میراث فرهنگی به این سازمان می رسد اخبار کشف اشیاء تاریخی را خود جهانی می کنند و فقط در این کشفیات دو تاریخ ساسانیان و هخامنشیان وجود دارد . و هزاران سال حکومت عیلامیان سامی،مشعیشعان وکعبی ها در اسناد تاریخی آقایان چوپان زاده جایی ندارد .

توهین های نابخشودنی

یکی از نویسندگان چوپان زاده تازه آمده از پشتکوه (م – م)،در مقاله ای ضد احوازی نوشت که این گروه مجعول (منظور ملت احواز) بی ارتباط با هم نیستند. روانشناسان می گویند که انسان ها همیشه خودپنداری می کنند. به عبارت دیگر این گروه شپشو آمده از پشت کوه با هم در ارتباط هستند و تقسیم کار می کنند . سال پیش هنگامی که محققان صاحب نام ایرانی فاش کردند که این گروهک جاماندگان هجوم مغول هستند شاهد بودیم که شخصی به نام « منصور محرابی فرد » از اعضای جمعیت خران و الاغان خبر اعتراض و لگد پرانی این جانواران در وبسایت ها را  منتشر کرد .بلافاصله این شخص دستخوش گرفت و به سمت ریاست روابط عمومی شهر احواز منصوب گشت. در ماههای اخیر برخی روزنامه های رقیب در مقاله ای فاش کردند که مدتی است که در راهروهای شورای شهر مطالبی توهین آمیز علیه ملت احواز منتشر می گردد .طبیعتا مشخص است که چه کسانی پشت این شبنامه های توهین آمیز قرار دارند. بلافاصله این شخص (محرابی فرد) برای تبرئه خود در وبلاگ شخصی خود با اعتراف به وجود چنین شب نامه هایی و در جهت گمراه کردن ملت احواز اینکار را محکوم می کند .ولی این شخص یادش رفته که خود و دیگر نویسندگان فارس شهرک نشین در احواز  چه توهین ها و فحاشی هایی علیه ملت احواز نوشته اند.جهت مشاهده تصاویر این دو فحاشی ضد ملت احواز لطفا اینجا کلیک کنید

« ۱+ ۲» برای آشنایی بیشتر با مطالب توهین آمیز منصور محرابی فرد ومجتبی گهستونی و عبدالرحمان نیک سرشت به وبلاگ زیر مراجعه کنید

http://tariana.blogsky.com/1384/01/30/post-17 

 البته توهین ها و فحاشی های این نویسندگان فارس به ملت احواز ختم نشده و به مقدسات اسلامی یک میلیارد نفر نیز توهین می کنند.برای مطالعه دیگر مطالب توهین آمیز این سه نویسنده به دیگر قسمت های این وبلاگ مراجعه کنید.اگر ما شهروندان احوازی یک ذره در مورد تاریخ خود حساسیت نشان می دادیم و به مانند ترک های آذری اجازه نمی دادیم هرکس و ناکسی به خود اجازه گستاخی به ما را بدهد روزگار ما این چنین نمی شد .با کسب اجازه از خوانندگان احوازی این ستون چند مطلب به زبان مجتبی گهستونی در جهت هرچه تفهیم مطلب فوق با  وی خواهیم داشت .

 دو سه کلمه به زبان گوه ستونی !

گوه ستونی،« وباره» شوید چرا که ملت احواز عزم جزم کرده که اجازه ندهد مشتی چوپان زاده از پشتکوه آمده با چپاول اموال و دارایی هایش با  تحریف  تاریخ و توهین علیه امت اسلامی به حیات کثیف خود در احواز ادامه دهید .گوه ستونی،با ادامه تحریف و جعل تاریخ احواز«اقبالت لنگ»خواهد زد .بهتر است بیش از این «چورسله» نخورید. در گفتار آینده به  دیگر نویسندگان فحاش شهرک نشین در احواز  خواهیم پرداخت … ادامه دارد .

وبلاگ ها و وبسایت این سازمان مافیایی و باجگیر

www.taryana.ir

http://www.gahestoni.ir

www.sokhango.blogfa.com/8707.aspx

http://rotstakhri.persianblog.ir

 یا احواز ، یا قلعه الصامدین            علی الظلم ثوری ، علی الظالمین

 3 – ۱۱ – ۲۰۰۹

بایگانی جستاری:دسیسه های ضد ایرانی

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Entry Filed under: Uncategorized. .



Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی