Archive for جولای, 2012

برسد به دست ابومحمد المُحَمَراوی تجزيه طلب

دروغ هايي از نوع جبهه دمکراتیک مردمی اهواز (بخوانيد تجزيه طلبان غير دموکراتيک)

مقاله ای پیرامون سخنان محمود احمدی نژاد در سایت جبهه دمکراتیک مردمی اهواز (1) به قلم ابومحمد المحمراوي دیدم. در آن نکاتی دیدم که لازم دانستم به عنوان يک عرب خوزستانی به جماعت پان عرب گوشزد کنم.

جناب ابومحمد نخست پیشنهاد می کنم که آن دو عکس را به نام “تمدن اهواز” در سايت زده اید برداريد، تمدنی به نام اهواز وجود ندارد، آنچه وجود دارد تمدنی به نام ایران است. جالب است تصویری از قلعه باستانشناسی شوش را  که توسط مورگان فرانسوی جهت کاوش در محوطه تاريخي تپه هاي باستاني شوش و کاخ آپادانا بر روی تپه آکروپل ساخته شده است، از آثار باستاني تمدن اهواز! محسوب کرده ايد.

دیگر، عکسي از زیگورات چغازنبیل که سازه اي مربوط به دوره ايلامي است. از آنجا که در جعليات خودتان تمدن ايلامي را عرب مي دانيد و ايلامي ها را از نسل سامي مي دانيد، اين را هم مربوط به تمدن اهواز مي دانيد. اين بنا متعلق به تمدن ايلام است و هيچ ارتباطي با نژاد و فرهنگ عرب و سامي ندارد و پژوهشگران تاريخ و اساتيد اين حوزه بارها اين جعل بزرگ تاريخي را با شواهد و مدارک بسيار رد کرده اند.

مورد دیگر تصویر شیخ خزعل هست که احتمالا او را بنيانگذار “تمدن خيالي اهواز” مي دانيد. مي خواهم از شما بپرسم این عکس مربوط به چند هزار سال پیش می باشد؟! چيزي به نام تمدن اهواز در هيچ منبع تاريخي ذکر شده است و در طول هزاره هاي پيش خوزستان بخشي از تمدن ايراني بوده است و در يک دوره تاريخي شيخ خزئل بر بخش هايي از اين ناحيه حکمراني مي کرده و تابع دولت مرکزي ايران بوده است. شيخ جابر پدرشيخ خزئل هميشه وفادار و خدمتگزار و خراجگزار دولت قاجاريه بوده است و اين سرزمين هيچ وقت دولت مستقل نداشته است.

اما در مورد سخنان محمود احمدی نژاد…. در این که احمدی نژاد روحیات و سخنان پوپولیستی دارد هیچ شکی نیست ولي بيان حقيقت درباره تاريخ ايران از زبان هرکس باشد فرقي ندارد. با نکاتی که شما در آن مقاله به نگارش در آورده اید چند توضيح ضروري پیش می آید:

1.شما سخنان احمدی نژاد در مورد تاریخ 7000ساله ایران را بلوفی بیش ندانسته اید. حتا تاريخ 2500 ساله را هم بلوف دانسته اید بدون اینکه سندی در رد سخنان احمدي نژادبه عنوان حقايق مسلم تاريخي ارايه بدهید. شما را به همان تصاویری که در سایت خود گذاشته اید ارجاع میدهم.

قلعه آكروپل كه به قلعه شوش يا قلعه فرانسوي ها نيز معروف است به دست هيات باستان شناسي فرانسوي در سال1897ميلادي بر روي بلندترين نقطه شهر شوش بنا شده است و مربوط به صد و اندي سال پیش می باشد و به منظورکاوش محوطه باستاني تپه هاي شوش، از آجرهاي کاخ 2500 ساله آپاداناي داریوش هخامنشی و زيگورات چغازنبيل ساخته شد. آن تصویر زیگورات هم مربوط به زيگورات چغازنبيل با قدمت حدود 3250 سال مي باشد که براي ستايش ايلهاک اينشوشيناک می‌باشد. «چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لري به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. زيگورات هم از فعل آکدي زغارو ( به معني برافراشته) گرفته شده است. فکر کنم این دو مورد از هزاران مورد برای شما کافی باشد.

2.از دیگر موارد جالب شما تحلیل هايي است که انجام مي دهيد، اینکه مردم در ابوموسا به زبان عربی صحبت میکنند پس این منطقه عربی میباشد. آقای مُحَمَراوی ما هم در خانه به زبان عربی صحبت میکنیم. عرب هاي ساکن استانهاي ديگر هم عربي صحبت ميکنند آيا آنجا هم منطقه عربي است؟ آيا در هر منطقه اي عرب وجود داشته باشد و به عربي صحبت کند آن منطقه عربي به حساب مي آيد. به نظر من اين نه تنها دلیل کافی برای این مساله نمی باشد بلکه حرف بچه گانه اي است و بر همين اساس است که خوزستان را يک سرزمين عربي مي دانيد.

3. در جایی دیگر مرقوم نموده اید که جوانان عرب بیکار هستند و آنها را سرکار نمی برند در مورد بیکاری که متاسفانه معضل اساسي ايران و اکثر کشورها است با شما هم عقیده هستم ولي از شما پرسشی دارم: چگونه انتظار دارید جوانی را که مدرک تحصیلی بالایی ندارد – مثل خود من – در اداره ای که نياز به تخصص دارد به صورت رسمی استخدام کنند؟ پیشنهاد می کنم به اهواز تشریف بیاورید شما را به شرکت نفت ببرم و هموطنان عرب زبانی را نشانتان بدهم که در آن شرکت مشغول به کار هستند. شما را به بانک ها ببرم که درصد بالایی از کارمندان آن را عرب زبانان تشکیل داده اند. شمار زيادي از کارکنان و کارمندان شهرداري از بالاترين رتبه تا پايينترين رتبه عرب هستند. آیا خود شما انتظار دارید کسي پول را بدون کار کردن و عرق ريختن راحت در جیبتان بگذارد و اينطور تنبلی را در جامعه بیشتر کنید؟ اگر هم بخواهيد از تحصيل کرده ه اي بيکار حرف بزنيد که شامل همه اقوام در خوزستان مي شود. اين يک تبعيض قومي و مخصوص عربها نيست و به همه شهروندان ايران مربوط مي شود.

4. بگذاريد يک یادآوری کنم. کارگران نیشکر هفت تپه را که اکثر کارگرهای شریف آن عربزبانان هستند، یادتان هست؟ آنها چندین ماه حقوق خود را نگرفته بودند؛ يک جوان لربختياري از رامهرمز در مقام دفاع از حق و حقوق آنان در آمد و اکنون به خاطر آن اقدامات در زندان اوین در حال گذراندن 12 سال محکومیت خود است. در آن زمان شما داعیه داران حمايت از اعرب کجا بودید؟ می گویم؛ شما در اندیشه های شوم تجزيه طلبانه خود غوطه ور بودید که نتایج آن کشته شدن مردم میهنم و اعدام جوانان عرب زبان و به زندان انداختن آنان شد.

آقای محمراوی در پایان این را بگویم که شماهایی که فامیلی جعلی الاحوازی و المحمراوی و غيره را که نشان از ترس شماست برای خود برگزیده اید چگونه میخواهید از به قول خود حق ملت عرب دفاع کنید؟ 

 پاينده ايران- امید دهدارزاده –اهواز تيرماه1391

Add comment جولای 20th, 2012

باور بفرماييد جناب بنی طرف، تجزيه ايران به این سادگی ها نخواهد بود!

فرهاد باغباني

بعد از پاسخ دادن به گفته های«یوسف عزیزی بنی طرف» که در برنامه صفحه آخر بیان شد و نقد عملکرد صدای آمریکا، «بنی طرف» برآشفته از شبکه هوشیاری ملی و اطلاع رسانی دقیق و هوشمندانه عناصر ایران گرا در خوزستان نسبت به تحرکات رسانه ی دولتی وابسته فارسی زبان همچون «بی بی سی و صدای آمریکا» و اعتراض نسبت به حضور افرادی با گرایشات گریز از مرکز و معارض با تمامیت ارضی کشور، به پرخاشگری و ایراد انواع اتهام به جریانات ایران پرست و بویژه پان ایرانیست ها در خوزستان پرداخت. در این مجال نه تنها در مقام پاسخ به بنی طرف، بلکه در جهت اطلاع رسانی و وظیفه ای که در برابر تبار ایرانی در این هنگامه دشوار از تاریخ زیست ملت بزرگ ایران بر عهده داریم، ذکر مطالبی مهم ضروری به نظر می رسد:

1-     «یوسف عزیزی بنی طرف» با عصبانیت و قلمی سرشار از تهمت پراکنی به جای پاسخ دادن منصفانه به پرسشهای نگارنده، سراسیمه و پرخاشگرایانه و نگران ازسیل هجوم انتقادها و اعتراضها توسط ایرانگرایان به دلیل حضور مکرر عناصر معارض تمامیت ارضی ایران دربرنامه های شبکه های فارسی زبان وابسته به دولت های خارجی می نویسد:

«پس ازحمله چند روز پیش عناصر اطلاعاتی سایت “خوز بلاگ”، اینک حزب فاشیستی پان ایرانیست! مرا هدف قرارداده است. حزبی که عناصرش در اهواز با مدارای همین اطلاعاتی ها،علناً فعالیت می کنند، درصورتی که جوانان فعال مدنی و فرهنگی عرب، زندانی می شوند و درمعرض اعدام قراردارند. من از آزادیخواهان همه ملیتها در ایران تقاضا دارم برای دفاع از برنامه مصاحبه ام در “صفحه آخر” و در پاسخ به شانتاژ نژادپرستان، نظر خود را در صفحه فیسبوک “صفحه آخر” بنویسند و از حق، برابری و عدالت قومی در ایران دفاع کنند تا تلویزيون صدای آمریکا در برابر این فاشیستها عقب نشینی نکند. حال معنی” دموکراسی وحقوق بشر” از دیدگاه ناسیونالیست های افراطی رافهمیدیم. آنان حتی اظهارنظر مرا به مدت ربع ساعت در این برنامه تحمل نکردند.»

2-      بنی طرف به سان توده ای های سابق به جز تهمت زنی و وارد کردن اتهامات بی اساس چاره ای در پیش رو نمی بیند. در چهار سطر نوشته، چند بار بدون ارايه هیچ گونه سند و مدرکی مخالفانی که به نقد آرا و دیدگاههای ایشان پرداختند را به انواع وابستگی های اطلاعاتی وامنیتی متهم می کند واژگانی همچون عناصر اطلاعاتیِ خوزبلاگ، حزب فاشیستی«پان ایرانیست»، مدارای دستگاه اطلاعاتی با آنها، نژادپرستان، ناسیونالیستهای افراطی استفاده مي کند. جالب آنکه وی  بعد از  زدن  انوع و اقسام برچسب های گوناگون، فریاد مظلومیت سرداده و از صدای آمریکا میخواهد نسبت به گسترش اعتراضات مردمی نسبت به حضورش در برنامه هایی از نوع «صفحه آخر»کوتاه نیاید!!

3-     انتظار این بود که در برابر پرسشهای مطروحه در مقاله اينجانب از سوی کسی که خود را ژورنالیست و دارای سوابق آنچناني سیاسی می داند، واکنش منطقی و بدور از انواع اتهام زنی ارايه میشد…هر چند به جزاین یاد نداد استادت. بار دیگر در شبکه هوشیاری ملی برای چندمین بار برای روشن شدن افکار عمومی پرسش های خود را با شما مطرح می کنیم تا سره از ناسره و راست و دروغ برای ملت ایران آشکار و روشن  گردد. همزمان منتظر پاسخ گویی بنی طرف به عنوان دبیر به اصطلاح «کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستيزي در ایران» به این پرسش های صریح هستیم، البته نه اینبار با عصبانیت و پرخاشگری!!!

* درسخنان و نوشته های خود سخن از اقلیم الاهواز به زبان می آورید (اقلیم درعربی به معنای کشور است) در همان آمریکا که خود را مهد دموکراسي جهان آزاد به دنیا معرفی میکند اگر کسانی یا گروه هایی سخن از اقلیم «تگزاس» یعنی کشور تگزاس به زبان آورند چه برخورد امنیتی و اطلاعاتی با آنها خواهد شد؟!!! یادتان هست در همان لندنی که زندگی می کنید انگلوساکسون ها با ایرهای جدایی طلب چه برخورد قهر آمیزی کردند… آیا یکشنبه خونین ایرلند یادتان هست؟

* آیا شما معتقد به جغرافیایی سیاسی با نقشه مجعول «الاحوازیه» مي باشيد که از سوی عناصر تجزیه طلب و سایت های الاحوازیه و العربستان و تعدادي سايت ديگر تبلیغ و تکثیر می شوند و نفرت نژادی در سراسر مطالب آن ها منعکس می باشد؟

* منظور شما از به کار بردن استان عربستان به جای نام تاریخی خوزستان در رسانه های عمدتا وابسته به دولت های خارجی چیست؟

* درصورت تاکید بر نام عربستان آیا تاریخ و نوشته های عهد کهن و کتیبه ها نیزبا سخن شما همنوا وهمرای هستند؟!

* آیا در طول تاریخ درخوزستان به جز قوم عرب ایرانی دیگر اقوام سکنا نداشته اند؟ پارس ها، بختیاری ها، شوشتری ها، رامهرمزی ها، بهبهانی ها، دزفولی ها…آیا این همه تنوع قومی در خوزستان را میتوان نادیده گرفت و سخن از استان عربی با نام مجعول عربستان راند؟!

* در برنامه هایی که در رسانه های عربی زبان مانند العربیه وبی بی سی عربی به عنوان کارشناس مسايل عرب شرکت می کنید بارها از واژه مجعول خلیج العربی استفاده کرده اید. استفاده از نام«الخلیج» یا «خلیج العربی» جز دشمنی آشکار و معارضه با تاریخ و غرور ملی ایرانیان چه معنای دیگری خواهد داشت؟

* در خوزستان چفیه قرمز بر سر کردن نشان از تظاهر به وهابی گری است. آیا شما هم با سر کردن چفیه سرخ رنگ، مبلغ وهابی هاي عربستان شده اید؟!

* اگر خود را یک ایرانی دارای حقوق شهروندی می دانید و به تمامیت ارضی ایران می اندیشید، چرا تاکنون سخن و موضعی از شما در برابر یاوه گویی های امارات درباره جزایره همیشه ایرانی نشنیده ایم؟! نکند همچون شیوخ حاشیه خلیج فارس این جزایر همیشه ایرانی «تنب بزرگ،تنب کوچک و بوموسا» را حق خاندان آل نهیان می دانید. حتی یک کلام اعتراضی نسبت به سرکوب گسترده برادران شیعه در بحرین توسط خاندان آل خلیفه و اشغال این سرزمین توسط ارتش آل سعود از شما نشنیدیم. آیا شیعیان بحرینی به دلیل مذهبی که دارند، برادران عرب شما محسوب نمیشوند یا چون خاندان مرتجع  آل سعود قصد تغییر جمعیتی جزایر بحرین به سود وهابیون رادارد، مهرسکوت بر لب زده ايد؟

*چرا تاکنون یک سطر مکتوب يا یک کلام شفاهي نسبت به تضییع حقوق زنان عرب در منطقه خاورمیانه بویژه آل سعود در عربستان و یا حتی زنان زحمتکش عرب خوزستانی از شما نشنیده ایم. آیا آن ایرانی هایی که در عربستان اعدام شدند مشمول قوانین حقوق بشری مورد اعتقاد شما نمیشوند؟ حتی در مورد سنتهای ارتجاعی و نگاه سلفی گري حاکم بر زنان در عشیرههای عرب مقاله ای نمی نویسید و سخنی نمیگویید. نکند مقوله ی جهان شمول حقوق بشر را نیز تقسیم بندی قومی، نژادی، جغرافیایی، سیاسی و ایدولوژیک کرده اید.

4-     آقای بنی طرف شما سالها در ایران زندگی کردید، کتاب چاپ کردید، در روزنامه های خوزستان و حتی نشریات سراسری مطلب مینوشتید، ازسوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیر شدید، درخانه احزاب وزارت کشور سخنرانی کردید، در مناظرههای بسیار شرکت میکردید، در همایشها و سمینارهای گوناگون دیدگاههای خود را مطرح می کردید، ولی آیا کسی بابت این  همه حضور در محافل و مجالس وابسته به هیات حاکمه اتهام اطلاعاتی بودن را به شما مي زد؟! شما آزادانه در خوزستان و در نشریاتی چون فجر(کارون امروز) مصاحبه های چند صفحه با آقای مهدی مکارمی  انجام میدادید و حتی با استناد به سخنان بی مسوولانه آقای خاتمی در سازمان ملل: سخن از ملیتهای ایرانی میگفتيد. وقتی که مسوول وقت تشکیلات حزب پان ایرانیست در خوزستان زنده ياد «دکتر ابراهیم میرانی» قصد پاسخگویی به نظرات و دیدگاه های شما را داشت همان روزنامه عليرغم مصاحبه با ایشان و تا امروز تحت تاثیر فشارهایی که بر روزنامه وارد مي آمد از چاپ و انعکاس دیدگاه های پان ایرانیستها در برابر اندیشه های خلق عربی جلوگیری به عمل آورد.

5-     راستی بفرمایید اگر ستم قومی فارسها بر علیه عربها در خوزستان اعمال میشود پس چگونه است که در دومین دوره شورای شهر اهواز هر 9 نفر اعضای آن از برادران عرب بودند و یا حتی در همین دوره پیش 3 نفر نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی عرب بودند. در این دوره نیز ترکیب دو به یک سود نمایندگان عرب است. همین حضور نمایندگان عرب در مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا نشان دهنده حضور گسترده برادران و خواهران عرب اهوازی در پای صندوقهای رای میباشد. برخلاف پارسها و یا بختیاری ها که در این چند ساله کمتر پای صندوق هاي رای رفتند… نوعی قهر و اعتراض به وضع موجود در هنگام انتخابات در میان رای دهندگان غیر عرب در اهواز مشهود است. راستی یادتان هست که وزیر دفاع ایران به مدت هشت سال یک عرب ایرانگرا بود. شاید بنا به دیدگاه ایديولوژیکی و نه حقوق بشری، ملاک عرب بودن برای شما تنها آن عده اندک از فریب خوردگانی هستند که جز معارضه با تمامیت ارضی ایران و دشمنی با فارسها  و گسترش نفرت قومی هدفی در سر ندارند!!! از ديد شما عرب اصیل کسی است که در خیابان های اهواز بمب منفجر می کند!!!

6-    گفته اید حزب پان ایرانیست درخوزستان آزاد است. یادمان باشد هر شهروند ایرانی و همچنین احزاب به شرطی که مخل به مبانی اسلام نباشند و مشی مسلحانه نداشته باشند، از حق فعالیت آزاد قانونی  فعالیت برخوردارند و باید به عنوان شهروندان ایران از همه حقوق تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی برخوردار باشند و برای احقاق و اعاده حقوق ملت و برقراري حکومت قانون تلاش و کوشش مدنی و مطالبه محور را سرلوحه فعالیت های خود قرار دهند. حتی اگر برخی نهادهای قدرت با این خواست مدنی مخالف باشد ولی تاکید بر گفتمان مطالبه محور حول گفتمان شهروند محوری تنها راه رسیدن به دمکراسی و جامعه مدنی است. با مبارزه مسلحانه و عملیات های بمبگزاری آنچنان که در سال 1384در اهواز شاهد بودیم، تنها نهادهای مدنی و نیروهای دمکراسی خواه متضرر شده و در مسلخ خشونت؛ قربانی اسلحه خواهند شد. با این همه شما حقیقت را نمی گویید. پان ایرانیست ها درخوزستان آزادانه فعالیت نمی کنند، پان ایرانیستها در خوزستان دفتر سیاسی ندارند، از داشتن روزنامه و ارگان حزبی و حتی برگزای کنگره های قانونی خود محرومند. پان ایرانیستها  حتی به اندازه شما در همان دوران اصلاحات اجازه نداشتند در روزنامه ها مقاله و مطلب بنویسند و درهمایشهای دولتی و نیمه دولتی و یا خانه احزاب به ایراد سخنرانی بپردازند!!!

7-      راستی کدام اندیشه مبلغ فاشیست است؟ آنکه میکوشد با استفاده از احساسات برادران عرب نوعی کینه توزی و دشمنی و نفرت قومی از فارسها! در بین آنها بپراکند؟ آنکه بر طبل استقلال طلبی اعراب (بخوانید تجزیه طلبي) میکوبد یا اندیشه ای که سخن از یگانگی و اتحاد همه اقوام و تیره های ایرانی را آرمان و فلسفه وجودیش می داند. اندیشه ای که میگوید:«ما همه شهروندان ایرانیم.» معتقد به حقوق برابر و یکسان برای همه اقوام و تیره های ایرانی بلوچ، کرد، آذری، عرب، فارس و…مي باشد؛ اندیشه ای که در منشور سربلندی ملت ایران به صراحت می نویسد«هیچکدام از مردم ایران تافته جدا بافته نیستند»همه اجزای یک پیکره مانا و پایا به نام ملت ایرانند و از نظر اجتماعی و قانون هیچگونه تفاوت، نابرابری جنسی، قومی و نژادی با یکدیگرندارند. اندیشه ای که میگوید:«همه  از تبار ایرانیم» و در برابر قانون از حقوق مساوی برخورداریم. درواقع تک تک آحاد ملت ازحق مشاع و برابر در سرزمین مادری خویش برخوردارند، دریک جمله «ماهمه ایرانیم.»

8-      ناسیونالیست افراطی را معنا کنید. آیا براداران ایرانی عرب که در جنگ هشت ساله و دفاع مقدس از ناموس ایران، وطن خویش در برابر صدام بعثی جانانه دفاع کردند و خونشان در راه ایران ریخته شد، از جریان ناسیونالیستهای افراطی هستند؟ چون با فارسهای بیگانه برعلیه سردارقادسیه همدست شدند متهم به شوونیست بودن و خاک و خون پرستی هستند؟ آیا آنها از نظر شما خیانت به باورهای ملت واحد عربی، ناصر، صدام و قذافی کردند؟ آیا شما صدام را همچون سایر بعثی ها شهید قوم عرب می دانید؟ لطفا از اعراب کویتی که صدام به کشورشان تجاوز کرد، نيز پرسش کنید.

9-     به هرحال میدانیم که خوب میدانید، پان ایرانیستها در این سالها با چه مصايب، مخاطرات و دشواری هایی در ایران مواجهه بودند، ولی ما هرگز قصد مظلوم نمایی و بزرگ نمایی نداشته و نداریم. اگر یا بازداشت شدیم، به زندان رفتیم و کشته شدیم، بدون خواستم هیچ مابه ازایی همه را برای معبود خویش ایرانِ مظلوم و بی پناه کردیم. حتی همان سایت سازمان جوانان حزب پان ایرانیست هم که به آن اتهام وارد کردید، شوربختانه در ایران فیلتر است.

10- با مظلوم نمایی گفتید پان ایرانیست ها تحمل 15 دقیقه برنامه را نداشتند؛ ما تحمل 1000 ساعت شنیدن را هم داریم. خود بهتر می دانید در این سالها برای بیان دیدگاه ها و نظرات قوم گرایانه خویش، تا چه میزان از امکانات رسانه هاي بیگانه بهره برده اید. رسانه هایی که تاکنون حتی حاضر نشدند در برابر شما یکی از فعالان حزب پان ایرانیست در خوزستان را بنشانند تا رودرو به هرکدام از القايات و شبهات شما پاسخ داده شود.

11- آن که باد میکارد لاجرم توفان درو میکند. آنان که در اهواز بمبگزاری کردند همه یا وهابی و یا وابستگان فکری لجستیکی به حزب بعث بودند. بین آنها و مطالبات به حق و شهروندمحور برادران ایرانی عرب هیچگونه سنخیت و نسبتی وجود ندارد. بمبگزاران حتی خواسته های مدنی شهروندان عرب ایرانی را به مسلخ بردند. حتما میدانید در جریان بمبگزاریها درخیابانها و مراکز دولتی اهواز چه تعداد عرب زبان به شهادت رسیدند، آیا نسبت به این شیوه و عملیاتهای ضد انسانی و حقوق بشری تا کنون واکنشی از سوی شما صورت پذیرفته است؟ آیا عملیاتهای خرابکارانه آنها را تقبیح میکنید یا این نوع مبارزه را که باعث ریخته شدن خون بی گناهان بسیاری شد، عملی مدنی و مردمی از سوی خلق ستم کشیده عرب «اقلیم الاحواز»؟! برعلیه فارسهای اشغالگر عربستان!!!؟ دانسته و آنرا تاييد میکنید؟

12- خود را مسوول و دبیر کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران میدانید. حتما به سایتهای «العربستان و الاحوازیه» سرمی زنید. آنها به گونه ای بسیار سازمان دهی شده دیدگاه ها و تفکرات قوم گرایانه ضد تمامیت ارضی ایران را تبلیغ و پوشش خبری دروغین می دهند. در آن سایتها اندیشه های فاشیستی، انتقام جویانه، ضد فارس و دشمن با تاریخ و فرهنگ ایران به وفور ديده مي شود. نسبت به مطالب تفرقه افکنانه و نژادپرستانه این سایتها تاکنون چه واکنشی از خود نشان داده اید؟ آیا ما نژاد پرستیم یا سایتهایی که نامشان برده شد؟ چه کسی براي بزرگان ایران زمین تهمت شوونیست و نژادپرست را بارها تکرار کرده است؟ شما همسو با اندیشه های سلفی، رجعت به سنت ارتجاعی و با تفکر کینه ورزانه بزرگان تاریخ ایرانزمین همچون فردوسی، کسروی، صادق هدایت، بزرگ علوی و… را ضدعرب و شوونیست معرفی می کنید. راستی برای نخستین بار چه کسانی حمله ور شدند؟

متجاوزایرانیان نبودند. ایرانیان همواره درموضع دفاع مشروع از سرزمین و تبار خویش درطول تاریخ قرار گرفته اند.

به هرحال این سخن پایان ندارد. امیدوارم با حوصله و صبورانه و بدون برچسب زنی و تهمت پراکنی به هرکدام از این پرسشها با تکیه بر منطق مباحثه و کلام پاسخ درخور و شایسته بدهید.

و کلام پاياني…باور بفرمایید جناب بنی طرف، تجزيه ايران به این سادگی ها نخواهد بود…!!!

پاینده ایران ـ خوزستان- فرهاد باغبانی

پيوند دايمي به اين نوشته

3 comments جولای 10th, 2012


تازه ها :

پیوندها