صبح امروز یکشنبه ۱۳شهریور ماه۱۳۹۰ شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز، سرور فرهاد باغبانی از اعضای حزب پان ایرانیست تشکیلات خوزستان را به جرم عضویت در حزب پانایرانیست به یکسال زندان محکوم گردید. حکم یک سال زندان به مدت دو سال تعلیق خواهد شد. قاضی دادگاه برای اتهام تبلیغ علیه نظام نیز حکم تبرئه صادر کرد.
سرور باغبانی در تاریخ ششم اسفندماه سال ۱۳۸۸ به همراه سرور مهندس رضا کرمانی پیشکسوت حزب پانایرانیست و سرور دکتر سلیمانی که برای چهلم سرور میرانی مسوول تشکیلات خوزستان به اهواز سفر کرده بودند، همراه با مهدی نور یکی از یاران خوزستانی توسط ماموران امنیتی در فرودگاه اهواز دستگیر شد. سرور باغبانی همراه با مهندس کرمانی به مدت یکهفته در بازداشتگاه اطلاعات و امنیت نیروی انتظامی بسر برد و سپس به قید وثیقه ۲۰۰میلیون ریالی آزاد شد.در مدت یک سال و نیم گذشته چندین جلسه بازپرسی برای این دو مبارز میهن پرست برگزار شد که نهایتا امروز به صدور رای برای سرور باغبانی انجامید اما پرونده مهندس کرمانی همچنان در حال بررسی است.
این در حالی است که مهندس کرمانی دو پرونده دیگر در شهرهای شاهین شهر و کرج دارد که برای پرونده بازداشت در کرج نیز به یکسال زندان محکوم شد و هفته پیش ماموران امنیتی برای سپری کردن زندان ایشان را به زندان قزل حصار منتقل کردند.
سرور مهندس رضا کرمانی با ۷۸ سال، هم اکنون مسنترین زندانی سیاسی کشور میباشد، سابقه دوبار سکته مغزی و بیماری سرطان را دارد و نگرانی پیرامون بازداشت وی با چنین وضعیتی در زندان وجود دارد.
مدتهاست که صدای زوزهی گرگان را در آذربایجان (یا پیرامون آذربایجان) میشنویم و نسبت به تحرکات پانترکیستی آگاهیم.
سرآغاز این امر درمطامع الحاقگرایانهی پیرانهسر دولت افول یافتهی عثمانی میبود که با مقاومت روشن اندیشان و آزادیخواهان آذربایجان و دیگر نواحی ایران در آن روزگار، نافرجام ماند تا دولت امپریالیستی شوروی دگر باره فرقهی دموکرات را به هر حیث تجهیز و مهیا کرده و به میدان آورد.
پس از شکست فرقه، اکنون بقایای آن به پوشش صرف پانترکیستی خزیده و تولیدات دستگاههای جنگ روانی دولت شوروی را با پشتیبانی دولت خانوادگی علیافها – حلقهی ک.گ.ب – و لابی قدرتمند ترکیه در ایران که در حال حاضر عمدتاً تمایلات اقتصادی دارد و نیز حمایت احزاب برادر بزرگتر در کشور مذکور چون حزب حرکت ملی ترکیه و…. همراهی برخی از عناصر چپ سابق در خوابگرفتگی اسفبار دستگاههای مسوول و گاه همراهیهای معنادار، به کمک دیگر سازمانهایی مانند داک و حرکت ملی و… که دستپروردهی همان ارادههای بیرونی هستند از آذربایجان تا تهران توزیع میکنند.
آنها هویت وحدت و تمامیت ارضی میهنمان را هدف قرار دادهاند. در کمال شگفتی، آنها در اکثر ادارات و سازمانها در پستهای مختلف و گاه کلیدی جا خوش کردهاند. دستهای پشت پرده و هوشیاری، این آرایش و استراتژی را هدایت غیرمستقیم میکنند. چینشها، چینشهای معناداریست. علاوه بر اینکه برخی از آنها حرکت به سمت راس هرم قدرت را در دستور کار دارند و موفق نیز بودهاند، برخی دیگر نواحی میانی قدرت را اشغال کردهاند. این دسته اغلب در منطقه الفراغ جنگ میان نیروهای سیاسی حاکم به سر میبرند و توان تغییر موضع به هر میزان و به هر شدت، دارند. این مساله نشانگر آسیب دیدن هوشیاری ملی از سویی و فلج شدن عصب ارتباطی نهادها و ساختارها با مرکزیت فهم منفعت ملیست، در واقع گسستی بلکه بالاتر، شکافی ژرف میان هشیاری ملی و فرایند اداره کشور و اعمال قدرت به وجود آمده است، بنا براین اغلب قدرت در مجاری جریان مییابد که در واقع درخت منافع ملی آبیاری نشود و به پای درختی برسد که شاخهها و در نتیجه میوهی آن در خانهی همسایه است!
«پندار بزرگ»! محسن پزشکپور، رهبر و مرشد من! در زندان با خبر شدم که جهان خاکی را وداع گفتی، میدانم با ما میمانی اما دلم را چگونه تسکین دهم؟ به چشمانم چه پاسخی دهم که تو را نخواهد دید! در زندان به یادت گریستم، گریستم که نمیتوانم با پیکرت وداع کنم، برای آخرین بار به چهرهی فرهمندت بنگرم و بگویم از تو مهر به ایران، مهر به انسان و مهر به هستی بزرگ را آموختم.
رهبرم این شاگردت امروز از زندان، خطاب به آموزگار خود میگوید، آنگونه که از تو آموختم در راه سرفرازی ملت، مردانه و نجیبانه، آرمانخواهانه و عاشقانه ایستادهام. از چشمان دریایی پرمهرت، آموختم که همواره به یاد فرزندان این سرزمین باشم، غمخوار کارگران و پیشهوران بوده، غم بینانی هموطنانم بخورم به یاد خانوادهی آنها باشم «پاسدار آیین خانواده» و از صدای پرحرارت و با صلابتت آموختم گلویم صدای خفه شدهی فرزندان زجر کشیدهی این میهن باشد. آری کارگران ایران امروز پدرشان را از دست دادند. مردی را که لحظه به لحظه به آنها میاندیشید و برای آیندهای درخشان میکوشید.
به همهی همرزمان و ملت ایران تسلیت گفته و فرزندان این سرزمین اهورایی را برای ادامهی راه و آرمانهای پندار فرا می خوانم.