انحطاط فرهنگی

دی ۲۷, ۱۳۸۶


 

طبیعت حقیر است، پست است. چون مطابق  برنامه ای از قبل ریخته شده رشد میکند و ماندگاری دارد، چون تصمیم گیرنده نیست، اراده ندارد. انسان هم پست و حقیر است اگر مانند جوهرطبیعی خود رفتار کند. چه آنوقت برده میشود، آنوقت پادوئی میکند، آنوقت برای لقمهء نانی خود را می فروشد. درست به این دلیل نیز فرهنگ و سیستمهای فرهنگی اهمیت پیدا میکنند. نه برای اینکه شعر بگوئیم. نه برای اینکه خوب بنویسیم. نه برای اینکه به حقایق عالم پی به بریم. نه برای اینکه معنی خلقت و زندگی را مورد پرسش قرار دهیم. نه برای اینکه باورها را نهادین کنیم و با مراسم دینی و مراجع و سمبلهای فرهنگی پاسخ دشواریهای زندگی را به عقبا موکول کنیم. خیر! فرهنگ برای این بوجود آمده است تا با مدد آن انسان خود را از این پوستهء پست و حقیر طبیعی برهاند، تا به این فضای تنگ و بی اراده پشت کند و بر سرنوشت از قبل تعیین شدهء خود چیره شود، آنطور که میخواهد بال و پر بزند، خود را ورای طبیعت ببرد، تا صاحب رأی و خرد شود، تا شرایط جمع نشینی را فراهم کند، تا بوسیلهء مراجع فرهنگی و چارچوبهای رفتاری و کرداری ثبات جامعه را تضمین نماید، تا بر دنیای آفریده حاکم گردد.چنین فراگردی را که قرن ها عمر دارد و با پیچ و خمهای متعددی همراه بوده است، تکامل انسان گویند. تکاملی که از حقارت به آدمیت سو دارد. اما در این کوشش باید حقارت را از رذالت فرق گذاشت. انسان حقیر با تربیت و آموزش می تواند یاد بگیرد طبیعت خود را شکل بدهد، تا پیچ و مهره بدست دپگران نباشد، تا وسیله نگردد، تا اراده داشته باشد، تا با عقل و شعور عمل کند، تا فرای طبیعت باشد. اما بعضی ها هستند که به قول سعدی نا اصل اند. تربیت در آنها کاری نیست. با همهء کوششی که بشود باز آدمیت پیشه نمی کنند که انسان باشند، همه را دوست بدارد و به همه مهر بورزند، از کین و آز به پرهیزند که به خصوص از اصول زندگی ایرانیان است. به واقع این گونه افراد آدم نیستند بلکه شکلک آدم را در می آورند. اینها رذل اند.

این رذالت را ما بصورت “افشاء گری ” سالهاست در فعالیتهای  حزب توده ملاحظه میکنیم، که نه تنها ضد انسانیت است بلکه بیانی از نقض حقوق بشر نیز می باشد. متاسفانه پند روزگار هم هنوز بما نیآموخته است این “افشاء گری” توده ای را لعنت کنیم، چرا که این افشاء گری فاجعه ایست که ملیونها جوان را در گورستانها خوابانیده و یا از کشور فراری داده و یا آوارهء جهانی ساخته است.

حفظ حرمت انسانی ارزشی است که اگر زنان ایران نمی توانند آن را درک کنند، لایق سنگسار شدن هستند، لایق اسباب عیاشی مردان و شهوت طلبی ایشان اند. لایق نه دانشگاه رفتن که در مکتب خانه نشستن اند. زنی که در فرانسه و یا بلژیک و یا شهر دیگری غربی زندگی میکند چطور به خودش اجازه میدهد، گستاخانه بر کسانی بتازد که اسباب تحصیل و آموزش او را فراهم ساخته اند. اگر رضاشاه و محمدّ رضا شاه نبودند شما از شدّت تراخم کور بودید. شما نمی دانستیتد فرنگ کجاست. شما نمی توانستید بخوانید و بنویسید. شما در یک کوره ده ،صیغه ی چندم یک بدبخت و بیچاره ی دیگری بودید که از شماها در جالیزها و مزارع کوچک و بزرگ خویش بیگاری می کشید. عظمت اصلاحاتی که به دست پهلوی ها صورت گرفت به حدّی است که نظام اسلامی با همهء کوششی که کرد نتوانست آن را از بین ببرد؛ مدارس را نتوانست برچیند؛ مجلس را نتوانست ببندد؛ زنها را نتوانست خانه نشین کند؛ حجاب اسلامی را نتوانست درتمام کشور مرسوم نماید؛ میز و صندلی را نتوانست کنار بگذارد؛ وزارتخانه ها را نتوانست تعطیل کند؛ ارتش را نتوانست از بین ببرد و بالاخره جلوی آزادگی و رهایی زنان را از زنجیر اسارت مردان نتوانست بگیرد. درست اینجاست که زنان مبارز این چنینی هرگز نه مبارزه را فهمیده اند و نه حقوق حقه ی خود را می شناسند و نه سزاوار این اند که به آنها اصلأ زن گفت. زنان واقعیِ مبارز هیچ گاه اینها را در صفوف خود راه نخواهند داد. چه، آنها که می خواهند با لطمه زدن به دیگران اسم و رسمی پیدا کنند، مشتی زالو صفت، بی عرضه و بی کفایتند. این عناصر جایی در جامعهء پویا و زحمت کش فردای ایران ندارند. زیرا اینها همیشه میخواهند بدون عرق جبین مالک همه چیز ما بشوند. خصلتی که آخوندی است، خصلتی که زنان دعا نویس و رمال و شیاد نیز داشتند. لدا این زنان شاباجیهای رمال و شیاد عهد نظام جمهوری اسلامی ایران اند و سزاوار داشتن لقب “خانم” نستند. اینها رذل هائی هستند که باید به آنها تنها بی حیا گفت.

دکتر ن. واحدی ـ مونیخ، دسامبر۲۰۰۷

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

                                                

Entry Filed under: Uncategorized. .



No Comments yet Add your own

  • 1.    جوانان پان ایرانیست  |  دی ۲۸ام, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۵ ق.ظ

    درود به شما سرور ارجمندپرچم شیر و خورشید نشان رسمی و ملی می باشد شایسته بنا بر امیال شخصی برخی و یا بنا بر حمایت های ناخواسته از برخی جریانهای سیاسی تغییری در آن ایجاد شود. پرچم شیر وخورشید همچون گذشته همان شیرغران شمشیر به دست خواهد.با سپاس پاینده یاران

  • 2.    تیرداد بنکدار  |  دی ۲۸ام, ۱۳۸۶ at ۳:۲۱ ب.ظ

    اهانت به پرچم ایران

  • 3.    دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب  |  دی ۲۸ام, ۱۳۸۶ at ۷:۱۶ ب.ظ

    دانشجویان و دانش آموزان عزیز!نیروهای سرکوب و اختناق، تحمل شنیدن صدای آزادی و برابری از دانشگاه ها را ندارند. آنها به خیال خود میخواهند با حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صدای آزادیخواهی را خفه کنند و خواست برابری انسان ها را سرکوب کنند.دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه!امروز روزی است که هر دانشجو و هر دانش آموز آزاده بیش از هر زمان باید خود را جزئی از دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کند و از خواست آنها حمایت کند. جای هر رفیقی که دستگیر میشود باید با هزار رفیق دیگر پر شود.از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم. http://azady-barabary.net/articles/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%db%8c%d9%85-2008011669.html

  • 4.    نازنین متین  |  دی ۲۹ام, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۰ ق.ظ

    بادرود… بسیار جستار ارزنده ایست بهره مند شدم پیروز و سربلند باشید

  • 5.    بچه پارس  |  دی ۲۹ام, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۳ ب.ظ

    درود و سپاس

  • 6.    ايراني  |  دی ۳۰ام, ۱۳۸۶ at ۱:۰۶ ق.ظ

    پاینده ایرانسرور کمی گرفتاری باعث شده کمتر شما را ببینم.همه نوشته ها گرفتم سر وقت بخوانم.پاینده ایران

  • 7.    علیرضا  |  دی ۳۰ام, ۱۳۸۶ at ۵:۲۷ ق.ظ

    درود بر شما.من شما را خیلی قبول دارم و وبلاگ شما از جاهائی هست که اخبار را از ان کسب میکنم.از این خوشحالم که شما هم یک تاجی هستید.الان حالم خوب نیست به قول شاعر:بازهم دلم گرفته ……….گریه اختیاری نیست.بعدا می ایم و نظرم را در مورد پان ایرانیست میگم.

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی