Archive for اردیبهشت, ۱۳۹۰

جدایی بحرین و نقش حزب پان ایرانیست : خدمت یا خیانت؟

حزب پان ایرانیست و جریان جدایی بحرین: خدمت یا خیانت؟

پژوهشی از: میلاد دهقان milad.de@gmail.com

موضوع جدایی بحرین از ایران در سال ۱۳۴۹ آخرین بخش غم انگیز از تاریخ تجزیه ایران زمین از ۲۰۰ سال پیش تا کنون است. آن دوره در فضای سیاسی کشور موافقان و مخالفانی در این باره وجود داشت؛ البته مخالفین جدایی بحرین در بین سیاسیون بسیار اندک و بیشتر به افراد حزب پان ایرانیست محدود بود. حزب پان ایرانیست در دوره ۲۲ مجلس شورای ملی دارای ۵ نماینده بود و مخالفت آنها در این باره از سوی برخی افراد در سالیان گذشته مورد تشکیک واقع شده است که مهمترین آنها کتاب “پنجاه سال تاریخ با پان ایرانیستها” نوشته دکتر ناصر انقطاع می باشد. این کتاب در واقع سرچشمه بیشتر سخنانی است که پیرامون مخالفت گروه پارلمانی پان ایرانیست و لیدر آن محسن پزشکپور با جدایی بحرین و استیضاح دولت امیر عباس هویدا بیان می شود. این نوشته به پژوهش و بررسی این رخداد مهم تاریخ معاصر ایران می پردازد.

در سال ۱۳۴۹ دولت هویدا “گزارشی” را مبنی بر جدایی مجموعه جزایر بحرین از ایران به مجلس شورای ملی آورد که مورد مخالفت شدید گروه پارلمانی حزب پان ایرانیست قرار گرفت. در همین راستا زنده یاد محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایرانیست در مخالفت با این گزارش، سخنرانی معروفی را در مجلس بیان کرد و دولت هویدا را برای آنچه خیانت می نامید استیضاح کرد. آقای انقطاع در کتاب خود نوشته است که این سخنرانی نمایشی بوده و از سوی دولت دیکته شده بود. (۱) وی به نوشته ایرج پزشکزاد که زیر عنوان “درباره‌ی شاه و من” تابستان سال ۱۳۷۱ در هفته نامه نیمروز چاپ لندن منتشر شده بود استناد کرده است. (۲)

در این جستار تلاش می شود بر پایه اسناد و مدارک حزب پان ایرانیست و همچنین اسناد ساواک، که در سه کتاب منتشر شده در ایران با موضوع حزب پان ایرانیست(۳) موجود است، به بررسی موضوعات زیر پرداخته شود.

کوشش ها و موضع گیری های حزب پان ایرانیست درباره بحرین از آغاز پایه گذاری تا زمان جدایی آن چه بود؟ آیا موضع گیری های حزب پان ایرانیست و شخص محسن پزشکپور در مجلس هنگام مخالفت با جدایی بحرین نمایشی بود؟ چه کسی متن سخنرانی معروف محسن پزشکپور در مجلس دوره ۲۲شورای ملی سال ۱۳۴۹ در مخالفت با جدایی بحرین و استیضاح دولت هویدا را نوشت؟ وضعیت حزب پان ایرانیست پس از مخالفت با جدایی بحرین چگونه بود؟ دیدگاه امروز  حزب پان ایرانیست درباره بحرین چیست؟

(بیشتر…)

۱ comment اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت مصطفی بادکوبه ای

پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با محکوم کردن بازداشت شاعرملی وایرانپرست ،مصطفی بادکوبه ای خواهان آزادی همه ی آزاداندیشان وآزادیخواهانِِ دربند می باشد.امروز زندان اوین و دیگر زندانهای ما آکنده ازعطر فرهنگ ومفتخر به حضورفرهنگیان و اهل ادب وفضل و حکمت و هنر شده است وحکمفرمایان با تن زدن از آداب حکمرانی،آبروی”سخن”به خطابه ی دروغ وتزویر ودشنام برده اند.
سرور مصطفی بادکوبه ای شاعری خوش قریحه،آرمانخواه وملی می باشد که تار وپود تنش،روح وروانش با عشق ایران وآزادی میهن وهم تبارانش تنیده شده است.حقا که او_ودیگرشاعران مردمی_برگزیده وواسطه ی میان مردم و الهه ی شعر هست وبا نجوا ونیایش با واژگان فروهشته بال وتمنای برامده از اعماق دل مردمان چنگ برتار اوزان میزند.
تمامیت خواهان می بایست از تاریخ پند می گرفتند ودر می یافتندکه با بازداشت شاعران وکند وزنجیر و زندان نمی توان فهم و زبان مردمی را کنترل کرد.نمی توان برروی مردم یک سرزمین”راه نظر”آنهم “نظرمتعالی” رابست. حافظ چه نیک سروده است:
گفتم که برخیالت راه نظرببندم گفتا که شب رواست او ازراه دیگر آید
کوشیدید،دیریست می کوشید،که به زعم خود با گزمه ومامور باکنترل و سانسور راه نظر رابه روی مردم ببندید،اما اندیشه”از راه دیگر آمد”،یعنی زندگی کرد!این همان سّرتاریخ است، این اندیشه است که متولد میشود اگر چه فریدونش نام نهند وبه هزاران زبان دیگر نقل کنند.
ازقتل مختاری و پوینده و…..شما راچه نصیب شد؟به درستی که هیچ،جز مشتی باد در مشت!
ملت ایران مصائب شاعران و اهل ادب و فرهنگ خود را فراموش نمی کند وبدنام ترین حکومتها آنیست که نامش به بدی درتاریخ ادبیات یک کشور ثبت شود.
دوروبرتان را نیک بنگرید،جزمعدودی ازکشورها که انها را هم به فردایشان امیدی نیست ،درکدام حکومتی شاعری را به دلیل اندیشه وگفتار وشعرش به زندان می کنند؟!اینست آنچه به مردمان جهان وعده می دهید والگویش می خوانید؟در مورد عصری که در ان زندگی می کنید چگونه می اندیشید؟با دوران عباسی مقایسه می کنید یا قاجار؟حقا که با این طور عجب،ِاستبداد مبدّل را هم شرمگین کرده اید.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰

Add comment اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰

ماشین سرکوب و یاغی گریهای آل سعود بر علیه مردم منطقه باید مهار شود!

در سال ۱۹۱۵ م بود که دولت بریتانیا با قراردادی منطقه ی نجد و حجاز را به عبدالعزیز واگذار کرد. از آن پس آل سعودِ کوچیده به منطقه، همچون فاتحانی بیگانه به کمک انگلیسی ها و بعدها آمریکا بر ثروت هنگفتِ بر آمده از فروش نفت و درآمد ناشی از حج چنگ انداخت. حاکمان وهابی شبه جزیره، مردمان بومی آن منطقه را که بیشتر مذهب مالبکی و شیعه (۴۰-۳۰%تعداد شیعیان) دارند را از حقوق سیاسی و اجتماعی بی بهره کرده و قیمت بالای نفت و درآمدهای نجومی حج، چنین امکانی و امکان باز تولید مناسبات استبدادی را به این حاکمان بخشیده است. قیمت نفت در مرز صد دلار در نوسان است، و عربستان بطور علنی در حدود ۶ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کند که البته مقادیری نیز در خفا و اعلام نشده جهت کنترل قیمت به بازار عرضه می شود. آنها حج را نیز به صورت صنعت توریسم درآورده و علاوه بر آن با کنترل اماکن مقدس مسلمین، شیخیوخیت و زعامتی در قبال دیگر دول عربی برای خود بدست آورده اند و در راستای تثبیت موقعیت خود حرکتهای آزاد یخواهانه ی منطقه را یا سرکوب می کنند یا در سرکوب آنها شرکت دارند و اجازه رشد و توسعه فکری و فرهنگی را از اهالی سرزمین خود و همسایگانشان، سلب کرده اند. قشون کشی آل سعود به بحرین، نشان داد با پایان عمر صدام حسین آنها کسوت گشاد صدام  را به تن کشیده اند و به جای ادعای ارضی، تفاهم نامه ی دفاعی با دولت بحرین را دستاویز کرده اند، اما کدام قرارداد دفاعی بین دو کشوریست که در دفاع از حکومتی در برابر مردمش تفسیر شود؟!

با عنایت به روح این مباحث است که می گوییم می بایست جلوی ماشین سرکوب و یاغی گری آل سعود بر علیه مردم منطقه را بست. اگر نمی توان برای صنعت نفت آن کشور برنامه ای داشت برای مساله حج می توان راهی یافت. اکنون که آل سعود در قبال مردم منطقه و مقدرات و سرنوشت آنها با بی مسئولیتی کامل به تقویت نظامات استبدادی وابسته می پردازد و دستش علاوه برخون مردمان شیعه ی سرزمین عربستان به خون پاک اهالی بحرین نیز آغشته شده است آیا می توان پذیرفت که همچنان اداره ی اماکن مقدسه ی اسلامی در اختیار این قبیله ی فرقه گرا باشد(!؟) انباشت ثروتی عظیم به نفع حکومت استبدادی آیا ظلم به مردمان مظلوم و آزدگان و آزادیخواهان بی دفاع نیست؟ مصرف این ثروت در این مسیر فوق الذکر و یا خاموش کردن هوس خاموش نشدنی سلاطین و فرزندان آنها، در حالی که مردم منطقه طعم تلخ فقر و کمبود ثروت برای توسعه را می چشندآیابا فلسفه ی حج که خواهان عظمت مسلمین است می تواند سازگار باشد؟ از اینرو بنظر می رسد مصلحین و آگاهان می بایست با دمیدن روح آگاهی در منطقه، اجازه ی استمرار تسلط غاصبانه ی یک قبیله یاغیِ فرقه گرا را از این منطقه ی مهم سلب کنند و به سمت تشکیل یک شورایی از تمامی کشورهای اسلامی که باز تابنده ی تنوع فرهنگی ، مذهبی و جمعیتی منطقه باشد، جهت اداره اماکن مقدسه ی مکه و مدینه حرکت کنند. این شورا علاوه بر اینکه امکان سوء استفاده ی ابزاری در جهت مصالح سیاسی یک حکومت خاص را سلب می کند بلکه می تواند در آمد نجومی برآمده از حج را از طریق تشکیل یک صندوق مشترک ،میان کشورهای اسلامی پخش کند. این مطلب مساله ای اساسی برای پرهیزاز هبوط در چاه استفاده ی ابزاری از اعتقادات یک میلیارد و اندی مسلمان است…..

دکترحکمت

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

Add comment اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۰


تازه ها :

پیوندها

بایگانی