ده سالی است که می شناسمش…بخش سوم

شهریور ۴, ۱۳۸۹

قهرمانی کوچک با کارهایی بزرگ



از:ناکام

همیشه به دنبالش دویدم نه این که به او برسم یا مثل بعضی نارفیقان سابق پشت پایش بزنم و از افتادنش روده بُر شوم. بلکه بیشتر برای اینکه بگیرمش تا مگر از شدت سرعت عمل و تصادف کردنش کمی بکاهم. شتاب و عجله کردن برای او عملی ستوده است چون اعتقاد دارد دیگر زمانی باقی نمانده باید هر طوری که شده برای این میهن خسته و سرزمین از نفس افتاده باید کاری کرد منطقی که به هرحال پیرویش بود.علاوه بر کار مطبوعاتی وارد کار بازار شد و شرکتی را به همراه تعدادی از بستگان به صورت شراکتی راه انداخت. در آمدی کسب می کرد و می خواست زندگی تازه ای آغاز کند و علاقه ای تازه درسر می پرورانید که بازهم توفان حوادث به سراغش آمد.

این بار به شرکتش که نام سردار قهرمان ایران “نت گستران آریوبرزن” را داشت ریختند و او را دستگیر و مثل همیشه کامپیوترها ولوازم کارش را با خود بردند. مدت ها از حالش بی خبر بودیم این بار نه مثل همیشه بود گویی قرار بود با پرونده ای سخت دست و پنجه نرم کند ولی بعد از حدود ۴ ماه بازداشت بدون هیچ گونه دادگاهی ومحکمه ای آزاد شد. تمام این مدت را بازجویی می شد و سلول انفرادی هدیه اش بود. روزی که آزاد شد به سراغم آمد. فکر نمی کردم به این زودی آزاد شود آن هم با توجه به بازار شایعاتی که در موردش بود. سرش را تراشیده بودند ولاغرتر از همیشه به نظر می آمد، انفرادی کمی دچار اختلال حواسش کرد بود بعد از این همه ایام هنوز هم نفهمیدم دلیل آن بازداشت ۴ ماه و تعطیلی شرکتش چه بود. احساس می کردم کمی از دوستانش بوِیژه ازمن دلگیر است فکر می کرد در زمان بازداشت کاری برایش نکردیم البته استدلال های مرا هیچ وقت گوش نداد و شاید هم نخواستم در این مورد  توضیحی به او بدهم. گمان می کرد زخمی و تنها در این اجتماع بی رحم رها شده است با ۱۰ میلیون قرض و بدهی.  دیری نگذشت که دوباره روحیه خود را بازیافت و با مطبوعات استان شروع به فعالیت کرد و از این طریق کسب معاشی هر چند اندک بدست آورد. زندگی چرخه خود را دارد به هر حال می گذرد چه خوب چه بد وچون می گذرد غمی نیست.تازه داشت در نشریه های استانی دوباره جا باز می کرد که ماجرای اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه شروع شد. کارگرانی که به گفته خودشان ماه ها حقوق دریافت نکرده بودند و شعار گرسنه ایم گرسنه ایم سرمی دادند. ابوالفضل این بار هم مثل همیشه طاقت نیاورد به عنوان تنها خبرنگار استانی و حتی کشوری سعی کرد اخبار اعتصاب این کارگران زحمتکش اما شریف و محروم را پوشش خبری دهد و همین کار را هم کرد.به عنوان خبرنگاری آزاد و مستقل اخبار تجمعات و خواسته های آنان را که تشکیل سندیکای کارگران هفت تپه بود از طریق مصاحبه با رسانه ها و سایت های معتبر جهانی به تمام دنیا مخابره کرد. فریاد حق طلبی و مشروع این کارگران که تنها به دنبال معاش و تشکیل یک نهادصنفی بودند تا مطالبات خود را از مدیران شرکت جویا شوند این بار چنان عمیق وگسترده شد که برخی بوِیژه مافیای اقتصاد را خوش نیامد. برنامه ها و سناریو ها ردیف شدند تا به هر طریق این خواسته ها و مطالبات خاموش شوند. بنابراین در یک روز خوش آفتابی زمانی که خبرنگار مستقل و اینک مدافع کارگران و به قول چپ ها «خلق زحمتکش» مشغول کار روزانه بود به همراه یکی از همکارانش ‍[کسرا علاسوند‍‍‍‍‍‍] توسط برادران دوباره بازداشت شد. این بار بازداشت او بی سرو صدا نبود سازمان های حقوق بشر اخبار چگونگی بازداشتش را پوشش دادند و به حمایت از او اتحادیه های کارگری و فعالان حقوق بشر در جهان بیانیه ها صادر کردند. اکنون سردبیر نشریه آب،آتش،خاک درمیان بسیاری محبوب و مقبول بود.

همکاران مطبوعاتی به جز چند تن شجاعتش را ستودند، محافل کارگری از جمله سندیکای رانندگان اتوبوسرانی تهران وکارگران هفت تپه برای آزادیش تلاش ها کردند. اکنون دیگر حزب پان ایرانیست هم که مدتی در موردش سکوت کرده بود مهر خاموشی از لب برداشت. اما به همان میزان که موافق داشته باشی همانقدر هم می توانی مخالف ودشمن پیدا کنی. بسیار از کسانی که شهره می شوند مثلا در هنرپیشگی سینما گلایه دارند از این همه معروفیت که به همراه خود مخاطرات فراوان بوجود خواهد آورد به قول قدیمی ها خدا نکند کسی سر زبان ها بیافتد و ابوالفضل در تیررس نهادهای امنیتی قرارگرفت و همین امر سرآغاز بازداشت ها و اسارت هایی شد که داستان هایی درباره اش خواهم نوشت که چه سخت جگردار بود.

پایان بخش سوم

بخش اول

ده سالی می شود که می شناسمش(بخش دوم

Entry Filed under: ابوالفضل عابدینی. .



Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی