دیوار پادشاهی!(طنز انتخابات)

اسفند ۲۰, ۱۳۸۶

شرکت در انتخابات خیانت است به ایران- بیانیه حزب پان ایرانیست در مورد تحریم انتخابات

دیوار پادشاهی!

 ابوالفضل عابدینی نصر*

توی روستای ما دیوار یکی از خانه های خان ِ آبادی خیلی بلند بود یه روز بُرزو پسرمَد حسن که شرترین جوان آبادی بود همه رو جمع کرد و گفت:بچه ها هر کی از روی دیوار پایین بپره باباش پادشاه می شه دوسه تا از بچه ها داوطلب شدند که برن بالای دیوار و بپرن پایین اما وقتی ارتفاع رو دیدند بی خیال شدند. از بین اونا یکی شون که به قول خودش دل و جراتش از همه بیشتر بود گفت من با خود عهد کردم که بابام پادشاه بشه و یکدفعه خودشو پایین انداخت و به محض رسیدن به زمین چنان فریادی زد که همه فهمیدند پاش شکست. خلاصه چندین سال از اون ماجرا گذشت پاش لنگِ لنگ موند تا همین یکی دو سال گذشته که بر اثر همون ضربه هنگام عمل جراحی مرد بخت برگشته نه تنها باباش پادشاه نشد بلکه به خاطر لنگی پاش هرگز ازدواج نکرد و همون حادثه دوران کودکی باعث مرگش شد.حکایت خیلی ها تو این دورو زمونه مثل همین هم ولایتی ماست.می گید چطور؟!

قبل از انتخابات با بسیاری از کاندیداهای شورای شهر صحبت می کردم و از آنها می پرسیدم چرا کاندید شدید.یکی می گفت می خواهم جلوی باند بازی را بگیرم یکی دیگر هم، اِی ته دلش دنبال پست و مقاوم بود و می گفت می خواهم به جامعه ام خدمت کنم اون یکی هم می گفت اصلاحات هنوز زنده است!

کَل نقی ما هم که در این چند ساله هر چه فرم کاریابی (دولتی و غیر دولتی) را پر کرده و هنوز بیکار بود فرم ثبت نام شورای شهر را هم به قول خودش یکی از تیرهای توی تاریکی دانست و اون رو هم پرکرد و چند صد هزار تومان هم از پدرزنش قرض کرد و تعدادی پوستر چاپ کرد و یه ستاد راه انداخت تا بتونه بعد از سالها بیکاری بالاخره یه کاری پیدا کنه.

چند روز پیش کل نقی را دیدم که یه پوشه زیر بغلش بود و توی این هوای سرد عرق کنان به سرعت می دوید.گفتم ها کل نقی چیه، گفت تقاضای یک وام کردم تا پول بدهی هام به پدر زنم رو بدم آخه اومده زنم را برداشته و برده و گفته تا پولهام را نیاری زنت برنمی گرده خونه! 

* این نوشته و نوشتاری دیگر از سور عابدینی در هفته نامه بهار سبز شماره ۷۷ ویژه رامهرمز در بهمن ماه ۱۳۸۵ چاپ شده بود که یکی از مستندات ما برای اثبات روزنامه نگاری ایشان گردید(این نوشته در بهار سبز ، کلیک کنید). 

بخش ابوالفضل عابدینی
 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

 

Entry Filed under: Uncategorized. .



۵ Comments Add your own

  • 1.    ناخدا  |  اسفند ۲۰ام, ۱۳۸۶ at ۷:۳۴ ب.ظ

    من اول

  • 2.    ناخدا  |  اسفند ۲۰ام, ۱۳۸۶ at ۷:۳۴ ب.ظ

    تموم خاطره هات مال من تموم شعرام مال تو خاطره اون روز بارونی روی تنها صندلی پارک اون نقاشی هنوز خیس از بارون عشق و محبت توست ………ناخدا بروز شده یه سر بزن خوشحال می شم.نظر نظر یادت نره.

  • 3.    مسعود  |  اسفند ۲۰ام, ۱۳۸۶ at ۷:۵۴ ب.ظ

    همین که صدا و سیمای نظام ارتجاع داره تصاویری مربوط به هخامنشیان و کوروش کبیر نشون میده بیانگر اینه که قراره بازهم یک حماسه دیگر اتفاق بیفته. مثل حماسه های قبلی که ۵ میلیون رای میدن و بیست میلیون رای شمارش میشه.

  • 4.    afshin, germany  |  اسفند ۲۰ام, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۷ ب.ظ

    به نام ایزدیکتا و به نام ایران این زیباترین سرزمینسال پرچم …شیر و خورشیدبر تمام ایرانیان و پارسی گویان جهان خجسته باد .پیشاپیش نوروز ۸۷ رو بهت تبریک میگیمامیدوارم که سال پربار و پرامیدی داشته باشیبازم پیشم بیادر پناه آفریدگار عشق باشی

  • 5.    امير  |  بهمن ۸ام, ۱۳۸۷ at ۳:۰۹ ب.ظ

    من این شماره از ویژه نامه رو دارم .مصاحبه با مهندس امیری رو حذف کردید و به جاش دیوار پادشاهی رو گذاشتید.کار زشتیه!

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی