نامه ابوالفضل عابدینى خبرنگار مستقل خطاب به جامعه مطبوعاتى

فروردین ۵, ۱۳۸۷

به نام خداوند جان وخرد

نامه ابوالفضل عابدینى خبرنگار مستقل خطاب به جامعه
مطبوعاتى کشور به ویژه استان خوزستان

 
  ابوالفضل عابدینى ام پیرو مکتب وفرهنگستانى که اندیشمند بزرگ آن شاد روان دکتر محمدرضا عاملى تهرانى در یکى از سروده هاى خود مى گوید :
… کجا نان آرمان بود ….
طى چند سال گذشته در جایى به نام جامعه مطبوعاتى استان خوزستان فعالیت مى کردم . وخوشبختانه هرگز آلوده برخى از بازى ها در این جامعه نگشتم وازفرصت هاى فراوانى که دراین مدت با آن بسیار مواجه شدم سوءاستفاده نکردم .
همکارانم به خوبى مى دانند که چقدر صادقانه ، شرافتمندانه و وفادار به آرمان هاى ملى درجامعه مطبوعاتى استان فعالیت کردم . اما افسوس که برخى دوستان مطبوعاتى من از رسالت خویش دور افتاده اند
گرچه خبرنگارانى شریف ، متعهدو ایران دوست که به مصالح مردم مى اندیشند در جامعه مطبوعاتى ایران و بویژه خوزستان فراوانند.
در خبر ها همگى شنیدید ابوالفضل عابدینى خبرنگار خوزستانى توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد. همین یک جمله کافى بود تاماهیت عده اى که خودرا به اصطلاح روشنفکران خوزستان مى دانندآشکار گردد.زمانى که درسلولهاى انفرادى بودم ،بسیارى از مطبوعات خوزستان وچند روزنامه سراسرى برخلاف همه مدارک وشواهد و خلاف اصول شرافتمندانه و بدوراز وجدان واخلاق حرفه اى ژورنالیستى عمل نمودند ، آنچنان که سردبیر گرامى من در نشریه بهار سبز با رسانه ها مصاحبه اى مى کند و منکر خبرنگار بودنم مى شود . برخى سردبیران و مدیر مسئولان نشریات استان نیز آنچان اخبار دستگیرى مرا منعکس کردندو آنگونه برایم جو سازى کرده ،که هر کس مرا نمى شناخت با خود چنین مى پنداشت که ابوالفضل عابدینى بدون تردید یک تروریست است .
عجیب است رییس خانه مطبوعات استان در مصاحبه ى خود با ایرنا گفته بود: (( ابوالفضل عابدینى پرونده اى درآن نهاد مبنى برعضویت درخانه مطبوعات ندارد)) .و همین گفته ایشان کافى بود تا مستندى شود براى رسانه هادر تایید خبر نگارنبودن من.در مراجعه به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامى خوزستان متوجه شدم که این انجمن بعد از گذشت چندین سال هنوز به ثبت قانونى نرسیده و شماره ثبت ندارد.و باید از هیات مدیره این تشکل صنفى پرسید در این مدت مشغول چه کارى بودند که موفق به تایید اساسنامه و اخذ مجوز خانه مطبوعات استان خوزستان نشدند.
گر چه نیازى به اثبات عضویتم در خانه مطبوعات ندارم اما باید بدانید در سال ۸۲ با سابقه فعالیت ۳ ساله مطبوعاتى عضو این تشکل صنفى شدم و در مجمع عمومى آن شرکت نیز کردم . کارت عضویت خانه مطبوعات براى من صادرشده بود این موضوع را برخى مدیران وقت خانه مطبوعات نیز تایید مى کنند .
حال از رئیس خانه در شرف تاسیس مطبوعات خوزستان پرسش هایى دارم :
نخست: آیا از دید شما و رسانه هاى داخلى ، ملاک تشخیص  خبر نگار بودن یک فرد ،عضویت در خانه مطبوعات است؟اگر چنین است پس بهتر است اساسنامه تشکل هاى صنفى را با فرصت بیشترى مطالعه کنید.چرا که اصولا عضویت دراین انجمن ها اختیارى مى باشد و خانه مطبوعات هم ازاین قاعده پیروى مى کند. هرگز کسى نمى تواند بگوید: فردى که درانجمن هاى صنفى ژورنالیستى عضویت ندارد خبر نگار نیست .
دوم: چگونه حضرت عالى به فردى که عضو خانه مطبوعات نبوده ، با هزینه بیت المال و یا بودجه خانه مطبوعات در روز خبر نگار سکه طلا هدیه مى دهید؟ که براى من چنین کردید.
مگر شما شیعه نیستید ،وحکایت آهن گداخته در دست عقیل را فراموش کردیدکه اینگونه به حراج سکه هاى طلا به افرادى که نام آنها در لیست اعضاء خانه مطبوعات نبوده پرداختید !؟
بگذارید هم به شما و هم به سایر مدیران مطبوعاتى استان یادآورشوم ، در همان مراسمى که براى تجلیل ازخبرنگاران خوزستانى برگزار شد،خانه مطبوعات وجامعه مطبوعاتى استان در حالى که مى دانست از سوى استاندار خوزستان بخشنامه اى صادر شده و خبرنگاران را از حضور در جلسات استاندارى منع نمود، سکوت پیشه کرد واین من بودم که باعث شدم تا اعتراض خبرنگاران به گوش استاندار خوزستان برسد. و باز هم یاد آورى کنم این من بودم که در جلسات شوراى شهراهواز در خصوص وضعیت خبرنگاران و عدم پذیرش پیشنهاد یکى ازاعضاى شوراى شهر در خصوص اعطاى بودجه فرهنگى ۳۰۰ میلیون تومانى به خبرنگاران ، مطبوعات خوزستان و سازمان هاى مردم نهاد (NGO ) و واگذارى آن به برخى نهاد هاى دیگراعتراض کردم.
سوم: آیا مى توانید بگویید دراساسنامه خانه مطبوعات استان خوزستان، مجمع عمومى و انتخابات اعضاى هیات مدیره این خانه هرچند سال یکبار برگزار مى شود و هیات مدیره براى مدت چند سال از سوى اعضاء انتخاب مى شوند .باز این پرسش را دارم آیا زمانى که شما به عنوان رئیس خانه مطبوعات استان در مورد من مصاحبه کردید.آیا به لحاظ اساسنامه یک عضو عادى قلمداد مى شدید یا همچنان رئیس خانه مطبوعات بودید؟
با توجه به برگزارى مجمع عمومى خانه مطبوعات خوزستان درمهرماه سال ۸۴ ، طبق اساسنامه ،شما و سایر اعضاى هیات مدیره تا مهرماه سال ۸۶ قانونا از مدیران خانه مطبوعات محسوب مى شدید . بهتراست یادآورى کنم مصاحبه شما درآذرماه با ایرنایعنى بعد از آن تاریخ مقرر در اساسنامه با عنوان رییس خانه مطبوعات خوزستان انجام شد .آیا این یک تخلف آیین نامه اى نیست.؟
نکته جالب دیگرى که بیان عنوان شد در زمانى که در زندان باز داشت بودم مطالب غیر منصفانه سردبیر نشریه ى بهار سبز در همان گزارش خبرگزارى ایرنا بود. که خبرنگار بودن مرامنکرشد . و وقتى با واکنش و ارایه ى مدارک غیر قابل انکار دوستان و همفکرانم مواجه مى شود بار دیگر بیان مى کند که عابدینى ازابتداى فروردین سال ۸۶ تا آبان ماه با نشریه بهار سبز بصورت پاره وقت در امور آگهى ها همکارى مى کرد وى همچنین گفته بود در این ۵ ماهه فعالیت عابدینى با ما ایشان فقط یک بازاریاب بوده و اینکه از او با نام دبیر سرویس اقتصادى در نشریه نام برده شد ، منظور همان ویزیتور بود ه است نه خبرنگار .
 
این بار پرسش هایم را از سردبیر هفته نامه بهار سبز مى پرسم :
 
نخست : زمان آغاز همکارى من با نشریه بهار سبز ازآبانماه ۸۵ بود نه فروردین ۸۶ .ولى حتا اگر ملاک ، گفته شما باشد آیا از تاریخ فروردین ماه تا آبان ماه مى شود ۵ ماه؟!
دوم: شما مى گویید منظورتان از دبیر سرویس اقتصادى همان بازار یاب است . با این تعبیر شما ، حتماً فردى که بر سرچهار راه ها مى ایستد و فریاد مى زند:”روزنامه ، فوق العاده” در نشریه حضرتعالى حکم دبیر سرویس اجتماعى را دارد.
جناب سردبیر مى توانم بپرسم نشریه اى با دارا بودن این گونه سرویس ها و توجیه علمى و حرفه اى شما(!) در خصوص وظیفه دبیر سرویس اقتصادى وظیفه واقعى خودتان در آن نشریه بر اساس همان تعریف حرفه اى تان چه بود ؟
جناب سردبیر بهتر است نگاهى به آرشیو نشریه بهار سبز بیاندازى تا عکس ها و گزارشات مرا ببینى وبد نیست بدانى گزارش مافیاى شکرکه در نشریه اى که حضرتعالى مسوولیت سردبیرى آنرا به عهده دارید،بصورت تیتراول نشریه به چاپ رسید،که یکى از موضوعات مطرح شده در پرونده ام بود ؟
البته به شما حق مى دهم چون آنقدر مشغله کارى (!) داشتى و سرگرم مسایلى بودى، که متوجه نشدى بازاریاب نشریه ات (البته طبق گفته هاى شما!) هم مى تواند بنویسد، هم مى تواند عکس بگیرد،وهم یک خبر نگارى با ارتباطات جهانى باشد .
یاد روزى افتادم که مرا از زندان براى محاکمه به دادگاه انقلاب بردند. شخص مجرمى محکوم به تحمل ۷۴ ضربه شلاق همراهم بود. هنگام اجراى حکم، فردى که حکم را اجرا مى کرد خطاب به یکى از همکارانش گفت هر ضربه اش ثواب اخروى دارد و رحمت الهى نصیب انسان مى شود .موقع ضربات پایانى ،سربازى که در آنجا حضور داشت،تازیانه را گرفت و گفت : بد نیست ما هم از این رحمت الهى بهره اى ببریم .
آرى . مدیر مسئول یکى از روزنامه هاى استان هم بیکار ننشست و چون نخواست از این قافله عقب  بیافتد، دست به قلم مى شود ، نامه اى به خبر گزارى ها مى نویسد وسابقه فعالیت من در نشریه اش را تکذیب مى کند. چه زود مدیر مسئول این نشریه مزد زحمات ما را داد . ایشان از خاطرش رفته بود چه کسى در کنار سردبیر پر تلاشش تمام سعى خود را به کار بست تا هفته نامه اش روزنامه شد.همان فردى که نشریه اش جایى براى مصاحبه با افرادى قوم گرا وتریبونى براى بیان افکار ى گشت که قصد تخریب و وتوهین به فرهنگ ملى ایرانیان را داشته و دارند از یاد بردکه به اصرار چه کسانى و کدام نهاد مرا از نشریه اش اخراج کرد.
و اما شما جناب سرپرست خبر گزارى ایرنا .آفرین به شما. حرکت شما دست مریزاد دارد .آنجا که به مصلحت است خبر ویژه مخابره مى کنید ومى گویید: ابوالفضل عابدینى نصر در استان خوزستان فعالیت مطبوعاتى داردو خبرنگار بهار سبزاست. و آنجا که باز هم مصلحت حکم کند جنجال به پا مى کنید و گزارشات خود را طورى تنظیم مى کنید که خبر نگار بودن من به زیر سوال رود.
گویا شما و خبرگزارى ایرنا نیز دچارفراموشى و به قول پزشکان الزایمر مزمن شدید .از یاد برده اید فروردین ماه امسال ( ۸۶ )که برخى از رسانه ها خبر دستگیرى مرا پخش کردند، خبر نگار آن خبرگزارى در یک روز بیش از چندین باربا من تماس گرفته تابپذیرفتم با خبرگزارى شمامصاحبه کنم ومتاسفانه در گزارشى که منعکس کردید، هرگز به بیان مطالب من نپرداختید، وفقط حضور من در دفترشما برایتان مهم بود .متاسفانه بعد از آن هم به اعتراض من توجهى نشد.
شما هم به آرشیو خبرهایتان نگاهى بیاندازید .تا ببیند که در آن گزارش مرا خبر نگار چه رسانه اى معرفى کردید؟
جاى تعجب فراوان داردکه خبر گزارى ایرنا در فروردین ماه گزارشى در خصوص من منتشرمى کندو در آن مرا خبر نگارنشریه بهار سبز معرفى کرده واشاره به سوابق مطبوعاتى من در سایر مطبوعات خوزستان مى کند .ولى در آذرماه گزارش کاملاً متضاد با آن به گونه اى تنظیم و منتشر مى شود و تلاش مى نماید تا مرا فردى غیر مطبوعاتى معرفى کند !
تمامى مدارک و شواهد به خوبى و با صراحت کامل گویاى کتمان حقیقت از سوى دوستان مطبوعاتى ام مى باشد . در استانى که این همه از سوى عناصر تجزیه طلب قوم گرا ،گروهاى پان عربیسم و بیگانگان ودشمنان این آب وخاک و ملت ایران مورد هجوم و حمله قرار مى گیرد، و در جامعه اى که کمبودها و کاستى هاى فراوان دارد و مطبوعات مى توانند نقشى اساسى و سازنده ایفا کنند، بسیارى از مطبوعات ما ابزارى شدند براى سر پوش نهادن ضعف برخى از مدیران ناکارآمدوحتا دامن زدن به مسایل قومى وضد یت با هویت ملى ملت ایران آنهم در سالى که از آن به عنوان سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى یاد مى شود!
یک شبه مدیرى که فاقد هرگونه صلاحیت مدیریتى باشد با دادن چند آگهى مى شود مدیر نمونه استانى وحتا کشورى . دراین فضاى مطبوعاتى گاه شاهد آن بودیم که سردبیرویا خبرنگارى به دلیل حمایت ازیک مدیرکل، از معاونین، مسئول روابط عمومى ویا کارمند سازمان وى مى شود. مخالف پیشرفت وترقى افراد جامعه نیستم، ولى آیا ملاک این گونه انتصابات براساس اصل شایسته سالارى است ویا براى رقم خوردن معادلاتى است که در آن فقط به منافع شخصى ، جناحى ویا … مد نظر قرار مى گیرد و از مصالح ملت شریف ورنج دیده ایران خبرى نیست!؟
براستى آیا مى دانید چه رسالتى را بر عهده دارید وچه وظیفه سنگینى بر دوش شما نهاده شده است ؟آیا مى دانید تریبون در اختیار شما گذارده شد تا به بررسى دردو رنج این مردم بپردازید؟ تا خواسته ها ونیاز هاى این ملت را بشنوید و آنها را منعکس سازید ؟
دوستان و همکاران جامعه مطبوعاتى ، براستى کدامیک از شما به شناسایى ریشه هاو عوامل معضلات و آسیب هاى جامعه ایرانى پرداخته وکدامیک از شما درخصوص مسایل حساسى چون حقوق تاریخى ملت ایران دردریاى مازندران ( که وسعتى به اندازه کشور افغانستان دارد)، اروند رود که هنوز شهیدان ما بر بستر آن آرمیده اند، ادعاهاى واهى بیگانگان دررابطه با جزیره هاى ایرانى وحتا نام خلیج فارس، به مردم ومسوولان کشوربا توجه به منافع ملى و حقوق تاریخى ملت ایران در خصوص مذاکراتشان با کشورهاى دیگر هشدار داده اید ؟
براستى کدامیک از شما مى تواند بگوید که در قبال جامعه زحمتکش ، رنج کشیده و بى پناه کارگرى ایران و این همه کاستى هاى موجود،نقش و وظیفه مطبوعات چیست ؟
کدامیک از شما عزیزان مطبوعاتى مى داند که چند درصد از مردم ایران زیر خط فقر هستند؟ چرا این همه معتاد داریم؟ چرا برخى از جوانان متاسفانه دین گریز شدند؟ دلایل افزایش طلاق چیست؟ و هزاران چراى دیگرکه به خوبى مى دانم شما همه ى پاسخ ها را دارید. اما…
اما نمى خواهید بیان کنید!چون براى برخى از شما نان آرمان است ونمى خواهیددراین آشفته بازار،آگهى هاى میلیونى را ازدست بدهید وخود را درگیر سازمانها و ارگان هاى دولتى نمى کنیدو با یک رپرتاژوچند کادر آگهى تمام رسالت و وظیفه تان را در مقابل ملت خود فراموش مى کنید و در برابر هر آنچه که مى بینید سکوت اختیار کرده و گاه هم عکس موضوع را بیان مى فرمایید .
سد افسوس به این جامعه مطبوعاتى.سد افسوس…
در پایان با ید عرض کنم این نامه را نه براى دفاع از خویش بلکه براى گوشزد کردن وظیفه و رسالتى که بعنوان افراد وقایع نگار در قبال جامعه بر عهده دارید، نوشتم . وبگویم که تاریخ در مورد همه ما به قضاوت مى نشیند.اگرقضاوت تاریخ و نسل آینده برایتان مهم است حرمت قلم هایتان را نگه دارید وهمیشه همگام با ملت خود باشید چرا که هر قدرتى در برابر خواست و اراده ملت محکوم به تسلیم است و خورشید حقیقت هیچ گاه براى همیشه زیر ابر پنهان نخواهد ماند.
 
 
 
پاینده ایران
ابوالفضل عابدینى نصر
خبر نگار مستقل
بیست و هفتم اسفند ماه ۱۳۸۶
هفدهم مارس ۲۰۰۸ میلادى
 
رونوشت :
– وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى
– استاندارى استان خوزستان
– اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامى استان خوزستان
– انجمن گزارشگران بدون مرز
– انجمن صنفى روزنامه نگاران ایران
– مطبوعات کشورى و محلى  و خبر گزارى ها  وسایت های  اینترنتی
– روابط عمومى هاى سازمان ها و ارگان هاى دولتى و غیر دولتى
 
پیوند این نامه در ایران پرس نیوز
 
                                         بخش ابوالفضل عابدینی در این تارنما
 

Entry Filed under: Uncategorized. .



No Comments yet Add your own

  • 1.    آریو برززن  |  فروردین ۶ام, ۱۳۸۷ at ۱:۴۳ ق.ظ

    با دورود ابوالفضل جان شجاعت صداقت و نیک کرداری تو درسی خواهد بود برای تمام روزنامه نگاران شجاع ایران زمینپاینده ایران

  • 2.    نوبد  |  فروردین ۶ام, ۱۳۸۷ at ۲:۲۶ ب.ظ

    به امید اینکه همه ی یاران در بند از زندان های مخوف رژیم رهایی یابند.—————————————————————————————–با درود.وبلاگ ایران سرزمینم با مطلب ناسازگاری اصول دموکراسی با رژیم ضد بشری آخوندی بروز است.منتظر نظر خوبتان هستم.

  • 3.    آمستریس  |  فروردین ۶ام, ۱۳۸۷ at ۲:۵۷ ب.ظ

    درود بر ایرانی پاک سرشتوبلاگتون رو لینک کردم امیدوارم شما هم وبلاگ منو لینک کنید. مطالب جالبی دارید. دوباره سر میزنم. به امید ایران آزاد و رها بدون آخوندهای عرب.پاینده میهنم ایران

  • 4.    مسعود  |  فروردین ۷ام, ۱۳۸۷ at ۷:۰۸ ب.ظ

    هر وبلاگی که پرچم شیر و خورشید ایران رو داره من باهاش حال میکنم.

  • 5.    آمستریس  |  فروردین ۸ام, ۱۳۸۷ at ۵:۱۱ ب.ظ

    درود ایرانیممنون که به وبلاگم سر زدید و وبلاگم رو لینک کردید. نام وبلاگ شمارو تصحیح کردم .با سپاس آمستریسپاینده میهنم ایران

  • 6.    علی  |  فروردین ۹ام, ۱۳۸۷ at ۱:۰۵ ب.ظ

    سرزمینهای عربی ازجانب شمال تاکوههای زاگرس کشیده شده اند کلا هرملت دریک اقلیم بهم پیوسته ازنظرجغرافیایی زندگی میکند مثل لرها وبختیاریها وکردها که ساکنین کوههای زاگرس هستند اگه توجه کنید ساکنین مرکزفلات ایران هم همزبانند مثل اصفهانیها یزدیها کرمانیها شیرازیها که فارس هستند یاساکنین کوههای البرز هم همگی همزبان وهمنژاد هستند مازندرانیها وگیلانیها هم دریک اقلیم بهم پیوسته زنگی میکنند همزبانند .جنوب کوههای زاگرس هم قاعدتا همه بایدعرب باشند حالا چطور یدفعه دراهوازفارس پیداشده واقعا که غیرطبیعیه

  • 7.    علی  |  فروردین ۹ام, ۱۳۸۷ at ۱:۱۱ ب.ظ

    نگید تاریخ میگه فلان جایه زمانی مال ایران بوده پس بایدفارس باشه همین الان مناطقی مال ایران هست ولی فارس نیست . تازه تاریخ قابل اعتمادنیست چون نوشتاریه راحت میشه به ان اضافه یاازان کم کرد ولی چیزی که من گفتم کاملا مستند وبامنطق سازگاری دارد.بله هرملت دریک سرزمین بهم پیوسته ازنظرجغرافیایی زندگی میکند تازه لباس وپوشاکش هم متناسب بامحیطش است مثلا لباس بختیاریها ولرها متناسب بامحیط سردسیر وکوهستانیه ولباس سایرملتها هم بامحیطشون متناسبه

  • 8.    شاپور  |  فروردین ۹ام, ۱۳۸۷ at ۴:۱۳ ب.ظ

    پاینده ایرانبه امید آزادی ایرانیان از حکومت ننگین جمهوری اسلامی

  • 9.    کاوه اهوازی  |  فروردین ۹ام, ۱۳۸۷ at ۶:۰۵ ب.ظ

    پاینده ایرانبا”دیدگاه عربهای خوزستان در مورد نوروز”به روزم.پاینده ایران

  • 10.    میهن پرستان کرد  |  فروردین ۱۰ام, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۷ ب.ظ

    درود بر شماپایگاه میهن پرستان کرد پان ایرانیست شروع به فعالیت کرد.پاینده ایران

  • 11.    TONYUKUK  |  فروردین ۱۴ام, ۱۳۸۷ at ۴:۴۷ ب.ظ

    ویدیو جوابیه بوزقورتهای تورکیه به تشکیلات بوزقورت تبریزhttp://www.youtube.com/watch?v=E9et8SOq59I http://www.youtube.com/watch?v=PATF6GYCUIIتشکیلات بوزقورد تبریز در استادیوم تبریزhttp://www.youtube.com/watch?v=6RrQqD2JNX8قبولی پرچم ملی آذربایجان جنوبی و مملکت آذربایجان جنوبی تورک در سازمان ملل متحدhttp://unpo.org/member_profile.php?id=79ایجاد تلوزیون اینترنتی برای حرکت ملی تورکهای ایران توسط تورکیهwww.tebriztube.comایجاد زبان مشترک کشورهای تورک زبان http://www.tebriztube.com/medyaizle.php?haber_id=11637ایجاد پارلمان مشترک کشورهای تورک زبان (ایالات متحده تورک)http://www.youtube.com/watch?v=h4kjZuMVl4sقهرمان ملی آذربایجان جنوبی پروفسور دکتـر چهــرگانی قهرمان ملی برای دنیای تورک لقب گرفت(ایالات متحده تورکــ)http://www.youtube.com/watch?v=a2UjlmjaTT8تلاش رهبر ملی تورک چهرگانی برای شناساندن قتل عام تورکهای آذربایجان جنوبی ۱۹۴۶ توسط فارسهای تروریست و وحشی (۳۰۰) در پارلمان تورکیه آذربایجان و اتحادیه اروپاhttp://www.youtube.com/watch?v=n70C2YT3hmgسوگند بوزقوردهای تورکیه در حمایت از تورکهای آذربایجان جنوبیhttp://www.tebriztube.com/medyaizle.php?haber_id=11579راهپیمایی بوزقوردهای تورکیه در حمایت از حرکت ملی آذربایجان جنوبیhttp://www.tebriztube.com/medyaizle.php?haber_id=11530http://www.tebriztube.com/medyaizle.php?haber_id=11789حرکت آراز در تورکیه و حمایت از پرفسور چهرگانیhttp://www.youtube.com/watch?v=XFFA276be-Iفیلمهای قلعه بابک در دست بوزقوردهای تورکیه http://www.youtube.com/watch?v=aVN19hqsFKEپرچم برافراشته شده در قلعه بابک آذربایجان جنوبی بعنوان پرچم ایالات متحده تورک http://www.youtube.com/watch?v=MgJSEoIiYhc

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تازه ها :

پیوندها

بایگانی