کتاب ارتش و امپریالیسم – بخش دوم

مهر ۲, ۱۳۸۷

  ارتش و امپریالیسم

بخش دوم

آخــرین ضربه برپیکر ملتهب ارتش در زمان حکومت انـتقالی بخـــتیار وارد شد . بختیـــار به تبع سیاست شریف امامی وازهاری و براستی به تبع دشمنان ارتش وموجودیت ملی ما –  هم چنان ارتش را دربــرابر مردم نگهداشت .

درتمــام این مدت ژنـــرال تبهکار آمریکایی ” هـــایزر” درتــهران بـه فعالیتهای جنایتکارانه و ضد ایرانی خود مشغول بود . سفارت آمــریکا نیز پایگاه وکانون تلاش او بود . “هایزر” که پس از روانه کردن شاه بدنبال” نخود سیاه ” بدستیاری دوفرمانده بلند پایه وخائن ارتش ایران یعنی ژنرال قــره باغی وژنرال فــردوست ، فرماندهی ارتش را دردست داشت ، جــریانات را بسود ســـیاست مورد نظرهــماهنگ میکرد . ایـن آمریکایی تا آخرین لحظاتی که درایران بود ، بطورمداوم با هیئت حاکمه جدید ایران – که به جعل وتزویر خود را برخاسته ازانقلاب مردم قلمداد کرده است و بســیاری ازکمونیستها وشبه کمونیستها نیز برای ثبــــوت اصالت آن به خروارها تئوری ونقل متوسل شده اند –  درارتباط نزدیک بود .

برای آنکه به عمــق فــاجعه دست یابیم با هم دفــاعیات سپــهبد ربیــعی فرمانده وقت نیروی هوایی را درباصطلاح دادگاه رژیم که همانموقع در روزنامه اطلاعات بچاپ رسید مرور میکنیم :

“.. پنج شش روز مانده بود که شاه برود ، سروکله هــایزر پــیدا شد قره باغی گفت بیایید جلسه داریم . وقتی آمدیم هـایزرآمد آنجا ونشست مقدم فرارکرد ورفت هایزرگفت من آمده ام بشما بگویم شاه باید برود !

به همین سادگی ، به مقدسات عالم بزرگترین ضربه است در زندگی من که تازه فهمیدم شـاه ساختمانی است که به یک چوب پوسیده و لغـزانی استــواراست ، درست مثل اینــکه دم یک مـــوشی را بگــیرد وبینــدازد بیرون … هــایزر آمد گفت : شــاه باید برود ! درست مثل یک مــوشی کثیف انداختش بیرون .. “(۳)

وقتی ســران ارتــش دیدند که چـگونه یک ژنـــرال آمـــریکایی میتـواند فرمانده آنانرا که در نظرشان بس عظیم مینمود بسادگی از کشوراخراج نماید آنوقت برای آنها قطعی شد که فرمانده آنان درحقیقت همیشه یک ژنرال یا کسانی نظیر او بوده اند .

ربیعی ادامه میدهد :

“.. جلسه دومش عبارت از این بود که گفت سوخت یا مواد غـذایی اگـر میخواهید ، بهتان بدهیم . من شش بار یا هفت بار هـــایزر را دیدم ، اما هایزر با قــره باغی بیشــتر از اینها مــلاقات داشت قره باغی انگــلیسی نمی دانست اما نمی خواست یکنــفر بـــرایش تــرجمه کند ، دوبار بـنـده ترجمه کردم وشش بار که من بودم حبیب اللهی میرفت ترجمه میکرد .

یکبار وقتی اورا دیدم که ازنــیاوران داشت میآمد بیرون ، یکبار اولـش  آمد گفت شاه باید برود .  بـاردوم آمد گفت مسئله سـوخت ، بارســوم  و چهارم وپنجم که من بودم …. ایشان اول نشست وگفت که ملت ایـران ودنیا دیگر سیستم فردی را نمی پسندد ، دولت متبــوع من دیگر از شـاه پشتیبانی نخواهد کرد که صحبتهای ایشان تــرجمه میشد وبه قره باغی داده میشد .. گفت که کشورهای اروپایی هم دیگر نمی توانند شاه را در این سیستم  بپــذیرند و شــاه باید برود .

درجلسه سوم بود ، بعد از این که هایزر نشست گفت خوب ، شاه هم که رفت البته گفتار او صورت تحکم نداشت بلکه حالت رفاقت آمیز وحالت همگامی داشت بعد از اتاق بیرون رفتند و یک صورتی با خود آورد کـه حاوی شماره تلفــن نــمایندگان حضـرت امــام بود به ما داد . بعد از آن سرلشگر گِس( رییس مستشاری آمریکا ) رفت بیرون وبعد از اینکه با  تلفن با شخصی تماس گرفت آمد درون اتاق ، بعد هایزر گفت : من فکر میکنم بصلاح ارتـش باشد که با نمایندگان امــام تـماس بگیرند  حالا من فکر میکنم تلفنهایی که به ما دادند بیشتر از دوتا سه شماره تلفن بود .

من درآن موقع تازه تصمیم گرفته بودم که درباره مسائل فکر کنم . ازچیزی که استنـباط کردم فهمیدم هایزر دوهدف داشت یا اینکه ارتــش را بسمت نمـــایندگان امام ببرد وارتش همبستگی خود را اعلام کند ویا اینـــکه ارتــش بـــاعث شود که بختـــیار با نمـــایندگان امـــام بـاهــــم نزدیک بشوند .. “(۴)

چنین است که اعضای شورای تـقلبی وغاصب انــقلاب ایـران از افشای روابط خود با این ژنـــرال تبهکار آمریکایی وسایر جاسوسان آن کشور وحشت دارند وهر بار که نام او بمیان میآید یا درتنگنا قرار میگیرند به ” تقیه ” متوسل میشوند !

بــاین تـــرتیب با واسطه گی ارتـــشبد قره باغی ، ارتش نـــیرومندی که میــلیاردها دلار از درآمد کشور صرف تجهیزآن شده بود و دهــها کـادر ورزیده درخدمت آن بود با همه کمیت وکیفیت دربست در اختیار ژنرال هایزر وژنرال ” فون به ” قرار گرفت .

هایزر که مطمئن شد دسته نارنجک را کشیده است وراهی جز انفــجار وجود ندارد وبزعم او انتقال قدرت بطور”مطمئن وسریع” انجام خواهد شد ، ظاهرا روز سه شنبه ۱۷بهمن ماه – یعنی همان روزی که شریف امامی کــشور را ترک کرد –  از ایــران خــارج شد وباقی کارها بدست ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در تهران سپرد . پس ازخروج شاه وهایزر، سفارت آمریکا لاینقطع در جنب وجوش بود وتماسهای آنها با شورای انقلاب جعلی بیشتر شد . عباس امیر انــتظام معاون دولت بازرگان دردفاعیات خود اسرارجالبی را دراین زمینه فاش کرد “… برای اینکه هرگونه ابهامی رادراین مورد برطرف کنم توضیح میدهم که حساسیت زمان درآنموقع بترتیبی بود که من دائما “میبایستی  بدانم آقای مهندس بازرگان درکجا هستند تا اگر اطلاعی بمن داده میشد که بایستی از طریق ایشان باطلاع شورای انقلاب برسانم تاخیری درآن پیش نیاید .  یکــبار جلسه شورای انقلاب در مـنزل آیــت الله مـــوسوی اردبیلی  تشکیل شده بود که من بمنزل ایشان رفتم واطلاعی را که آقای “استـــمپل” داده بود به آقـــای مهنـــدس بــازرگان دادم وایشان به اطلاع اعضای شورای انقلاب که دراتاق دیگر منزل جلسه داشتند رسانیدند و  نتیجه را بمن گفتند که احتیاج به تلفن بود وجناب آقای موسوی اردبیلی شخصا تلفن را به اتاقی که من بودم آوردند ومن به استمپل تلفن کردم .

دفعه دوم که باز احتیاج فوری برای دیدن آقای مهنــــدس بازرگان پیش آمده بود ساعت ۸ بعد ازظهر جمعه ۲۰ بهمن ۵۷ بود که آقای مهندس بازرگان باتفاق آیت الله موسوی اردبیلی برای مذاکره با سولیوان سفیر کبیر آمریکا واستمپل درمنزل آقای دکتر فـــریدون سحابی جلسه داشتند ومن بمنزل دکتر سـحـابی رفتم وپس از خروج آقای سولیـوان واستمپل با تاقی که آقای بــازرگان با  آیت الله موسوی اردبـــیلی بود رفتـم و گزارش کار  خود را دادم ..” (۵)

حوادث پس ازاین ملاقات (واحتمالا ملاقاتهای بعدی) را همه میدانند، قره باغی رییــس ستـاد وقت ارتش طی بیانیه ای اعلام داشت ارتش به پــادگانها باز میگردد مراحل نهایی توطئه در شــرف تکوین بود . ایجاد حادثه مرموز نیروی هوایی ، تسلیم مسلسل سازی پس از یک مقاومت هجده سـاعته –  بدون آنکه هیچگونه کمکی دریــافت کند –  سقـــوط از پیش طرح ریزی شده باغشاه ودیگرپادگانها وپی آمدهای آن ،کارارتش را یکسره کرد .

بیشتر فرماندهان ارتش ظرف ۴۸ ساعت به طرق مبهم ومرموز کشته شدند اما قره باغی که در هجوم به ستاد ارتش غافلگیر شده بود با پیام رادیو تلویزیونی مهندس بازرگان ازمهلکه نجات یافت وازآن پس دیگر از سرنوشت او وژنرال همدستش ” فردوست ” خبری نشد .

” الف  – عرفان ” درمقاله ای تحت عنوان “راز عقب نشینی گام بگام آمریکا دربرابر انقــلاب ایــران” زوایای تاریک روزهای سقوط ارتش ایران را روشن میکند . 

 “… هفت پادگان نظامی قـدرتمـند ترین نیروی نظامی منطقه ، در فاصله ۳۶ ساعت فتــح شد آنهم بــدست افــرادی که بعضی ازآنها پیش ازآن حتی فشنگ را ندیده بودند . فتح هفت پادگان نظامی یک ارتش ، آنهم ارتشی که چهارسال پیش پس از تحمل یک حمله غافلگیرانه از طرف همـسایه فقط به فاصله پــانزده ساعت دهها کیلومتر درخاک این همسایه که به قولی قوی ترین نیروی نظامی عــربی را دراختیاردارد  پیشروی نمود تا جاییکه آن کشور اجبـــارا به شورای امنیت شکایت برد ، واقعا افسـانه بنظر میرسد وباور نکردنی است .

 باید پرسید که علت این پیروزی شگفت وآسان چیست ؟

–  نیروی قوی تر ایمان مردم ؟

–  برتری نفرات مردم از نظر تعداد ؟

–  تفرقه درارتش ؟ ، کدامیک ؟

اینها همه مهمند ولی کافی نیست . عامل مــرموز دیگری دراینجا هست وکیــفیت بروز حــوادث ، سئـــوال برمی انگیزد . ارتشی که فانتومها وهلیکوپترهای آن تا چهارروزقبل از تسلیم پادگانها با غرش خود آسمان تهران را میلرزاند ومردم را تهدید میکرد ، چگونه بظاهر ازهم پاشید و آرام وسربزیر گشت و وفادار (۶)

پس از سقوط ارتش ، همه دشمنان ایران از کــارتر گرفته تا بـرژنف از صدام تکریتی گرفته تا شیخ حاکم دوبی ، از هایزر گرفته تا شــورای غاصب انقلاب ایران همه وهمه ، نفسی براحتی کشیدند ودر بستــرهای  خود شبی را آسوده خاطر بصبح رساندند . اما در مقابل ، میلیونها نفرایرانی بهمراه دهها هزار افسر ودرجه دار وطن پرست حیران وگریان دیدند که چگونه خائنان ثمره پنجاه سال سرمایه گذاری یک ملت را به باد فنا سپردند.

پس از انحــراف انـــقلاب ، اینک وقت آن بود که رژیـم جدید با خاطری آسوده به سلاخی کادرهای ارتش بپردازد وچون اینکار به زمینه افکار عمومی نیازداشت درنتیجه بمبی که آمریکا تدارک آنرا دیده بود بوسیله عمال مارکسیسم تجارتی درجامعه منفجر شد :

–  ارتش ، ارتش ضد خلقی است !

–  ارتش ، ارتش آمریکایی است !

–  قراردادهای تسلیحاتی را لغو کنید !

–  خرید اسلحه موقوف !

–  ایران نباید ژاندارم خلیج فارس باشد !

–  ارتش را منحل کنید !

–  ارتش “خلقی “به پا کنید !

این شــعارها که طنیــن خــواستهای مشــترک روسها وآمـریکاییها بود متاسفانه ازسوی گروههای هیجان زده وساده اندیش نیز تکرار میشد .  بـــاید اضــافه کنــیم که آنچه برسر ارتـــش ومــلت ما آمد صرفنـــظر از دسیسه های دشمن ، دراثر وابستگی فرماندهان بلند پایه وخـائن ارتش به یک کشور ودولت بیگانه یعنی آمــریکا بود ، پس هیچ ایرانی وطــن پرست وآزاده نمیتواند خــواهان وابــستگی ارتش کشور خود به هیـــچ نیروی بیگانه باشد . ارتش هر کشور از مهمترین ابزارهای دفاعی هر ملت است وفقط باید درراستای وظایف خود که دفاع ازحقوق سرزمینی آن ملت است عمل کند .

ارتش آرمانخواه چنان ارتشی است که ذره ذره وجود خود راجان گرفته از پیــکر بــرومند موجودیت ملی ودرخدمت سرسپــردگی مطــلق به آن احساس کند . ارتشی که سردمداران یا اجزاء آن درخدمت اراده بیگانگان باشد هرگز ارتشی ملی ومورد قبول نیست .

این مختصر کافی است که دیدگاه ما از ارتش را روشن کند .  

با این بینش ، تزکیه ارتش ایـــران وهـــدایت آن بسوی ادراک عـمیق و مسئولانه وظـایف مــلی ، ضـرورتی مبرم وقطعی است ، اما نابودی کل ارتش ومتلاشی ساختن شیرازه های آن –  به بهانه فساد وخیانت برخی فرماندهان –  آنهم دربحــرانی ترین وپرمخاطره ترین لحظات سرنـوشت یک ملت ، بیشک اقدامی جنون آسا وخائنانه است .

باری درچنان فضایی سلاخی ارتش آغاز شد وهزاران افسر ودرجه دار و پاسبان وسرباز دربیداد کاههای رژیم سفاک وضحاک صفت ظرف چند دقیقه محاکمه وجلوی جوخه های آتش فرستاده شدند .

قابل تامل است درحالیکه درجه داران وافسران جزء و حتی سربازان و پاسبانها بگناه اطـــاعت از دســتور فــرماندهان خـــائن و آمـــریکایی در برابرجوخه های آتش قرارگرفتند ، شــریف امامی ، ازهــاری ، قــره باغی وفردوست که عاملین اصلی رودرروقراردادن ارتش با مردم بودند وتمام مسئولیتهای نــاشی از حــوادث بعدی برعهده آنها بود ( وهست ) دست نخورده باقی ماندند وچه بسا که با معاضدت رژیم وایادی آن به سلامت ازکشور خــارج شدند تا باقی عمر ننگین وکثیف خود را با مزدی که از نوکری اجــنبی وهمـدردادن خــون هزاران شهید بدست آورده بودند ، در گوشه ای از جهان بذلت ونکبت بسر کنند .

لازم به تــذکر است که ارتــش ایــران تا قبل از۲۲بهــمن ۱۳۵۷ دارای ظرفیت تقریبی ذیل بود :

–  پرسنل نیروهای مسلح رقمی بیش ازنیم میلیون نفر تا ۵۴۰ هزارنفر بود .

–  هفت لشگر مستقل پیاده وزرهی وتوپخانه .

–  لشگـــر وتیپ های مستقـــل و یگــانهای زرهــی ومهندسی وتوپخانه ومخابرات گارد شاهنشاهی سابق .

–  سه تیپ مستقل هوا برد .

–  تیپ های مستقل پیاده زاهدان وخرم آباد .

–  واحدهای عظیم توپخانه وموشک انداز مجهز به پیشرفته ترین جنگ

افزارهای مورد استفاده ارتش های نیرومند جهان .

–  واحدهای هوانیروز مستقر درتهران واصفهان  .

–  یازده مرکز آموزش رتبه های مختلف نظامی .

–  هفت پایگاه مجهز هوایی بجز مرکز فرماندهی نیروی هوایی .

–  6 مرکز رادار .

–  هفت پایگاه مجهز ونیــرومــند دریـایی بجز مرکز فـرماندهی نیروی دریایی . باید توجه داشت که پس ازانحراف انقــلاب کلیه امراء ارتش (از درجه سرتیپی به بالا ) یا اعدام ویا بازنشسته ویا اخـراج شدند ودرنتیجه ارتش از نظر فرماندهی عالی به یکباره به ورطه سقوط افتاد .

حدود دوسوم از افسران ارشد درمشاغل مختلف نیز یا بـــازنشسته و یا اعدام ویا اخراج شدند . تعدادی از افسران جوان نیز مشمول باز خرید سنوات خدمتی شده وارتش را ترک کردند ونیز کلیه فرماندهان گردانها وگروهانها ومعاونان گردانها و گروهانها که بدستورمافوق درماموریت حکومت نظامی در شهرهای مختلف بودند تیر باران شدند !

وبدین ترتیب می توان عمق ضربه هولناکی را که برارتش ایران وارد آمده است تشخیص داد . قدرمسلم اینست چنانکه جنگ تحمیلی رژیم مزدورعراق پیش نیامده بود ظـــرفیت کنـــونی ارتش منهــدم شده ایـــران نیز وجود نمیداشت و ســردمداران رژیــم استبــداد سپــاه خود را به وجـود سپــاه پاسداران انقــلاب که عــامل بی چون وچرای اجرای تمنیات آنها است ، دلخوش کرده بودند لیکن آنچه میـتواند ما  را  به  وسعت و ژرفای توطئه ضــد ایرانی  قــدرتهای  بزرگ وامپریالیستی درجلوگیری ازنقش آزادگی طلب وآزادی بخش ارتش ایران وکشانیدن آن به مسلخ عناصر ضد ملی هدایت کند ، طــرح ها و بــرنامه های گستـرش ارتش دلاور ایران برای آینده بود که ضرورتا وبه اجمال در سطور آیــنده به آن میپردازیم تا هر  سپاهی آزاده و ایرانپرست وهر سرباز راه استقلال وسرفرازی ایـران از جنـــایت هـــولناکی که برملـــت ومیـــهن او روا داشته اند آگـاهی یابد و خوشه های خشم راعلیه جنایتکاران غرب وشرق وسرسپردگان ودست آموزان آنها درقلب وروح خود آبیاری نماید .

پس از این ضربات هـولناک که پیکرارتـش ایران را پاره پاره کرد ، در مــرداد ماه ۵۹ رژیــم  گــروهی از ناراضــیان ارتش را که درمیان آنها رشیدترین ومیهن پرست ترین فرزندان ملت ایران قرار داشتند به بهانه کودتا ( ؟ ) تیر باران کرد . این اعــدامها آنقدر تکان دهنده بود که حتی رییس جمهور رژیم اذعان کرد که لطمات سختی بر نیروی هوایی وارد ساخته است .

با متلاشی شدن شــیرازه و نظــام ارتش ، و روحیه رعب و وحشتی که رژیم استبداد سیاه برآن حاکم کرده بود اینک نوبت به رژیم بعث عراق رسید تا آخرین بقایای ارتش را دریک حمله غافلگیرانه نابود کند .

تـردید نیست که یـورش گستــاخانه رژیـم عــراق با هماهنگی آمریکا صورت گرفته است . آمریکا ازاین جنگ نتایج زیادی بدست میآورد ، ازجمله :

–  با متشنج کردن منطقه ، حکومتهای غربی و از جمله آمریکا ، سـیل سلاح را بسوی حکومتهای پوشالی و لــرزان منطقه سرازیـر کرده واز این بابت میلیاردها دلار عاید کارتلهای مولد جنگ افزار میکنند .

–  توان ارتشهای ایران وعراق را بطور کامل ازآنها میگیرد بطوریکه درمنطــقه بیــن النـــهرین خطـر آخــرین مانع برسر راه بسط  حــاکمیت اسراییل از بین میرود .

–  واز همه مهمتر به بهانه تــامین امنیت خلــیج فــارس عملا به اشغال نظامی آن مبادرت میکند .

اما رژیم عراق واربابان آن دربرآوردهای خود دچار اشتباه شده بودند .

علیرغم  فقــدان جنگ افزا وعلـیرغم تحمل مصایب هولناک ، افسران ، درجه داران و سربازان دلیــر ارتش ایران با برپا کردن سدی از پـوست وگوشت واستخوان خود جلوی پیشروی دشمن را سد کردند ملت ایران  ایثار گرانه به جبهه های پیکار با دشمن متجاوز شتافت وچنان حماسه  آفرید که جهانیان را در شگفت ساخت . دشمن که تصور میکرد بفاصله  یک هفته حادثه قادسیه را تکرارخواهد کرد ، اینک تا خرخره درباتلاق تجاوز خود فرو رفته است .

ما یــاد همه دلاورانی را که بــرای صیــانت شــرف هــزاران ســاله این سرزمین ایـــزدی درجنگ با انیــران شربت شهادت نوشیدند ، گـرامی میداریم .

شاد باد ، شاد باد ، شاد باشید ای شهیدان راه ایران ! که دردل دشتها ، کوهها وآبهای میهن بخون خود کفن پوشیده وخفته اید .

نام شما افتخار ما وراه شما درس زندگی ماست !

*      *      *

با همه عوارض خرد کننده جنگ ، این واقعه نتیجه دیگری نیزداشت :

همه کسانی که میکوشیدند تا کارانحـلال ارتش را یکسره کنند دربرابر ملت رسـوا شدند و از ترس بی آبرویی بیشتر ، دیگر این شعــار دشمن ساخته را تکرار نکردند !

واما بررسی عــوارض ناشی از تضعیف ارتش ایران ، درمنطقه نیز درخور توجه است :

۱-  همانطورکه ” پل اردمان ” پیش بینی کرده بود سرانجام آمریکا به یاری عربستان می شتابد :

“.. کارتر در زمان ریاست جمهوری خود ، چهارهــواپیمای جــاسوسی آواکــس وچند صد نفر از نیروی ارتش آمریکا را به عــربستان فرستاد وخاطرنشان کرد که این نیروها فقط تا زمانی که جنگ ایـــران وعــراق خــاتمه پیدا کند دراین منطقه حضور خواهند داشت . ولی ریکان اعــلام کرد که این نیروها همچنان درمنطقه خواهند ماند .

در حال حاضر ۶۲ جنگنده اف  – 15 از طرف عـربستان سفـارش داده شده که فروش آنها بتصویب مجلس آمـریکا هم رسیده است ، ازســوی دیگرنیروی هوایی آمریکا درصدد است هفت پایگاه دررابطه با دریافت اطلاعات از هواپیماهای آواکس را به پادشاهی عربستان بفروشند …

بموجب گــزارش نیویورک تایمز ، فروش این هواپیماها بــاحتمال قوی مورد تایید اســراییل و سنـاتورهای آمریکا قرارخواهد گرفت باین شرط که پادشاهی عــــربستان متعهد شد از این هـــواپیماها علیه فلسطین  اشـــغالی ( اسراییل ) استفاده نکند .. (۷)

مسلح کردن رژیم عربستان آنهم بشرط آنکه تسلیحات خود را برعــلیه اســراییل بکار نبرد ، هیچ معنایی جز معــارضه با حضور زنده وفعــال ایران در منطقه خلیـج فـارس ندارد . رژیم عربستان وابسته به آمریکا است وبدون حمایت آمریکا حتی یکروز نیز نمیتواند برپا بماند بنابراین شیوخ جـزیره العرب برای حفظ حکومت خود مجبور از اطاعت آمریکا هستند ، ازاینروآمریکا ازعربستان بعنوان پایگاه غرب استفاده میکند .

۲- پیش ازدرهم کوبیدن ارتش ایران ، درخلیج فارس که مجرای تنفسی ایــران محسوب میشود ، ارتش ایــران قــدرت بلامـنازع بود اما پس از متلاشی شدن این ارتش اینک غــرب در صدد حضور مستقیم نظامی در خلیج فارس میباشد. آمریکا گامهای اصلی مربوط به تدارک نیروی ضربتی را ( که طرح آن مربوط بسال ۱۹۷۷ است ) برداشته است. این نیرو میتواند در مدت کوتاهی درهر نقطه خلیج فارس وارد عمل شود . برای تقویت این نیروی چند هزار نفری ، آمریکا تا سال ۱۹۸۵ حدود ۱۰ میلیارد دلار هزینه خواهد کرد .

برای عملکرد آسان این نیروها ، آمریکا پــایگاهها وبنـــادرعربستان ، بحرین وعمان نقش مهمی دارند . آمریکا از دیر باز در بحرین حــضور داشته است واستفاده از تسهیلات نظامی عربستان نیز برای نیــروهای آمریکایی عملا بدون اشکال است . درعین حال بموجب مــوافقتنامه ای که در ژوئن ۱۹۸۰ بین آمـریکا وعمــان به امضاء رسید ، عمان در قبال دریافت ۵۰ میلیون دلار تجهیزات جنگی ، بآمریکا اجازه داد تا از سه پایگاه هوایی وسه بندر دریایی آن کشور استفاده کند .

برای کامل شدن طرح اشغال نظامی خلیج فارس انگلستان نیز مسئول  فراهم ساختن زمینه های سیاسی آن شد . مارگرت تاچر، نخست وزیرانگـــلیس دراواخـر فـــروردین ۱۳۶۰ درپی اعلام طـــرح آمـــریکایی” امنیت خلیج ” از کشورهای ساحلی خلیج فارس دیدار کرد تا ضمن مذاکره با رهبران این کشورها وحدت سیاسی ، اطلاعاتی ونظامی شش کشور کــرانه جنوبی خلیج فارس یعنی : عمان ، امارات عربی متحده ، قطر ، کویت ، بحرین ، وعربستان سعودی را بسود غرب میسر سازد .

جالب است که سردمداران ” ضد آمریکایی ؟! ” رژیم استبـداد سیاه در برابر این تحولات ، رضامندانه ، زبان درکام کشیده اند وحتی از عرضه اطلاعات واخبار مربوط باین نقل وانتقالات اکراه دارند .

۳- پس از درهم شکسته شدن ارتش ایران ، تــزارهای ســرخ که برای اجرای وصیت پتــر درانتظار فرصت بودند ، بدون دغدغه خاطر بسوی افغانستان سرازیر شدند . عملیات روسها درافغانستان ازبقدرت رسیدن نور محمــد تره کی در اردیبهشت ۱۳۵۷ تا بقدرت رسیدن امین وسپس سرنگونی او بوسیله کـــارمل و سرازیر شدن نزدیک به یکــصد هــزار روسی بخاک اینکشور ، همگی متناسب با زوال تـدریجی قدرت ایـــران درمنطقه بوده است .

اینک اگر روســها بتــوانند درمرحله بعد ، از بلــوچستان آنسـوی مــرز عبورکنند ، رویای تــاریخی ” پتـــر” برای نیل به آبهای گرم جنوب به واقعیت تبدیل میشود .

درپــایان این نــوشتار تــاکید یک نکته بسیار مهم ضرور بنظر میرسد .

آمریکاییها –  همچنانکه روسها – درمنطقه بدنبال منابع طبیعی هستند .

ارزش این منطـقه ازنظر آنها مساویست با ارزش مقدار نفت ( یا دیگرمواد ) موجود درمنطقه . برای قدرتهایی نظیر آمریکا . مــوجــودیت ملتهایی نظــیر ایران ، افغانستان یا هر کشور دیگر مطرح نیست . آنها تا زمانی که دراین منطقه چیزی برای چپاول وجود داشته باشد حاضرند وپس ازآنکه ارزش اقتصادی آن تمام شد دیگردر رفتن درنگ نمیکنند .

ذکــر این مسائل بخاطر آنست که افـــراد ارتش ما در بـرابر تـــرفندهای قدرتهای غارتگر جهانی هشیار باشند وهرگز کسی تصور نکند که یک یا هر یک ازاین قدرتها برای ملتــهایی چون ما دل میسوزانند ومنـــافع خود را بخاطر ما  بخطر میاندازند .

همه قدرتهای جهانی درروابط بین المللی تنها مصالح ومنافع اقتصادی خود را درنظر میگیرند . ارتباطات آنها براساس قربانی کردن مصــالح ملتــها بسود خــویش است .  روسها افغـــانستان را اشــغال میکــنند وآمـــریکاییها خلـــیج فارس را وهردو برای تحمــیق مردم ســاده لوح ، دررادیوها ومطبوعات خویش بدیگری فحش میدهند وهریک دیگری را به تجــاوز وتوسعه طــلبی متهم میکنند ! حال آنکه هردو تیشه دردست به ریشه موجودیتهای مستقل مشغولند .

ارتش ایران نه درپنــاه این یا آن قــدرت جــهانی که تنها با اتکا به ملت ایران میتواند کارساز باشد .

ملت ما و کشور ما  دراثر دویست سال حکومت هیــاتهای فاسد وخـائن وستم استعمار ، حقــوق بسیاری را ازدست داده است بطوریکه اکــنون پس از استقـــرار حکـومت جهنمی وضد ایرانی رژیم استبداد سیاه ، کل موجودیت آن درخطر است . تحــولاتی که شرح آن دراین نــوشته رفـت .

همــگی به ضعــف و رنجوری این ملت منجر شده است . گــرگهایی که اینک دراطـــراف ما بحــالت انتـــظار نشسته اند منتظــرند تا توان ما تا مرحله سقــوط به تحلیل رود آنـوقت باید مطـمئن بود که بر سر بلعــیدن شکار با هم جنگ نخواهند کرد وبا یکدیگر کنار خواهند آمد .

برای غلبه براین سستی وضعف باید دردوجبهه قیام کرد :

–  درجبهه اجتماعی باید جرثومه های نکبت زا را چون چرک وعفونت  نــاشی از بیــماری از دل این جـامعه بیــرون ریخت وسپس ” عدالت ” بمفــهوم عمــیق وگستــرده آن که نیاز حیاتی جامعه است باید درجامعه استقرار یابد .

–  درجبهه دفـاعی باید به توانمندی ارتش ایران اهمیت بسیار داد وآثار ضعف را ازپیکرآن زدود وبه آن چنان قدرتی بخشید که بتواند بسادگی ازموجودیت وحقوق وسرزمین ملت ما دفاع کند .

ارتــش ایــران باید در خلــیج فــارس ، نیروی فــائقه ودرمنطقه بازوی پرتوان ملتهای ستم کشیده وجنبشهای ضد استعمار وآزادگی بخش ودر سراسرجهان دشمن نیرومند دشمنان بشریت باشد .

این ویژگیها در ارتشی متبلوراست که ریشه ایرانی داشته باشد،خلاصه اینکه :  

حفــظ استقــلال ایران تنها درپناه نــیرومندی ارتش مستقـل ایــران میــسر اسـت . 

پانویسها :

(۱) سقوط ۷۹ ، نــوشته پــــل اردمان ، ترجمه دکتر اوترابیان چاپ دوم ، دیماه ۱۳۵۷همچنانکه گفته شد این کتاب درحدود دوسال قبل از حدوث وقایع نوشته شده است . تــــقارن شگفت آور پیش بینی های کتاب با جنایت هولناک  متلاشی کردن ارتش در سال ۷۹ انسان را وسوسه میکند که نام کتاب را سقوط ارتش ایران درسال ۷۹ ” خواند !

(۲) آیندگان ، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۵۸ ، شماره ۳۳۵۵

(۳) دفاعیان سپهبد ربیعی در دادگاه بنقل از روزنامه اطلاعات شماره ۱۵۸۲۸ بتاریخ ۲۳/۱/۱۳۵۸

(۴) همآنجا

(۵) دفاعیات امـیر انتـظام در دادگاه بنقل از میزان شماره ۱۶۰بتــاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۰

(۶) آیندگان ، شماره ۳۲۹۵ ، پنجشنبه سوم اسفند ماه ۱۳۵۷

(۷) انقلاب اسلامی ، شماره ۵۱۶ ، بتاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۶۰ 

آخرین سخن

  درحالی که آخرین مراحل کار نشر این نوشته رو به پایان بود ، شنیده میشود که زعــمای رژیم استبداد سیاه در صــددند تا پس از پایان جنگ تحمیلی ، مراحل نهایی طرح ننگین انهدام ارتش را بمورد اجرا بگذارند وکادرهای آنرا در سطح وسیعی تصفیه نمایند .

این کتاب مـــراحل گـــونــاگــون این تــوطئه را نشان داده است واینــک خوانندگان ما دست بسیاری از گــردانندگان رژیم حاکم را در اجرای این طرح شوم وضد ایرانی آلوده می بینند . بیگمان اگراین شنیده ها درست باشد وباردیگر عمال فرومایه درصدد نابودی مانده ارتش ایـران پس از اینهمه قــهرمانــیها دربرابرتجاوز ارتش مــزدورعراق ، باشد .  ضـربه ضربه هولناک دیگری برموجودیت ملت ایران وارد میشود . ما به همه عـــاشقان این مرز و بوم و به همه کسانیکه از صمــیم قــلب خـــواهان ماندگاری سرافرازانه این ملتند ، هشدار میدهیم –  انهـــدام ارتش ایران تـــوطئه ای صد در صد ضد ایرانی وخواست مشــترک دشمنان ملت ما است حیـــات ملت ما در این منــطقه پـرآشوب .  که هر لــحظه عنــاصر وعوامل شکل دهنده آن در تغییر است تنها به کمک ارتشی نیـــرومند ، دلاور و مستقــل امکــان پـذیر است . هراقـدامی که درجهت تضـعیف و ونــابودی این ارتش صورت پذیرد ، زنــدگی مــلی ایران را دستخوش حوادث تلخ واراده قدرتهای ستمگر ومتجاوز جهانی میکند .

 بخش نخست

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Entry Filed under: Uncategorized. .



۱ دیدگاه Add your own

  • 1.    ایران نهاد  |  مهر ۳ام, ۱۳۸۷ at ۵:۵۶ ب.ظ

    با درود فراوان و امید موفقیتپاینده ایران

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی