سروده ای از یک هم میهن عرب خوزستانی…که ایرانزمین است مام وطن

سروده ای از حاج عبود میاحی هم میهن عرب خوزستانی که در آن مهربانی و مهر به ایران موج می زند.

برای دیدن کامل، روی عکس تقه بزنید.

شعر ایرانزمین_حاج عبود میاحی

بیا هموطن هوش دانا گریم

دلی پاک و دستی توانا گریم

بیارای تن را به هوش و سخن

به بازو بیارای دستار فن

میازار تن را به بار گران

بیفزا به بازوی فن و توان

چنین گوی و بشنو به فن و به کار

بدست توانمند خود ره سپار

دل از جرات خویش آید توان

نترس از زمستان و برگ خزان

ز جرات مقاوم شود ضعف تن

دل آرام گیرد ز شیرین سخن

به آرایش آریم فن و خرد

نه خاک باشم که طوفان برد

سخن را به نیکی بدل تاب ده

چو صیقل بشد بر زبانت بنه

نگویید سخن جز به نیکو و صاف

نشیند بدل چون عروس زفاف

بزن در ره خیر پا را دراز

خداوند رحمت شود کار ساز

بدان تخم نیکو گر افکنده شد

دروگر به نیکی فزاینده شد

نبینی گرسنه براه و دیار

توانمند و دانا شود ره گذار

برون کن ز دل کینه و خشم را

بدم بر دل و عقل نیکی و رحم را

بغل کن هر افتاده و گوشه گیر

برو در ره خیر دستی بگیر

مشو غره بر ثروت و مال و زور

چو طوفان زند کشتی و راه دور

چو بیکس شوی در دیار غریب

گرفتار کردی به چنگ فریب

بشوی از سر خود غرور و ریا

مزن بر دو چشمت دوتیر سیاه

نه افتاده باشی بشو دستگیر

به غیرت بپا خیز مرد دلیر

که ایران زمین است مام وطن

به میاحی آموخت گفت سخن

 

اثری جاودان از حاج عبود میاحی

۱۳۹۰/۳/۲۶

 

پیوندک: http://paniranist.net/?p=2160

 

Add comment مهر ۱۶ام, ۱۳۹۳

سروده ای در سوگ محسن پزشکپور رهبر پان ایرانیست

جان بخشِ «پان ایران» برفت


روح ایران پر کشید و از تن ایران برفت

اندر این اندوه و ماتم از تن ما جان برفت

در شب تار وطن ما دلخوش از شمع رخش

وای بر ما شب نشینان ،شعله رخشان برفت

سالها او از غم  ایران ویران , ناله کرد

حال از دار فنا سوی خدا شادان برفت

عاشق این آب و خاک وعاشق این مردمان

دشمن دیوان دون و یاور یزدان برفت

آرزویش اتحاد و شوکت ایران زمین

آه ای ایرانیان!جان بخش «پان ایران» برفت

در دل ایرانیان سرور پزشکپور زنده است

گرچه تصویرش کنون از دیده گریان برفت

«عشقی دوم» ز غم بارد کنون باران اشک

چونکه آن سروِ کهن آذین گرِ بستان برفت

با سپاس از سرور ایرانپرست – عشقی دوم

Add comment دی ۱۹ام, ۱۳۸۹


تازه ها :

پیوندها

بایگانی