نوشته:فرهاد باغبانی
در این چند روز که گذشت خبر حمله قریب الوقوع ارتش اسراییل در رسانه های خارجی وداخلی بازتاب گسترده ای داشته است. پس از آن که نتانیاهو نخست وزیر دست راستی و افراطی اسراییل هشدار داد که تا پیش ازفرارسیدن زمستان باید به ایران حمله کرد،سپس روزنامه گاردین خبر از آماده شدن نیروهای انگلیسی برای حمله به ایران را تیتر زد… اینبار ایهود باراک وزیر دفاع ظاهرا صلح طلب تر و دست چپی اسراییل نیز با ایراد سخنانی به شدت تندتر ازدست راستی ها حمله به تاسیسات اتمی ایران را تایید کرد. خبرها نشان دهند جنگ تازه ای در منطقه می باشد حول محور ایران مظلوم.
در این راستا ذکر مواردی چند مهم وضروری به نظر می رسد:
(ادامه…)
Tagged: حمله به ايران, صيانت از ايران, فزهاد باغباني آبان ۲۳, ۱۳۹۰
عصر روز گذشته هفدهم آبانماه چند تن از ماموران اداره اطلاعات خوزستان با مراجعه به منزل سامان آریامن از اعضای حزب پان ایرانیست در اهواز وی را بازداشت کرده و با خود بردند.
ماموران اطلاعاتی با نشان دادن حکم دادستان دادگاه انقلاب اهواز اقدام به بازرسی منزل این دانشجو کرده و تعدای از وسایل و کتابهای وی را با خود برده و ماشین شخصی وی را نیز توقیف کردند. همچنین گوشی موبایل و لب تاب نام میلاددهقان نیز در این بازداشت توسط ماموران ضبط شده است.
سرور سامان آریامن دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اهواز است که چند سال پیش به دلیل چاپ نشریه ای زیراکسی در زمینه ناسیونالیسم توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت و تهدید شده بود که از ادامه فعالیتها سیاسی جلوگیری کند.
چندی پیش نیز به دلیل بحثهای سیاسی در به حراست دانشگاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.
پاینده ایران
واکنش مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نسبت به بازداشت سامان آریامن
****
خبر در تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
رهانا خانه حقوق بشر ایران
Tagged: دانشجوي رشته علوم سياسي, دانشگاه آزاد اهواز, سامان آريامن, پان ايرانيست خوزستان آبان ۱۹, ۱۳۹۰
صبح امروز یکشنبه ۱۳شهریور ماه۱۳۹۰ شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز، سرور فرهاد باغبانی از اعضای حزب پان ایرانیست تشکیلات خوزستان را به جرم عضویت در حزب پانایرانیست به یکسال زندان محکوم گردید. حکم یک سال زندان به مدت دو سال تعلیق خواهد شد. قاضی دادگاه برای اتهام تبلیغ علیه نظام نیز حکم تبرئه صادر کرد.
سرور باغبانی در تاریخ ششم اسفندماه سال ۱۳۸۸ به همراه سرور مهندس رضا کرمانی پیشکسوت حزب پانایرانیست و سرور دکتر سلیمانی که برای چهلم سرور میرانی مسوول تشکیلات خوزستان به اهواز سفر کرده بودند، همراه با مهدی نور یکی از یاران خوزستانی توسط ماموران امنیتی در فرودگاه اهواز دستگیر شد. سرور باغبانی همراه با مهندس کرمانی به مدت یکهفته در بازداشتگاه اطلاعات و امنیت نیروی انتظامی بسر برد و سپس به قید وثیقه ۲۰۰میلیون ریالی آزاد شد.در مدت یک سال و نیم گذشته چندین جلسه بازپرسی برای این دو مبارز میهن پرست برگزار شد که نهایتا امروز به صدور رای برای سرور باغبانی انجامید اما پرونده مهندس کرمانی همچنان در حال بررسی است.
این در حالی است که مهندس کرمانی دو پرونده دیگر در شهرهای شاهین شهر و کرج دارد که برای پرونده بازداشت در کرج نیز به یکسال زندان محکوم شد و هفته پیش ماموران امنیتی برای سپری کردن زندان ایشان را به زندان قزل حصار منتقل کردند.
سرور مهندس رضا کرمانی با ۷۸ سال، هم اکنون مسنترین زندانی سیاسی کشور میباشد، سابقه دوبار سکته مغزی و بیماری سرطان را دارد و نگرانی پیرامون بازداشت وی با چنین وضعیتی در زندان وجود دارد.
در همین باره نگاه کنید:
بازداشت چهار عضو حزب پان ایرانیست در فرودگاه اهواز سازمان جوانان پان ایرانیست ۷ اسفند ۱۳۸۸
بازداشت چهار عضو حزب پان ایرانیست در فرودگاه اهواز تارنمای پان ایرانیست خوزستان
انتقال اعضای بازداشت شده حزب پان ایرانیست به زندان کارون ۸ اسفند ۱۳۸۸
بیانیه سازمان جوانان حزب پانایرانیست پیرامون بازداشت مهندس رضا کرمانی ۸اسفند۱۳۸۸
هرانا؛ احضار فرهاد باغبانی، از روزنامه نگاران خوزستانی ۸ تیر ۱۳۸۹
برگزاری دادگاه دو تن از فعالین حزب پان ایرانیست در اهواز ۱۵ فروردین۱۳۹۰
بازداشت دسته جمعی پان ایرانیستها در خوزستان ۳ تیرماه۱۳۹۰
حجت کلاشی، فرهاد باغبانی و میلاد دهقان همچنان در بازداشت ۳ تیرماه۱۳۹۰
Tagged: دادگاه انقلاب اهواز, زندانیان حزب پان ایرانیست, سرور مهندس رضا کرمانی, عضویت در حزب پان ایرانیست, فرهاد باغبانی, پان ايرانيست خوزستان شهریور ۱۳, ۱۳۹۰

به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
بامداد روز شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۰، مامورین امنیتی با مراجعه به منزل مهندس رضا کرمانی در شهرستان کرج، ایشان را بازداشت و به زندان قزل حصار منتقل نموده اند. این بازداشت در پی صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای ایشان، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی صورت گرفته است.
صدور این حکم و بازداشت متعاقب آن در حالی صورت می گیرد که مهندس کرمانی ۷۸ ساله در ماههای اخیر چندین بار و به بهانههای واهی در شهرهای کرج، اصفهان و اهواز بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بودند.
اگرچه مهندس رضا کرمانی، به عنوان یکی از رهبران و مسوولین ارشد حزب پان ایرانیست، در طول ۶۰ سال گذشته به این گونه برخوردها، بیمهریها و قدرناشناسیها عادت داشته و هرگز در برابر ظلم و ستم گذشته و امروز سرخم نکرده است، اما اتهام (اقدام علیه امنیت ملی) به فردی که در طول شصت و چند سال گذشته فقط و فقط به ایران و منافع ملت بزرگ ایران اندیشیده و جز به راه سربلندی و اقتدار ملت ایران نبوده است، دردآور و گزاف به نظر می رسد.
صدور این حکم عجیب و سوال برانگیز بر علیه مهندس کرمانی، نشان دهندهی مشی غیرمنطقی، افراطی و ضد ملی برخی جریانات در دستگاه های امنیتی و قضایی کشور است که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در بیانیههای پیشین نسبت به آن، هشدار داده بود.
جریانات مورد اشاره در حاکمیت، حتی اگر مفهوم عمیق و گسترده امنیت ملی را صرفا به امنیت نظام حاکم تنزل داده باشند، باید پاسخگو باشند که حضور مهندس کرمانی کهنسال چگونه پایههای امنیت نظام را به مخاطره میاندازد؟
امروز میهنپرستانی چون مهندس کرمانی و شاگردان ایشان از جمله ابوالفضل عابدینی و شاهین زینعلی در حالی در زندانهای حاکمیت حضور دارند که جامعه ی ایران جولانگاه اندیشه ها و جریانات ضد ایرانی و بیگانه گرا گردیده و خطراتی عظیم موجودیت سرزمین و ملت ایران را تهدید می کند.
حزب پان ایرانیست و سازمان جوانان حزب ضمن محکوم کردن این اعمال ضد منافع ملی، اعلام میدارد که اسارت و به بند کشیدن ذخایر ارزشمند ملت ایران، از جمله مهندس رضا کرمانی و شاگردان ایشان، مصداق بارز «اقدام علیه امنیت ملی» می باشد .
شاگردان مهندس کرمانی در حزب پان ایرانیست و سازمان جوانان، که چونان گذشته گسترش اندیشههای ایرانپرستانه و آرمانخواهانهی نهضت پان ایرانیسم را فرا روی خود داشتهاند، تا زمان آزادی ایشان از زندان، از طریق اطلاعرسانی، انتشار مقالات و پخش سخنرانیهای مهندس کرمانی، در تبلیغ اندیشههای استاد و پیشکسوت گرانقدر نهضت پان ایرانیسم خواهند کوشید.
بدیهی است در این راه، نقش پان ایرانیست های خارج از کشور در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی درباره ظلم و ستمی که به پان ایرانیستها و به ویژه زندانیان مظلوم پان ایرانیست میرود، حائز اهمیت خواهد بود؛ به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران .
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
یکشنبه ۶ شهریور ماه ۱۳۹۰ خورشیدی
Tagged: بازداشت, بيانيه, زندان, سازمان جوانان حزب پان ايرانيست, سرور مهندس رضا کرمانی, قزل حصار شهریور ۶, ۱۳۹۰
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
دریاچه ارومیه با نام دیرین چیچَست، با بنمایههای روایت تاریخی کهن ملی ایران زمین آمیختگی رازآلوده ای دارد. در سایه روشنهای این آمیختگی حکایت دو پادشاه پر رمز و راز با آرایه ای از سمبلهای هویتی – ارزشی و آرمانی دیده می شوند.
در آبان یَشت آمده است:
« یل کشورهای ایران و آرایندهی پادشاهی، کیخسرو در کنار دریاچهی ژرف و فراخ چیچست (ارومیه) صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند فدا ساخت و درخواست که در سراسر کشورها بزرگترین شهریار شود. بدیوان و مردمان و جادوان و پریان و کویها و کرپنهای ستمکار دست یابد.»
در گوشیَشت میخوانیم:
«کیخسرو صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند از برای ناهید فدا کرد و از او درخواست که روبروی دریاچه ژرف و فراخ چیچست افراسیابِ بزهکار ِتورانی را بکشد برای کین پدرش، سیاوش دلیر که به بیداد کشته شد و برای کین اغریرث دلیر.»
در بافت آنچه که در کنار دریاچه چیچست یا ارومیه در کتب مقدس به عنوان رخدادهای بارز تاریخی ثبت شده است دنیایی حضور دارد که سه نقش برجسته ی حوادث تاریخ ایران، کیخسرو، سیاوش و افراسیاب را به یکباره دارد.
سه نام که جدا از نام بودن، نماد و سمبل هم هستند. کیخسرو نمونهی والا و والاترین نمونهی مفهوم «شاهیآرمانی» است. عرصهی بسیاری از رویدادهای مهم زندگی او کنارهی دریاچهی ارومیه میباشد. کیخسرو نه تنها نمونهی اعلای شاهی آرمانی است بلکه چونان یک مفهومی است که می توان از آن “حکمتخسروانی” را فهمید و ایدهی او یا “او به مثابه یک ایده” حیات خود را در اندیشهی پر فروغ شیخ شهید، شهابالدین سهروردی تجدید میکند و رجعت تاریخی خود را انجام می دهد. کیخسرو در کنار این دریاچه است که از ایزد بانوی “آناهیتا” می خواهد به افراسیاب تورانی که جدا از شخصیت تاریخی در روایت مفهومی تاریخ ایران، نمادی از ظلم و پلشتی است، پیروز شود. این “پیروزی مقدس” با خون پاک و سرگذشت مظلومانه “شاهزادهی شهید” سیاوش دلیر گره خورده است.
حال ما فرزندان خوزستانی ایرانزمین با هزاران افسوس میشنویم که این دریاچهی مقدس که با بنمایههای هویتی ما ایرانیان گره خورده است از پیامد بیتدبیری مسولان امر در حال خشکیدن است! و شاید از این پس جای آن را کویری آکنده از نمک فرا بگیرد. راستی ایزدبانوی آناهیتا، آن “بی آهوی” زاینده ی “مهر” از این بیمهری ما چه سان خواهد اندیشید !؟
ما پان ایرانیستهای خوزستان ضمن اعلام مراتب نگرانی خود نسبت به وقوع این فاجعه خواهان مدیریت علمی و اصولی جهت پاسداشت این میراث ملی و تاریخی بوده و پیگیری احیای دریاچه و محاکمه و مجازات مقصرین را از حقوق مسلم و قانونی مردم سراسر ایران می دانیم .
پاینده ایران
دفتر حزب پان ایرانیست خوزستان
شنبه پنجم شهریورماه ۹۰
Tagged: بيانيه, درياچه اروميه, پاسداشت میراث ملی و تاریخی, پان ايرانيست خوزستان, چيچست شهریور ۵, ۱۳۹۰
بنا به اخبار منتشرشده در تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست امروز شنبه ۹۰/۰۶/۰۵ ماموران انتظامی با مراجعه به منزل مسکونی مهندس رضا کرمانی از پیشکسوتان حزب پانایرانیست، ایشان را بازداشت کردند.
سرور مهندس رضا کرمانی در شعبه ی یک داد گاه کرج در مورخه ی ۸۹/۱۱/۱۷ به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر نیز این حکم تایید شد.لازم به ذکر است که یک هفته تا موعدمقررقانونی اعلام شده به ایشان جهت معرفی به دایره ی اجرای احکام مهلت باقی بود.اخبار تکمیلی متعاقبا منتشر خواهد شد
اخبار تکمیلی از تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
مهندس کرمانی چند ساعت با خانواده خود تماس گرفته و از بودن خود در زندان قزل قلعه خبر داد.خبر انتقال ایشان به زندان قزل حصار در حالی منتشر می گردد که بر اساس رویه معمول ایشان می بایستی به زندان رجایی شهر منتقل شوند اما به دلایلی نا معلوم به زندان غیر سیاسی قزل حصار انتقال یافتند که خود این امر به دلیل وضعیت خاص این زندان نگرانی شدید خانواده ایشان را در بر داشته است.
مهندس رضا کرمانی به دلیل کهولت سن و مشکلات ناشی از آن در وضعیت مناسبی قرار ندارند.
خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر و تارنماهای خبری از جمله جنبش راه سبز و رادیو کوچه نیز این خبر را منتشر کردند.
شهریور ۵, ۱۳۹۰
به مناسبت سوم شهریور روزی که متفقین جنگ جهانی دوم به خاک ایران هجوم آوردند.
شهریور شوم

از شام مرگ، شوم تر وتیره گون تر است
روزی که بر وطن برسد پای اجنبی
خواهد ز ما جدائی هر پاره خاک ما
جز این نبود و نیست تقاضای اجنبی
لیک همواره ملت ایران باستان
خندد بدین توقع بیجای اجنبی
تا نشنود بگوش خود این نغمه های شوم
گیرد بدست همت خود نای اجنبی
کاری کند با اجنبی بد گهر که کرد
با نوکران خائن و رسوای اجنبی
آری که نشنود آوای شوم آن
شهریوری که بشنود آوای اجنبی
(بایندر) آن فدائی میهن که رفت
تا از وطن بریده شود پای اجنبی
سیما ز خون بآب وطن شست و جان سپرد
هرگز نگه نکرد بسیمای اجنبی
دیگر بخاک تیره گوراست جای ما
خاک وطن اگر بشود جای اجنبی
ما تن به مرگ داده و از جان گذشته ایم
مارا بدینقرار چه پروای اجنبی
آزاد ملتی که بپوشد قبای مرگ
این جامه را بریده به بلای اجنبی
دشمن گذشت و محنت دیروز ما گذشت
بنگر تو (هاله) محنت فردای اجنبی
حیدر رقابی (هاله) دوم شهریور ۱۳۳۰
برگرفته از نشریه ساسانی(ارگان حزب پان ایرانیست) شماره ۳۶
***
درباره سوم شهریور بنگرید:
Tagged: حیدر رقابی, سروده اي ازحيدررقابي(هاله) درباره سوم شهريور 1320, شهریور شوم, هاله شهریور ۲, ۱۳۹۰

آن روز حسین رونقی( بابک خرمدین) و ابوالفضل عابدینی در کتابخانه بند ۳۵۰ بودند، قدری گپ زدیم، در دفتر خاطرات حسین برایش یادگاری نوشتم، بعد تی شرتی داد و با قلم سبز بر روی آن نوشتم: ” حسین جان؛ بنده غیر نباش که خدای تو را آزاد آفرید” کمی بعد ابوالفضل با تی شرت آمد و گفت : ” این تی شرت من بود! به حسین دادم تا شما برای من بنویسید!” گفتم : ” حسین چیزی نگفت! شرمنده ام” قرار شد یکبار دیگر با نام ابوالفضل بنویسم.
یادش بخیر؛ چقدر با صفا بودند، با ۱۵ سال و ۱۱ سال حبس، خم به ابرو نمی آوردند و چون کوه استوار بودند.
برگرفته از : تارنمای شخصی دکتر مهدی خزئلی
Tagged: ابوالفضل عابدینی, بابك خرمدين, بند 350 اوين, تي شرت ابوالفضل, حسين رونقي ملكي, دكتر مهدي خزئلي مرداد ۳۱, ۱۳۹۰
جرس: مادر ابوالفضل عابدینی به “جرس” می گوید: “الان دو سال می گذرد که ابوالفضل در زندان است و در این مدت به مرخصی نیامده است. حتی عید هم نتوانست به مرخصی بیاید. خوب می دانید وثیقه خیلی سنگینی می خواهند من ندارم و سخت است. بعد هم چقدر دوندگی دارد باید برویم دادستانی و این ور و آن ور، تازه آیا موافقت کنند یا نکنند؟”
ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی است که به مدت دو سال به جرم فعالیتهای حقوق بشری در زندان بسر می برد. وی در این مدت حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است. این فعال حقوق بشر در حالی دوران محکومیت خود را می گذراند که اوایل امسال حکم جدیدی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به مدت یکسال زندان دریافت کرد.
نکته قابل توجه در حکم صادره جدید اتهام “تبلیغ علیه نظام” است که این زندانی سیاسی در پروندهی قبلی نیز به همین اتهام محکوم به زندان شده و در حالی سپری کردن این محکومیت است.
آساره عیوضی، مادر ابوالفضل عابدینی با اشاره به دلتنگی هایش به “جرس” می گوید: “الان دو سال می گذرد که ابوالفضل در زندان است و در این مدت به مرخصی نیامده است. حتی عید هم نتوانست به مرخصی بیاید. خوب می دانید وثیقه خیلی سنگینی می خواهند من ندارم و سخت است. بعد هم چقدر دوندگی دارد باید برویم دادستانی و این ور و آن ور، تازه آیا موافقت کنند یا نکنند؟”
ابوالفضل عابدینی اسفند ماه سال ۸۸ برای دومین بار بازداشت و به زندان اوین و بند ۲ الف این زندان منتقل شد. وی پس از محکومیت به زندان کارون اهواز منتقل و تا شهریور ماه سال جاری مدتی را در این زندان با شرایط بسیار دشوار به سر برده بود و بعد از آن به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
مادر عابدینی در آستانه سال ۹۰ در نامه ای به رئیس قوه قضاییه نوشته بود: “این روز های سال نو شاهد در بند بودن فرزند بیمارم ونامشخص بودن وضعیت روحی و روانی وجسمی اش بزرگترین عیدی بود که طی سال های طول عمرم نصیبم شد، از ۵ سال قبل تا به امروز هر ساله این جوان نحیف را دستگیر نموده و زیر شکنجه برده وبعد از گذراندن انفرادی های طولانی مدت با قید وثیقه های سنگین که همگی توسط مردم دلسوز تامین شده آزاد گردیده و درهیچ یک از این دادگاهها مجرم نبوده وبا سربلندی برائت دریافت کرده است. آخر به کدامین گناه مستحق این شکنجه ها استُ به گناه دفاع از کارگران نیشکر هفت تپه خوزستان و دفاع از سندیکای معامان ایران و دفاع از سندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی و اصناف دیگر و یا گناه بیان حقایق روز کشورمان؟”
این مادر دردمند پس از دو سال، سکوت خود را شکسته و در خصوص آخرین ملاقاتی که با فرزندش داشته می گوید: “هفته پیش پسرم را ملاقات کردم شکر خدا حالش خوب بود. خوشبختانه شرایطش نسبت به قبل بهتر شده است و چون راهم دور است و مریض هستم و ماشین سوار شدن خیلی برایم سخت است هر هفته نمی توانم به ملاقاتش بروم. خودش هم حال و روزم را می بیند و می گوید با این همه زحمت نیا، مریضی و خسته می شوی. بعضی اوقات که نمی توانم به ملاقات ابوالفضل بروم، می گذارند با من تماس تلفنی بگیرد. ماهی یکبار هم می توانم ابولفضل را حضوری ملاقات کنم. البته باید فرمش را پر کنم بعد اجازه دهند تا ملاقات حضوری داشته باشیم. خوب ملاقات حضوری خیلی خوب است روی صندلی کنار هم می نشینم و وقتی ملاقاتهایمان حضوری است فضای خیلی خوبی است. اما خوب ماهی یکبار است! از نظر جسمی هم که ناراحتی قلبی دارد و نفسش تنگ می شود الان قرص مصرف می کند. ابوالفضل اینقدر بچه خوب و خوش زبانی بود فقط فعالیت حقوق بشری می کرد خوب راهش را “انتخاب” کرده بود و فعالیت می کرد که بازداشتش کردند. چه بگویم دیگر؟! الان هم که من نمی توانم براش کاری انجام دهم، فقط می روم ملاقاتش می کنم کمی آروم می شوم.”
خانم عیوضی در پایان به خبرنگار “جرس” می گوید: “خوب من یک مادرم، نگران و دلتنگ فرزندم هستم اما خوب چکار می توانم بکنم؟ جز تحمل راه دیگری دارم؟ الان دو سال از زندان ابوالفضل می گذرد و ده سال دیگر از زندانش باقی مانده آن هم بخاطر فعالیت حقوق بشر و مصاحبه در رابطه با مسائل حقوق بشر، چطور دلتنگ نباشم؟ چه کاری از دستم بر می آید؟ تنها آرزویم این است که ابوالفضل “آزاد” شود. بخدا برای تمام جوانانی که در زندان هستند شب و روز دعا می کنم تا آزاد شوند. آخر تنها بچه من که زندانی نیست اینقدر جوانان زندانی هستند که من وقتی می رویم آنجا، توی خانواده ها گم می شوم. از خدا می خواهم همه اشان آزاد شوند.”
لازم به ذکر است که چندی پیش ابوالفضل عابدینی همراه با ۹ تن دیگر از زندانیان سیاسی محبوس در بند۳۵۰ زندان اوین با انتشار نامهای سرگشاده نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی بیمار که از عدم دسترسی پزشکی و درمان خود “محرومند” اعتراض کرده بودند.
جرس
مرداد ۵, ۱۳۹۰
پاینده ایران
باخبر شدیم سرور مهدی نور از یاران گرامی پان ایرانیست در خوزستان در غم از دست دادن مادر بزرگوار خویش داغدار شدند. مادر گرامی ایشان که از مدتها پیش با بیماری مبارزه می کرد سرانجام روز سوم مردادماه بدرود زندگی گفته اند. بدینوسیله از سوی اندامان و هواداران حزب پان ایرانیست در خوزستان این درد جانکاه را به خانواده ایران پرست “نور” و “پُل” دل آرامی گفته و شادی روان آن مرحوم را از خداوند خواستاریم.
پاینده ایران
پان ایرانیست خوزستان پایگاه آریو برزن
چهارم امرداد ماه۱۳۹۰
********************************
مراسم خاکسپاری روز ۴ شنبه ساعت ۹ تا ۱۱ از مسجد سید الشهدا واقع در خیابان فرهنگ – بعد از ۴ راه آبادان به سوی بهشت آباد اهواز قطعه هشت
مراسم سوم و هفته روز پنجشنبه ساعت ۹ تا ۱۱ در مسجد حجازی- خیابان نادری بین خیابان کمپانی و آیت اله بهبهانی
مرداد ۴, ۱۳۹۰
Previous Posts